تبليغاتX
پسرک فضول - نيايش براي صلح
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
ببخشيد، گذر چند روزه و پر بركت! گرد و غبار از فضاي ايران و كلي دلايل ديگر گردش روزگار را انگونه قرار داد كه سه شنبه و چهارشنبه گذشته تعطيل شود و من هم از خير كارهاي شنبه و يكشنبه بگذرم و شيرجه اي ديوانه وار به سوي پاك ترين آسمان فعلي كشور يعني استان مازندران و شهر هاي زيباي تنكابن و رامسر بزنم. همچنين سعي كردم از عالم سايبر هم دور باشم (البته عملا TV در خدمت بود ولي اينترنت را در طي اين چند روز غلاف كردم.) و با طبيعت صفا كنم. به خاطر همين فعلا به شعر زير بسنده مي كنم تا در پست بعدي خاطره اي از اين سفر برايتان بيانگارم. 

اثری از فرانچسکوی قدیس

خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آن جا که کین است بادا که عشق آورم
آن جا که تقصیر است بادا که بخشایش آورم
آن جا که تفرقه است بادا که یگانگی آورم
آن جا که خطاست بادا که راستی آورم
آن جا که شک است بادا که ایمان آورم
آن جا که نومیدی است بادا که امید آورم
آن جا که ظلمات است بادا که نور آورم
آن جا که غمناکی است بادا که شادمانی آورم
خداوندا بادا که بیشتردر پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چرا که با بخشیدن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم
با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.
 
این متن در جلسه افتتاحيه سازمان ملل در سال 1945 خوانده شد.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:8  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<