تبليغاتX
پسرک فضول - حالي با خيام رحمه ا...
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
 

آن قصر که جمشيد در او جام گرفت   آهو بچه کرد و شير آرام گرفت 
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر   ديدی که چگونه گور بهرام گرفت 

* * *
امروز ترا دسترس فردا نيست   و انديشه فردات بجز سودا نيست 
ضايع مکن اين دم ار دلت شيدا نيست   کاين باقی عمر را بها پيدا نيست 

* * *
اي چرخ فلک خرابي از کينه تست   بيدادگري شيوه ديرينه تست 
اي خاک اگر سينه تو بشکافند   بس گوهر قيمتي که در سينه تست 

* * *

اي دل چو زمانه می‌کند غمناکت   ناگه برود ز تن روان پاکت 
بر سبزه نشين و خوش بزي روزي چند   زان پيش که سبزه بردمد از خاکت 

* * *
اين کهنه رباط را که عالم نام است   و آرامگه ابلق صبح و شام است 
بزمی‌ست که وامانده صد جمشيد است   قصريست که تکيه‌گاه صد بهرام است 

* * *
ترکيب پياله‌اي که درهم پيوست   بشکستن آن روا نمیدارد مست 
چندين سر و پاي نازنين از سر و دست   از مهر که پيوست و به کين که شکست 

* * *

 

  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 9:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<