تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
خيلي جالبه تابناك نوشته كه بالاخره به كمك يك ماهواره ديگر نزديك به ماهواره عربهاي نازنين، بالاخره شبكه العالم دوباره مشمول پخش مطالب واقعي واقعي واقعي! از سوي جمهوري اسلامي به سمت اعراب عزيزتر از جان شده است. همان اعرابي كه ۳۰ سال است نمك مي خورند و نمكدان مي شكنند. ولي تابناك علي رغم اينكه در دو هفته اخير خودش را براي شبكه العالم كشت و خبرهاي قطع آنها را بارها و بارها منتشر كرد آخرش مشخص نكرد كه تا چه زماني پارازيت بايد بر فضاي ايران حاكم باشد؟ تا كي سانسور دولتي، سانسور اطلاعاتي،‌ خودسانسوري و م.ف، س.ش و اينجور چيزها بايد در مملكت ما وجود داشته باشد و كسي حتي نتواند در مورد آنها اظهار نظر كند؟ تا كي بايد حتي نام فروشگاههاي خارجي را هم براي آنكه ملت نفهمند چه خبر است تحريف شود (هايپر استار كه همان Careforeاست)؟ آخر تا كي؟
  نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 23:29  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
تابناك نوشته : شيخ نابلسي گردانندگان نايل ست وعرب ست را به تروريسم فکري متهم کرد.
تابناك افزوده است: شيخ "عفيف نابلسي" از روحانيون برجسته لبناني در پيامي به شبکه خبري العالم، توقف پخش برنامه هاي اين شبکه خبري در دو ماهواره نايل ست و عرب ست را نوعي "تروريسم فکري" دانست و گفت که اين اقدام بيانگر يکجانبه گرايي و خودکامگي صاحبان و گردانندگان اين دو ماهواره در انتقال اخبار و اطلاعات و انتشار آن است.

حالا من يك چيزي را نمي فهمم، از نظر شيخ نابلسي و تابناك اوضاع اينقدر براي نايل ست و عرب ست خراب است عنوان قطع برنامه ها از روي يك ماهواره تروريسم فكري است ولي آنوقت به ارسال پارازيت روي ماهواره ها و اختلال اينترنت و عملا فيلتر ميل سرورهاي عمومي چه نامي خواهند داد؟

  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:36  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
خيلي بدبختيه اون موقعي كه ميبيني كه بعضيها حتي از ايميلهاي ارسالي هم مي ترسند. آخر شيرين عقلها ميل سرورهاي جيميل و ياهو را فيلتر مي كنيد باز هم با فيلتر شكن كه بالا مي آيند. در ضمن اگر كمي عقل خود را به كار بياندازيد مي بينيد كه يكسري از مراكز دولتي  هم ميل سرورهاي اختصاصي دارند كه از طريق آنها هم مي شود ميل فرستاد.

عاشق پيشه ها بخش اعظمي از ارتباطات علمي و تجاري خودتون را هم با فيلتر كردن ميل سرورها مي خوابونيد كه....! خيلي حماقت مي خواد. آخرشيم.

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 18:10  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
امروز صبح وقتي خواستم ايميلهايم را چك كنم ديدم سيستم جيميل و ياهو هر دو داراي مشكل هستند و بالا نمي آيند. حواسم به اين نبود كه روز ۱۳ آبان است و دولتمردان عزيز از ساخته هاي دست خود نيز به شدت در هراس هستند لذا سري به سايتها زدم و ديدم كه سايت آينده نيوز مشكل و اختلال در ميل سرورها را به گردن خود سرويس دهندگان انداخته و انگار نه انگار كه دولت فخيمه اين بلا را بر روي سرورها ايجاد كرده است. من ساده دل هم كه اصلا يادم نبود ۱۳ آبان است باور كردم و بعد كه از همسرم پرسيدم و متوجه شدم كه آنها مشكلي نداشته اند متوجه شدم كه آنها مستقيما به IPS هاي خارجي وصلند و هيچ مشكلي در كار نبوده،  تازه فهميدم چه كلاه بزرگي به سر مبارك بنده رفته است. نميدانم اين برخوردها واقعا تا كي بايد ادامه يابد؟ در ضمن آينده نيوز كه مثلا اصلاح طلب است و مخالف دولت پس چرا اين سايت هم اين شبهه دروغ را بر اذهان خورانده بود؟ 

امروز صحنه ديگري را هم در بي بي سي ديدم كه مو بر اندام انسان راست مي كرد. آن هم پاره كردن تصوير رهبر معظم بر روي يك بيل بورد بود و انداختن به زير پاي تظاهر كنندگان به جاي پرچم امريكا و اسراييل! خدايا دنيا چقدر كوچك است. خيلي زود گاهي جوابمان را مي گيريم. خدايا خودت به ما رحم كن.

  نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:1  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
آخه چقدر بايد آدم ...

ديگه واقعا موندم معطل. آخه اين رويانيان يك شبه چه اتفاقي برايش افتاد كه اينجوري شد؟ آخه آدم از اون همه حرفهاي قشنگ و اعمال قانونمندانه به جايي برسد كه بگويد مترو لوكس است و مد روز محسوب مي شود؟ اي بسوزي پست و مقام هي....

و دلم مي خواست بهش بگم سردار عزيز با اينكه من حرف حق تو كلم نمي ره كه هم سيستم سر و ته يك كرباسند و بالاخره هم با  اين حماقتهام سر به سينه قبرستون مي گذارم ولي

اي اسطوره ديرين بعضيها يادت هست تو اون برنامه هاي ماه رمضون در تلويزيون در قبر خوابيده بودي و گفتي همه چيز را به مردم گفتي و ديگه حرفي نداري؟ يادته؟ اگه اعتقاد داري بدان كه زمان زيادي تا اينكه بخواهي دوباره آنجا را ببيني نمانده؟ هيچ كدام از ما نمي توانيم آن زمان را پيش بيني كنيم. دنيا ارزش اين حرفها را ندارد.

 

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:45  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
داشتم آينده نيوز را ورانداز مي كردم كه به خبري  برخوردم كه برق سه فاز ازم پريد.

 حقيقتش اصلا فكر نمي كردم به اين زودي رنگ منحوس سبز كه توسط عده اي از خدا بي خبر به عنوان نماد انتخاب شده بود توسط برادران حزب ا... به عنوان رنگ غیرت آفرین ، دشمن ستیز و مظلوم نواز "سبز" ناميده شده و مقرر شود تا پايان جهان از اين رنگ به عنوان نماد حزب ا... كه تا قبل از اين زرد بود! استفاده شود. كمي از بيانيه اين دوستان را مطالعه بفرماييد:

در این زمینه ستاد "جنبش سبز علوی " از عموم امت ایران می‌خواهد كه:

1- "جنبش سبز علوی " كه متشكل از سادات، معتقدین و دل سوختگان مكتب تعالی بخش تشیع ناب علوی است از عموم محبین و معتقدین به ولایت امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب علیه الاسلام می‌خواهد كه با تمسك به "قبة الخضراء " و گنبد سبز نبوی صلی الله علیه و آله و سلم از این پس و به خصوص در مراسم مذهبی در پیش رو همچون عیدین سعیدین قربان و غدیر خم و نیز محرم و صفر سالار شهیدان كربلا حضرت ابی‌عبدالله الحسین علیه‌ السلام با تظاهر و بر تن كردن لباس‌ها، شال‌ها و پرچم‌‌های مزین به این نماد مقدس سبز در مجامع عمومی و مذهبی همچون مساجد، تكایا، حسینیه‌ها، مدارس، ‌دانشگاه‌ها، خیابانها، حوزه‌های علمیه، مجامع كارگری و كشاورزی، صنعتی و تجاری، بازار، جشن‌ها و میهمانی‌ها و محیط فعالیت‌ ورزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، محیط كار و كسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگی و صفای خویش، ولایت مداری، فراگیری و دلبستگی به مكتب سبز علوی خویش را به نمایش گذارند.

2- از عموم هم میهنان عزیز درخواست داریم كه در ایام متبرك پیش رو به خصوص عید بزرگ سادات علوی - عید غدیر خم - با آویختن پرچم سبز رنگ و مزین به نام مطهر ائمه طاهرین علیهم السلام بر سر در منازل ، مغازه‌‌ها و محیط‌‌های در اختیار خود، افتخار خویش در زنده نگاه داشتن نمادهای مذهبی و محترم و نیز اعتراض خود به سوء استفاده ازنمادهای دینی و مكتبی در بازی‌های سیاسی و حزبی را اعلام نمایند.

3- استفاده گسترده از رنگ سبز می‌تواند در قالب‌های گوناگون همچون چراغانی با نور افشان‌های سبز، نصب تابلوها و تراكت‌های مزین به این رنگ و عكس گنبد مطهر پیامبر اعظم (ص) و ائمه‌ هدی علیهم السلام در تمامی نقاط شهرها، روستاها و حتی محیط‌های تفریحی سالم صورت گیرد.

4- همچنین به رسم احترام و ادب و تعظیم این ایام بزرگ، سادات جلیل القدر علوی می‌توانند هدیه‌هایی شامل شال و سربند سبز و یا سایر اقلام سبز رنگ به میهمانان عالیقدر خویش اهدا نمایند.

5- ستاد "جنبش سبز علوی " از تمامی دل‌ سوختگان و پیروان و رهروان مكتب امیر‌المومنین (ع) درخواست می‌نماید كه برای ثبت این حركت مردمی و فراگیر با صرف بخشی از دارایی خود در خرید اقلام تبلیغاتی سبز رنگ در جمع محبین اهلیت علیهم السلام در هر هیئت، مجلس و مراسم در روستاها و شهرهای كشور، زكات مال خویش را پرداخته و به پیشبرد این جنبش مكتبی یاری رسانند.

6- همچنین ستاد خودجوش و مردمی "جنبش سبز علوی " از عموم مراجع معظم تقلید و روحانیت معظم، نخبگان، اساتید حوزه و دانشگاه، جوانان، بانوان، ورزشكاران، هنرمندان، كسبه، كارگران، كشاورزان، صنعتگران، طلاب، دانشجویان، دانش‌آموزان و سایر اقشار و صنوف كشور می‌خواهد كه ضمن ترویج هرگونه ایده سبز علوی به فراگیر سازی این جنبش علوی و الهی در هر كوی و برزن كشوراهتمام ورزیده و با تشكیل ستادهای خودجوش مردمی رسالت الهی و مكتبی خویش در تبلیغ درست مكتب نورانی بخش اسلام و تشیع را اجرایی نمایند.

7- منازل، مساجد، اتومبیل‌ها، میادین عمومی و ورزشی، بیمارستان‌ها، مراكز بهزیستی و حمایتی و ... می‌توانند ضمن شادی آفرینی در دل محبین اهل بیت عصمت و طهارت و ابوالائمه امیر المومنین علی(ع) به ترویج روح عدالت گستری، ظلم ستیزی، ولایت مداری و ستیزی علوی اهتمام ورزند.

8- ستاد "جنبش سبز علوی " همچنین با اعلام تاسیس پایگاه اطلاع رسانی "جنبش سبز علوی " به نشانی اینترنتی www.jsanews.com از تمامی فعالین مكتبی و ولایی محیط‌های اینترنتی و مجازی درخواست می‌كند با انتشار ایده‌های سبز این جنبش و هر آنچه در این مسیر به اذهان خویش خطور می‌كند به تعمیق بخشی پایه‌های فكری سادات و معتقدین جنبش سبز علوی كمك و یاری رسانند.

9- حضور دسته جمعی مردم با رنگ سبز در خیابان‌ها، میادین و جشن‌های اعیاد پیش رو به عنوان سمبلی از شروع حركت "جنبش سبز علوی " به شمار رفته و حركت این جنبش به مدد الهی در محرم و صفر و ما بعد آن نیز ادامه خواهد یافت.

10- "جنش سبز علوی " معتقد است مكتب 1400 ساله تشیع به مثابه كلمه طیبه و شجره سبز و بارور طوبی ریشه درمحكمات و سر بر آسمان دارد و با دست‌اندازی بیگانگان كه به مثابه شجره پلید و خبیثی‌اند كه نه ریشه‌ای دارند و نه بر و ثمری ، اندك تزلزلی در ادامه مسیر سبز علوی ملت ایران و معتقدات آنان بروز و ظهور نخواهد یافت و خداوند بر هر امری قادر و توانا است.

والسلام علی من اتبع الهدی
ستاد جنبش سبز علوی

 

حقيقتش ديگه حرفي ندارم ولي خودمونيم گربه را هم از بالا بياندازي پايين اگر فاصله كم باشه به اين زيبايي نمي تواند خودش را با اوضاع روزگار تطبيق دهد.

فقط يك چيز بايد گفت كه اين ته ته تهشه.

 

  نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:35  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
گاهي دلم مي خواد مثل يك آدم سالم فقط شاد باشم ولي وقتي اول صبح دم گيشه روزنامه فروشي  روزنامه ها را نگاه مي كنم اعصابم به هم ميريزه.

وقتي كه آدم مي بينه نوشته شده زير سوال بردن  يك پديده يا بهتر بگوييم يك عملكرد ميتواند بزرگترين جرم باشد آنگاه فقط به يك چيز فكر بايد فكر كرد: كه عملا حق زندگي در اين كشور از انسان سلب شده است داشتن آزادي پيش كش.

ديروز پسرم را كه فقط ۴ سالشه برده بودم خريد و حسابي خسته شده بود آخرش گفت بابا من چيكار بايد بكنم كه برگرديم خونه؟ الان هم به اين فكر مي كنم كه اگر ما نخواهيم بريم بهشت بايد چيكار كنيم؟

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:49  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در سايت آينده نيوز يك عكسي بود از يكي از دوستان عزيز و هواداران دولت فخيمه گوگوجيها كه ظاهرا در حال حاضر دبير سرويس سياسي روزنامه ايران است و البته اين حقير اسم شريفشان را نمي دانم. علي ايالحال ايشان در جشنواره مطبوعات سه چهارتا هديه ناب از نوع كف گرگي،‌كله  و ... و همچنين هدايت عده اي ديگر از زير گوگوجيهاي محترم را به عهده داشته اند تا از جناب شيخ الشيوخ كروبي پذيرايي كامل به عمل آيد. آنچه كه بنده متوجه نشدم اين است كه چرا اينقدر فاصله اين خانم با ايشان در اين تصوير كم است. ثانيا خانم با انگشتشان چه چيز را نشان مي دهند. راستي اين خانم كيست؟

فاصله بيش از حد كمه.

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:39  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
شنيدم كه جناب حيدري،‌ اخبارگوي معروف شبكه 2 هم بله!! و ايشان هم سري به فرنگستان زده اند و به دنبال علم سر به ديار غرب گذاشته اند. در اينكه عموما در اين ايران هر كسي دست اندر دماغش كند بقيه او را متهم به انواع فسق و فجور مي كنند و بدترينها را براي وي مي نويسند كه شكي ندارم ولي دو سه مطلب در جريان مصاحبه اين عزيز بود كه كاملا نشان مي دهد ناچار شده كمي پنهان كاري بكند. اولا فرمودند براي ثبت نام رفته اند و بر ميگردند پس چرا گفتند كه در سر كلاس بوده اند و براي مصاحبه از كلاس خارج شده اند؟ ثانيا فرمودند از مدتها قبل اين سفر برنامه ريزي شده بوده است ولي ايشان نتوانستند اطلاعات دقيقي از طول زمان سفرشان بدهند و بالاخره هيج صحبتي از مقصد ايشان نشد با اينكه كاملا مي شد حدس زد كه يا در آمريكا و يا در كانادا هستند.

البته من بالشخصه اميدوارم ايشان هرجا هستند موفق باشند ولي اين همه پنهان كاري براي چه؟ احتمالا مثل بسياري از ديگر عزيزاني كه مي خواهند فلنگ را ببندند، مدتي را براي احتياط و خراب نكردن راههاي پشت سر مرخصي گرفته اند كه اگر كارها راست و ريس نشد راه برگشت هم باشد ولي حقيقتا اميدوارم به زودي جاي وفا مستقيم و بهنود مكري را در VOA نگيرد!!

  نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
ايميلي برايم رسيد كه نوشته اي بود از قول دكتر شريعتي. حقيقتا چك نكردم ببينم واقعا متعلق به گفته هاي دكتر است يا نه ولي ديدم زيباست. به همين دليل آن را براي اين پست انتخاب كردم.

دموکراسی میگوید: رفیق حرفت را خودت بزن نانت را من می خورم !
مارکسیسم میگوید: نانت را خودت بخور حرفت را من میزنم!
فاشیسم میگوید: نانت را من میخورم،حرفت را هم من میزنم،تو فقط برای من کف بزن!
اسلام حقیقی میگوید: نانت را خودت بخور،حرفت را هم خودت بزن،من برای اینم که به حق برسی!
اسلام دروغین میگوید: تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن...اما حرفی که ما میگوییم!

  نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 0:13  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
داشتم برنامه عصر پرتقالي راديو جوان و صحبتهاي جناب آقاي دوستي (تحصيلكرده آمريكا و دستمال به دست فعلي) را گوش مي دادم كه يكدفعه يك موسيقي پخش شد كه برايم خيلي آشنا بود. در عين حالي كه موسيقي برايم بسيار دلپذير بود و فهميدم كه آنرا خيلي شنيده ام ولي اول متوجه نشدم كه آن چيست.

ناگهان به خاطر آوردم كه همان موسيقي است كه بي بي سي فارسي در تبليغ برنامه خودش گاهي در بين برنامه هايش مي گذارد و از تجميع سازهايي چون دف، پيانو ، سه تار و ... تشكيل شده است. آنوقت بود كه هر چر فحش بود نثار صدا و سيماييها كردم كه آخر ق.ر.م.س.ا.ق.ي تا كي؟

زمين و زمان انگليسيها و بي بي سي را به فحش مي كشند و هر آنرا نگاه كند كافر بالفطره مي خوانند و پارازيت را نثار امواج مي كنند كه مبادا كسي اين برنامه ها را ببيند و خصيتين بعضيها تكان بخورد آنگاه از برنامه ها و محصولات آنها به هر شكلي كه مي خواهند استفاده مي كنند و آه جانسوز هم مي كنند كه سردار شوشتري توسط ايادي انگليس و آمريكا به شهادت رسيد.

آخر بي حيايي تا كي؟

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 22:22  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك در مورد تغيير ساعت كار در تهران خواندم كه براي مشكلات احتمالي هم براي پدران و مادران عزيز كه داراي كودكان مهد كودكي و يا سالهاي اوليه دبستان هستند پيش بينيهايي شده و اگر اولياي گرامي كه هر دويشان كار مي كنند و نمي توانند بچه ها را سر موقع به مهدها يا دبستانها برسانند مي توانند بچه ها را ابتدا به سر كار برده و سپس مرخصي گرفته و دوباره در وسط كار به مهدها و دبستانها مراجعه نموده و آنها را تحويل فرمايند!

من حقيقتش اين وسط نفهميدم فلسفه تغيير ساعت براي رفع ترافيك تهران با ارائه طريق فعلي چيست؟ و چگونه تحليل شده ولي يك چيز را كاملا متوجه مي شوم كه يا مديران كشور ما در صدد نابودي كامل اين كشور به هر شكل ممكن هستند و يا اينكه يك مشت احمق بي خاصيت كه مديريت كشور و كلانشهرها را با شستن توالت اشتباهي گرفته اند مسئول كارهاي كشوري شده اند.

آخر در تمامي كشورهاي دنيا مديريت كنترل اصناف به عنوان يكي از اصول مديريت شهري براي رفع بسياري از مشكلات شهري در نظر گرفته شده و در بسياري از كشورهاي جهان در حال انجام است چرا ما از تجربيات انجام شده هم استفاده نمي كنيم.

خيلي جالب است دقت بفرماييد كه مديريت هاي كلان كشور چقدر زيبا هستند از طرفي همين مديريت تغيير ساعت ولي به صورت غير اصولي براي مديريت ترافيك و از طرفي پارازيت بر روي ماهواره ها براي به بهشت رفتن ملت ايران به قيمت از دست رفتن جان مردم و مريض كردن آنهافقط به خاطر اينكه اين ملت به بهشت بروند.!

يكي نيست به اين عتايق بگويد به خدا اگر از الگوهايي مثل هلند و بلژيك و يا حتي انگليس براي مديريت زمان جهت كنترل ترافيك استفاده كنيد تحت استعمار آنها نحسوب نمي شويد و ملت هم بدون ماهواره مستقيم به بهشت مي روند. شما اينقدر انرژي نگذاريد و مطمئن باشيد كه مغضوب خداوند نمي شويد.

كم كم دارم شك مي كنم اون دنيا به خاطر حماقتهايمان در خصوص تن دادن به اين ذلتها و حماقتها بايد به جهنم رهنمون شويم.

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:27  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يك ايميل برام اومده بود كه چند تا از كاريكاتورهاي نيك آهنگ به همراه چند عكس ديگر بود كه اين عكس از همه باحالتر بود. اينجاعكس را ببينيد.
  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 0:43  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
خيلي خيلي جالب بود. چي؟ حقيقتش داشتم اخبار بيست و سي شبكه دو را نگاه مي كردم كه ديدم جناب رييس جمهور با تعداد بسيار زيادي اساتيد! (حدود 20 تا 30 نفر) از دانشگاه علم و صنعت كه ما قديمها به اون عشق و سمبل مي گفتيم ديدار و گفتگو كرده اند. آنچه كه براي من جالب بود عفت كلام يك رييس جمهور بود. ايشان در مورد يك بحث اعتباري يك ميلياردي صحبت مي فرمودند كه در انتها گفتند ... آخرشم بايد يك ميليارد پياده شيم!

حقيقتش من روم نميشه پيش خانواده ام هم اينگونه صحبت كنم. نه شاهزاده هستم و نه سلطنه و نه در خانواده نظاميها بزرگ شده ام و جتي يك خانواده فرهنگي سطح بالا هم ندارم ولي باور كنيد اگر اينجوري جلوي پدرم حرف بزنم همين الان با سن چهل سال هم ابوي سكه يه پولم ميكنه و كلي از ادب و نزاكت بارم مي كنه به طوريكه اصلا كلمه پياده شديم از ذهنم خارج بشه.

ميشه بگيد اين بي ادبهايي كه به آقاي احمدي نژاد ياد دادند چه كساني بوده اند؟

استاد اخلاق كابينه؟ جناب آقا تهراني؟ 

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 0:50  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

گزارش زير به نقل از خبرنگار روزآلاين مي باشد.

روز جمعه، تساوی و فرمایشی یک بر یک در مسابقه شهرآورد استقلال و پرسپولیس، نزدیک به هفتاد هزار تماشاگر را به خروش آورد. در پایان این بازی، فریاد "تبانی، تبانی" و "فوتبال سیاسی نمی خوایم، نمی خوایم" حصار مراقبتهای ویژه پلیسی حاکم بر جو ورزشگاه را شکست و صدای فریادهای ضد حکومتی تماشاگران را به بیرون ورزشگاه رساند.

داربی پایتخت درحالی درساعت 14:30 جمعه برگزارشد که درروزهای گذشته اکثرنهادهای دولتی نسبت به هرگونه تحرک وشعارهای اعتراض آمیزدراین مسابقه تاریخی به مردم هشدار داده بودند. بلیط فروشی کم درورزشگاه، حضوردوقاضی درورزشگاه آزادی، افزایش چشمگیر نیروهای امنیتی، ازجمله اقدامات دولت کودتا برای سرکوب مردم بود.

پیش از شروع بازی، سردار علی بابایی، فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی در خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی اعتراف کرده بود که برای آرام نگاه داشتن جو ورزشگاه علاوه بر اونیفورم پوشهای گارد ویژه، از لباس شخصی ها در میان تماشاگران هم استفاده و با هر حرکت اعتراضی به شدت برخورد خواهد شد.

خبرگزاری فارس حتی از حضور یک گروه پنجاه نفری پلیس زن برای یک مسابقه سراپا مردانه خبرداد. همین خبرگزاری البته در گفت و گویی با امیرحاج رضایی، مفسر با سابقه فوتبال هم از قول وی نوشت: "مردم می دانند در این فوتبال چه می گذرد. توصیه های ایمنی باعث تساوی داربی می شود."

در شهرآورد جمعه اما، تماشاگران دو آتشه پرسپولیس و استقلال پس از آن که شاهد یک بازی مساوی دیگر بودند که به عقیده آنها بوی "تبانی" می داد، در لحظه های پایانی در خروش به دولت احمدی نژاد همصدا شدند و حتی شعار "یاحسین، میرحین" سر دادند، شعاری که ثانیه هایی از آن در پخش زنده تلویزیونی هم شنیده شد.

در پایان بازی، گزارش پلیس حاکی از عدم درگیری و دردسر داربی های گذشته بود، اما گزارش دیگر نیروی انتظامی از بازداشت قاچاقچیان مواد مخدر، افراد شرور و فعالان بازار سیاه بلیت حکایت داشت.

 

مشاهدات خبرنگار روز

در ساعت 8:30 دقیقه صبح جمعه، تمامی خیابان های منتهی به اتوبان تهران - کرج وخیابان - های اطراف ورزشگاه آزادی مملوازجمعیتی بود که برای دیدن مسابقه خود را به استادیوم آزادی می رساندند. ازنکاتی که نسبت به بازی های گذشته لیگ مشهودتر می نمود حضورگسترده نیروهای امنیتی بود. مأموران اطراف ورزشگاه را ازورودی شرقی وغربی پوشش داده بودند. برخی ازنیروهای پشتیبانی هم بصورت پراکنده درحوالی پارک ارم مستقربودند.

تماشاگران برای رسیدن به گیشه های فروش بلیط می بایست ازمیان انبوه مأمورانی عبورکنند که بصورت لایه ای ازاولین ورودی اقدام به بازرسی بدنی آنها می کردند. مأموران به محض مشاهده افرادی که لباس ویا نشان های سبزبا خود داشتند آنها را متوقف می کردند واقدام به تعویض لباس آنها می کردند. تماشاگران پس ازعبورازاین بازرسی ها به گیشه های بلیط می رسیدند، اما تنها سه گیشه اقدام به فروش بلیط برای بازی "آن هم بلیط های طبقه دوم ورزشگاه" می کرد. پس ازگذشت دقایقی ازاین اتفاق، تماشاگران نسبت به این موضوع اعتراض کردند. دقایقی بعد تعداد معدودی بلیط طبقه پایین میان تماشاگران توزیع شد اما بعد ازگذشت دقایقی این روند متوقف گردید.

افرادی که به عنوان متصدی فروش بلیط درگیشه ها مستقربودند مدعی شدند که از "بالا" دستوررسیده که بلیط طبقه پایین دیگربه فروش نرسد. اکثرتماشاگران باشنیدن چنین خبری اقدام به خرید بلیط برای طبقه دوم ورزشگاه کردند. در داخل ورزشگاه اولین نکته قابل تأملی که به چشم می خورد خالی بودن برخی ازجایگاههای طبقه پایین ورزشگاه بود. جایگاههای شماره 12-13- 18-21 ازجمله نقاطی بود که هیچ تماشاگری درآنجا وجود نداشت. بخش هایی ازطبقه دوم هم به نیروهای امنیتی اختصاص داده شده بود.

یکی ازتمهیداتی که مسئولین ورزشگاه برای این بازی درنظرگرفته بودند نصب باندهای بسیارقوی وبزرگی بود که دراکثرنقاط ورزشگاه مستقرشده بود. وقتی درساعت 13 برخی ازتماشاگران طبقه اول اقدام به شعاردادن "مرگ برتو... مرگ برتو... مرگ برتو" کردند، باندهای فوقانی اقدام به پخش موسیقی کردند. این درحالی بود که چنین تمهیداتی ازسوی مسئولین ورزشگاه دربازی های قبلی مشاهده نشده بود.

درضلع جنوبی، شرقی وغربی ورزشگاه تعداد زیادی ازمأموران امنیتی به همراه ماشین های ویژه مستقرشده بودند. مأموران امنیتی اجازه هیچ توقفی را به تماشاگران نمی دادند وازهمه می خواستند حرکت کنند وبه داخل ورزشگاه بروند وبنشینند. اگرفردی لحظه ای توقف می کرد با باتوم به ضرب وشتم وی می پرداختند.

سرانجام بازیکنان برای آماده شده وارد زمین شدند. بازی طبق قرارقبلی درساعت 14:30 آغازشد. درلحظات پایانی بازی وازشروع دقیقه 80 تماشاگران اقدام به سردادن شعارهای "باند بازی نمی خوایم، نمی خوایم"، "فوتبال با سیاست نمی خوایم، نمی خوایم" "یا حسین، میرحسین" نسبت به نتیجه بازی اعتراض کردند.

همزمان با این اتفاق برتعداد مأموران ضدشورش وامنیتی داخل ورزشگاه افزوده شد. پس ازآنکه بازی به پایان رسید. تماشاگران که به آرامی قصد خارج شدن ازخروجی ها را داشتند با مأموران زیادی مواجه می شدند که مترصد حرکتی ازسوی آنان بودند تا اقدام به ضرب وشتم تماشاگران کنند.

برخی ازتماشاگرانی که درمسیرها می ایستادند طبق روال معمول مأموران مورد ضرب وشتم قرارمی گرفتند. حضورنیروهای امنیتی ازچنان حجم گسترده ای برخورداربود که حضورآنها به صورت نیروهای پشتیبانی تا میدان آزادی قابل مشاهده بود. پس ازخروج تماشاگران ازورزشگاه وحضوردرخیابانها، اتوبان تهران – کرج با ترافیکی سنگین مواجه شد.

مأموران راهنمایی ورانندگی که با نیروهای امنیتی همکاری می کردند برخی ازورودی های دهکده المپیک وورزشگاه را برای امنیت بیشترمسدود کرده بودند. این اقدام با اعتراض برخی ازاتومبیل هایی مواجه شد که درترافیک اتوبان سرگردان شده بودند وآنها با بوق زدن ممتد نسبت به این تصمیم اعتراض می کردند.

  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
تابناك گزارش داده كه در دانشگاه تهران در كلاس جناب حداد خان عادل بيخيال ۳ كشته در كهريزك، اغتشاش برپا شده و دانشجونماهايي كه اسمشان دانشجو است و به زور از دربهاي دانشگاه وارد شده اند كلاس درس ايشان را به علت اتهامات واهي به ايشان خصوصا دروغگويي، ماستمالي كردن حقايق و .... بر هم زده اند و جالبتر اينكه عضو كميسيون امنيت مجلس خود را قاطي ماجرا كرده و در اين وسط آش خود را نمايان ساخته كه اگر يكبار ديگر از اين كارها بكنند خود دانند و بقيه اونهايي كه زوركي به دانشگاه نرفته اند و بيغيرت و بدبخت صدايشان در نمي آيد، جلوي اين ....نماها را بگيرند.

 

جالب قضيه اينجاست كه اين نماينده ببخشيد كرسي سبز نشين هرم بهارستان با چه آب و تابي وسط قضيه اومده و خود جناب حداد خان الحمد... ككشان هم نگزيده است.

  نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:29  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
جديدا بحث ريشه يابي و روند يابي يا آسيب شناسي و اينجور كلمات قلمبه سلمبه جامعه شناسانه خصوصا در راديو و تلويزيون و رسانه ها خيلي مد شده و جالب اينجاست كه نتيجه تمام اين ريشه يابيها به آدمها و نظراتي ختم مي شود كه به نوعي مخالف وضعيت حاضر هستند.

جالبتر اينجاست كه در خبر تابناك در مورد تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه شريف هم رييس دانشگاه به دنبال ريشه يابي علل اين اعتراض بوده است در صورتيكه اگر كمي فكر مي كرد متوجه مي شد كه علت اعتراض همان خبر تكميلي تابناك است كه نوشته بود: کامران دانشجو وزیر علوم صبح امروز سه شنبه برای افتتاح دانشکده جدید کامپیوتر به دانشگاه صنعتی شریف رفته بود.

اين درست مثل اين بود كه بگوييد چرا وقتي آفتاب هست هوا روشن است و يا بگوييد چرا فروشگاه هايپراستار اينقدر شلوغ مي شود؟

ساده بود نه؟

  نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 23:52  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك آمده بود كه دو عدد قاضي همزمان در بازي دربي پايتخت مشغول رتق و فتق امور قضايي در صحن ورزشگاه خواهند بود!

اين خيلي جالبه لامروت به جايي رسيده ايم كه پرونده هاي قضايي در دادگاهها به اتمام رسيده و ديگه مشكلي وجود نداره و الان فقط تنبيه و محاكمه اراذل و اوباشي كه به صورت سبز پوش به ورزشگاه مي روند از نون شب مردم هم واجبتر است. بنازم به اين تفكر و عقل سليم!

  نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 23:22  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
اين دفعه نفهميديم چند تا از كودكاني كه بغل مادرانشان بودند و اسپانيايي حرف مي زدند محمود را صدا كردند و آيا اصلا محمود موفق شده است آنها را ببيند؟  خداييش اين دفعه به محمود خيلي نامردي شد. حتي يك هتل درست و حسابي هم تحويلش نگرفت كه شب كپه اش را بگذارد. البته من مطمئنم بالاخره چند تا كودك اسپانيايي زبان كه در فاصله ۱۰ تا ۱۵ متري ليموزين جناب رييس گوگوجيها بودند توانسته اند اسم محمود را فرياد كنند ولي رسانه هاي جمعي چون اين دفعه خيلي به محمود نامردي كرده اند آن را گزارش نداده ند.

بي مروت يكي از خبرنگاران تلويزيونهاي صهيونيستي آمريكايي گفته بوده كه تا به حال رييس جمهور نديده ام كه شب جايي را براي ماندن نداشته باشد. بميرند الهام و مشايي براي وي كه اين فاجعه براي اين عزيز سفركرده رخ داد و آنها فقط نگاه كردند.

ولي خوبه حالا آقايان قاتلين حرفه اي كه محمود خيلي دوست داشت با آها خوش و بش كند بخورند و دم نزنند كه يك سايت ديگه هسته اي تا سفت كاري پيش رفته است. ماتحتشون بسوزه. 

ولي بازم نفهميدم چرا در تيتر به من الهام شد كه بنويسم فروشگاه هايپر استار؟

  نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 22:49  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
رييس گوگوجيها در طي كنفرانس خبري خود اظهار داشتند كه ما فقط سيمان و آهن و گل و خاك و گچ خاك و استامبولي و عمله برديم سر سايت و هنوز اين مواد متشكله به ساختماني تبديل نشده اند كه بخواهيم سانتريفوژ در آن بگذاريم تا بعد از آنكه غني سازي كرديم بمب بسازيم و با موشكهاي ميانبردمان به سوي رژيم صهيونيستي شليك كنيم!

ولي خداييش اين نامردي نيست كه هنوز نه به بار نه به دار آنوقت ايران را به خاطر مواد متشكله يك تركيب زيبا محاكمه كنيم؟

در ضمن من فكر مي كردم جناب رييس گوگوجيها دكتراي ترافيك داره! در صورتيكه ظاهرا دكتراي عمران هم گرفته چون به خوبي مراحل مهندسي ساخت و ساز را براي خبرنگاراني كه از بحث ايجاد سايت جديد انرژي هسته اي سوال مي كردند تشريح مي كرد.

  نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
رييس گوگوجيها رفته نيويورك. هنوز نفهميدم كه اين علاقه خاصي كه ايشان به اين خطه از عالم دارند براي چيست. قبلا شنيده بودم بعضي از آقايان معزز وقتي سرما مي خورند بايد آب رودخانه تيمز لندن را نوش جان كنند ولي در مورد فوايد آب و هواي نيويورك چيزي نشنيدم.

در ضمن خبرهاي رييس گوگوجيها كه رسيد اين سوال هم برايم مطرح شد كه چرا جناب احمدي نژاد مجبورند هر سال به پاتوق آدمكشان حرفه اي سفر نمايند؟

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:4  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يك اس ام اس برام اومد كه سيد علي خميني كه با نوه آيت ا.... سيستاني ازدواج كرده، به ملاقات آقاي سيستاني رفته و ايشان فرموده اند كه جناب علي آقا موظفند و بايد از فرمان ولي امر مسلمين تبعيت كنند! دو تا سوال برام مطرح شد. اول آنكه شاگرد آيت ا... خويي چگونه بحث ولايت فقيه را قبول كرده در صورتيكه ذاتا آنرا نمي پذيرند. ثانيا آيت ا... خويي و شاگردانش دخالت سياست در دين را قبول ندارند. پس چگونه يك جنين توصيه اي به جناب علي آقا داشتند؟

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:56  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 در روزنامه ها خبري خواندم از رييس ستاد مركزي انتفاضه و قدس كه ظاهرا برنامه هاي روز قدس تحت نظر اينها برگزار مي شود و رييسشان هم جناب رمضان شريف است. البته اول فكر كردم ايشان فلسطيني هستند و كل برنامه هاي روز قدس از خارج از كشور و توسط فلسطينيها كنترل مي شود ولي بعد متوجه شدم خير ايشان ظاهرا ايراني هستند و اين ستاد هم در ايران است. ولي عقل كوچك من اصلا نمي تواند درك كند كه يك همچين ستادي و با اين نام و با اين رييس چرا بايد از پول بيت المال هزينه كند و چه كارهاي ديگري را در ايران هدايت مي كند؟ اگر شما فهميديد به من هم بگوييد.
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 6:12  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
امسال براي شبهاي قدر به دليل بعضي از گرفتاريها اصلا وقت نگذاشتم البته تنبلي هم بي تأثير نبود ولي امشب به اين نتيجه رسيدم بي تفاوتي به اين ليالي عزيز مختص من نيست. امسال تقريبا از بي حال ترين شبهاي قدر (البته در ايران) در سالهاي اخير بود. حتي شهر هم حال و شور سالهاي قبل را نداشت ولي در عوض آن استفاده ابزراي از دين و خرج كردن از بزرگاني همچون علي به وفور ديده شد. خرج كردن از بزرگان و خصوصا علي و استفاده ابزراي در دين بيشك از علاقه منديهاي دينداران ايراني و رهبران آنهاست. ابتدا فكر مي كردم استفاده ابزاري فقط مختص سيستم تبليغاتي است ولي الان مي فهمم نه سيستم تبليغاتي هم از روساي بزرگ اين را ياد گرفته است.

  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 1:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
حقيقتش من متوجه نشدم كه "نامه معرفي گوگوجيهاي جديد از سوي اينجانب را به دليل شبهاي قدر به من بازگردانيد" يعني چه؟

شما فكر مي كنيد اين امر به پابوسي امام رضاي مشتي چاوز بر ميگرده؟ يا به افتتاح فروشگاه هايپر استار؟ شايد هم به قهر كردن فاطمه رجبي با رييس گوگوجيها به خاطر انتخاب نكردن وي به عنوان وزير دادگستري؟

خدا عالم است. اما در هر صورت من مي خوام توي نيويورك رييس گوگوجيها را با سينه اي باز ببينم. بايد خيلي ديدني باشد. نه غلام؟

  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:41  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
عنوان اين پست خيلي گنده شد نه؟

در هر صورت خيلي جالبه از يك طرف ميبيني كه آقاي چاوزي كه عملا يك سكولار كامله و معلومم نيست اصلا دين داره يا نه (در يك لحظه فكر كردم كه نجف زاده هستم و براي بيست و سي دارم خبر مي خونم) ظرف سه چهار سال هفت بار مي آد ايران حال و حول مي كنه و دست آخر به پابوس امام رضا هم مي ره و راجع به امام زمان و حضرت مسيح اظهار نظرجات مي كنه به طوري كه قند در دل رييس گوگوجيها آب ميشه و از طرف ديگه همين چاوز عزيز در ونزوئلا دست در دست دختر شايسته دنيا  حال و حول ميكنه به مردم دنيا فخر مي فروشه و از اينكه مي تونه بازهم 20000 بشكه بنزين به كشوري كه بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان را داره بفروشه و كلي سرمايه گذاري ايراني را هم به كشورش جذب كنه كلاشو بالاتر مي ذاره و به ريش من و شما مي خنده. من نمي دونم عشق پنهان و آشكاري كه بين رييس گوگوجيها و چاوز هست با عشقي كه بين شمسي پهلوون و رييس گوگوجيها هست چگونه قابل تجميعه؟ 

خلاصه كشور خيلي باحالي شديم. از طرفي خودمونو جمهوري اسلامي مي دونيم و همه را به خدا و عدم سكولاريسم فرامي خوانيم و از طرف ديگر با سكولارترين و بي دين ترين روساي جمهور دنيا آب هويج و فالوده مي خوريم. از طرفي فرزندان انقلاب و تندروترين افراد دهه 60 را كافر بالفطره مي خوانيم و ا...اكبر آنها را مسجد ضرار مي دانيم واز طرف ديگه با افرادي كه ميز شامشان بدون شراب حكم سفره رشتي بدون برنجه فالوده مي خوريم و به حرم امام رضا ميبريمش. از طرفي دم از كشتار فلسطينيها و نفي هولوكاست مي زنيم و از آن طرف 70 نفر كشته جوانان خودمون را به 20 نفر تقليل مي دهيم و دست آخر خودمونو مي كشيم تا در اخبار بيست و سي و ديگر شبكه ها با انواع توجيهات اعتماد از دست رفته را به جوي خوني كه راه انداخته ايم بازگردانيم. خلاصه عجب عتايقي هستيم ما.! راجع به تيكه آخر عنوان هم اگر شما فهميديد براي من هم بنويسيد. متشكرم.

  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:4  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
شنيدم كه نماز عيد هم در مصلا برگزار نمي شود.

من كه گفتم قربانتان بروم،‌ چاكر عرض كرد براي يكسال دينداري را در كشور ممنوع كرده براي آن مجازات بگذاريد. قضيه سبزپوشان و ا... اكبرگويان و نمازخوانهاي بار اول حل مي شود.

حالا يكبار هم اينجوري حكم بدهيد. مگر فرقي هم ميكند؟ فعلا دو سه تاي ديگه هايپر استار بازكنيد تا هم مردم سرشان گرم شود و هم بازديد وبلاگ من بالاتر برود و در ضمن سينماها را هم همچنان ۲۴ ساعته بگذاريد باشد،‌ آبها كه از آسياب افتاد دوباره دينداري را رواج مي دهيم.

نه غلام؟

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 0:11  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
حقيقتش من از بس در كار ديگران دخالت مي كنم و فضولي مي كنم بعضي اوقات يادم مي رود كه علم خودم را بالا ببرم.

مدتي است بعد از انتخابات دشمن شكن، آمريكا و انگليس خورد كن و باصلابت ۲۲ خرداد ۸۸ به اين فكر مي كنم كه فرق انتخاب و انتصاب چيست؟ در ضمن اين را نفهميدم وقتي يك عده گوگوجي نازنازي مي خواهند با راي ملت و خانه ملت انتخاب شوند چرا بعضيها نام آن را انتصاب مي گذارند و به آن نمايش مي گويند؟ مگر اين راي اعتماد در سالن چهارسوي تأتر شهر به اين آقايان و و آن خانم داده شده است؟

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:18  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
چند روز پيش در خبرها شنيدم كه يك فروشگاه با سرمايه گذاري خارجي در غرب تهران افتتاح شده است. به آرشيو رجوع كردم ديدم حدود ۳ يا ۴ سال پيش بود كه در روزنامه همشهري خواندم كه شركت فروشگاههاي زنجيره اي carefore قرار است تعدادي از اين فروشگاهها را در ايران داير كند كه اولين آنها در غرب تهران خواهد بود. وقتي به فروشگاه مربوطه سر زدم ديدم كه يك نمونه كامل از فروشگاههاي carefore است با همان اسلوب ولي اسم آن را به هايپراستار تغيير داده اند. در عين حال وقتي كارمندان را نگاه ميكردي حتي لباسهايشان هم سورمه اي رنگ يعني شبيه لباسهاي ست شده فروشگاههاي carefore  در سراسر جهان بود. جالبتر اين بود كه مديران ارشد و حتي بعضي از فروشندگان هم كارتهايي به سينه داشتند كه روي بندهاي آنها carefore  نوشته شده بود.

البته به من مربوط نيست ولي آيا در اين موقعيت خطير افتتاح يك فروشگاه خارجي (كه با توجه به شلوغي كه من ديدم سود سرشاري را هم نصيب كافران خدانشناس مي كند) در تهران احتمال بحثهاي جاسوسي را بالا نمي برد؟ آيا اگر حتي يكي از سهامداران اين فروشگاه يهودي باشد پول آن به جيب صهيونيستها نمي رود تا بر عليه خودمان به كار گرفته شود؟ مديران فرانسوي فروشگاه در تهران چه كار ديگري به غير بيزينس دارند؟ چه ضمانتي وجود دارد آنها در انتخاباتهاي بعدي به ملت ايران خيانت نكنند؟ آيا مواد گوشتي كه آنها مي آورند ذبح اسلامي است؟ اينها سوالاتي است كه شهرداري تهران و يا هر متولي ديگري بايد به آن جواب بدهد. البته به من مربوط نيست! من كه از خريد كردن در اينگونه فروشگاهها كلا لذت مي برم ولي حقيقتا آنقدر شلوغ بود كه فكر كردم نمايشگاه پاييزه كالا راه انداخته اند. در عين حال قيمتها انقدرها هم كمتر از فروشگاههايي مثل شهروند نبود.

در هر صورت متوليان امر بايد مواظب باشند كه اين جاسوسهاي فرانسوي نتوانند مثل انگليسيهاي خبيث به كشور ضربه بزنند و سردمداران و فرزندان انقلاب ما را قاب بزنند!

نه غلام؟

  نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 0:45  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در صحبتهاي دفاعيه جناب رييس گوگوجيها ايشان فرمودند كه حتي بچه ۵ ساله هم با دست خط خودش براي من نامه نوشته و من آن را خوانده ام. يك بچه سوم دبستان هم برايم نامه نوشته و من به او زنگ زده ام و با او بحث ترافيكي كرده ايم.

من كه حقيقتا نفهميدم كه بالاخره پسرم كي بايد برود مدرسه؟ چون الان چهار ونيم ساله است و با حسابي كه رييس گوگوجيها مي گويد او بايد امسال مي رفته كه ما دير كرده ايم تا بتواند در ۵ سالگي نامه بنويسد ولي مربيان مهد كودك مي گويند بايد دوسال بعد به مدرسه برود. حالا كي اشتباه مي كند من نفهميدم. در ضمن اين را هم متوجه نشدم كه چرا رييس گوگوجيها براي بحث راه و ترابري در كابينه خود از پيرمردان و در گروه مشاورانش از كوچكترين افرادي كه در كشور پيدا مي شود مشورت گرفته و استفاده مي كند. خب همين است كه جزو گوگوجيها است.

  نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:33  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در روزنامه سرمايه آمده است: علی عباسپورتهرانی فرد درباره شائبه وجود مشکل در مدرک تحصیلی کامران دانشجو افزود: «کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی مدارک وزیر علوم پیشنهادی دولت دهم را مورد بررسی قرار داد. با توجه به مستنداتی که در اختیار داشتیم کامران دانشجو مدرک لیسانس خود را از دانشگاه کوئین مری کالج لندن و کارشناسی ارشد خود را از امپریال کالج لندن اخذ کرده است. همچنین وی تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه امپریال کالج لندن گذرانده است.»
وی اظهار داشت: «دانشجو دکترای خود را در امپریال کالج لندن به اتمام رسانده و تاریخ دفاع نیز برای وی تعیین شده بود که به دلیل حمایت از حکم حضرت امام(ره) در مورد مرتد دانستن سلمان رشدی و شرکت در تظاهرات علیه سلمان رشدی از انگلستان اخراج می شود اما هیات داوران و استاد راهنمای وی در دانشگاه امپریال کالج لندن موافقت کردند که وی می تواند دفاع خود را در دانشگاه ثالث و از طریق تله تلویزیون انجام دهد.» رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: «در این زمان وزارت علوم تصمیم می گیرد دفاع در یکی از دانشگاه های داخل کشور برگزار شود. از این رو دفاع دانشجو با حضور اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر انجام شد و مورد تایید قرار گرفت.» عباسپور یادآورد شد: «هر فردی اگر از معتبرترین دانشگاه های خارج از کشور نیز مدرک بگیرد باید مدرک و تحصیلاتش را به تایید وزارت علوم برساند در غیر این صورت داشتن مدرک وی اهمیتی ندارد. برای ما نیز در مجلس تاییدیه وزارت علوم مهم تر از اخذ مدرک از هر دانشگاه خارج از کشور است و چون دانشجو این تاییدیه را دارد از نظر ما قابل قبول است..»

حال جناب آقاي عباسپور دو مورد را بايد مشخص كنند و بايد اعلام فرمايند كه چرا جناب دانشجو وقتي دفاع خود را در دانشگاه امير كبير انجام داده اند اخذ مدرك خود را از دانشگاه امپريال كالج لندن اعلام فرموده اند. در ثاني ايشان در چندين رفرنس اينترنتي مختلف حتي اسم امپريال كالج لندن را هم بلد نبوده اند و اشتباه نوشته اند. چگونه مي شود فردي كه حداقل تا پايان فوق ليسانسش هم در انگليس بوده اسم كامل امپريال كالج را ياد نگرفته باشد!؟ چگونه مي شود فردي اولين مقاله تحقيقي اش در سال ۱۹۹۹ گزارش شده ولي الان و پس از ۱۰ سال استاد تمام شده است؟

جناب كرسي سبز نشين عزيز هرم سبز بهارستان آقاي عباسپور، حرمت خود و برادر شهيدتان را براي اينگونه افراد و براي در راس قدرت ماندن خرج نفرماييد.

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 6:1  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
اول از همه در مورد كلمه گوگوجي توضيح بدهم كه در دولت نهم اصطلاح كوتوله هاي سياسي در مورد كل دولت نهم مطرح شد. اگر اين اصطلاح را پذيرفته باشيم قاعدتا براي وزراي پيشنهادي دولت دهم و به گونه اي براي كل دولت دهم بايد اصطلاح گوگوجيهاي سياسي را بپذيريم.  به دليل اينكه كوتوله ها ميتوانند عاقل باشند ولي گوگوجي اصطلاحي است كه براي خردسالان به كار مي رود و گوگوجي يك عروسك كوچك است كه كارهاي بامزه اي مي كند. بگذريم اين هم توضيحي در مورد گوگوجيهاي پيشنهادي.

در خبرها آمده بود كه گوگوجيهاي فعلي به همراه بعضي از گوگوجيهاي پيشنهادي در خطبه هاي نماز جمعه اين هفته در شهرستانهاي مختلف صحبت مي فرمايند و رييس گوگوجيها در تهران افاضه فيض مي كنند. سوال من اين بود كه در ماه رمضان تكليف روزه نماز اين افراد چه مي شود؟ آيا همه اشان به وطنهايشان رفته اند؟ آيا گوگوجيهاي فعلي و يا گوگوجيهاي پيشنهادي همه دائم السفر هستند؟ تكليف افراد استانداريها كه مجبور به پذيرايي از اين گوگوجيهاي بزرگوار هستند چيست كه بايد در ماه مبارك رمضان با زبان روزه از اينها پذيرايي كنند؟ آيا اين فرار براي روزه نيست؟ يا اينكه كلا اينها چون گوگوجي هستند، هنوز بالغ نشده اند و روزه بر آنها واجب نيست؟

  نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:13  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
از شب گذشته كه قسمت چهارم سريال "دادگاههايي در قرن ۲۱" را ديدم و متوجه شدم كه خواندن رفرنسهاي خارجي و مطالعه كتابها و مقالات به زبان اصلي و رفتن به خارج از كشور اينقدر مي تواند انسان را به لاتاالات انداخته و عمر و روح انساني را تلف كند و از رفتن انسان به سوي بهشت جلوگيري كند از تمام كرده هاي خود پشيمانم و اعتراف مي كنم كه پشيمانم از اينكه كه در خارج درس خوانده ام. پشيمانم كه تقريبا تمام رفرنسهاي درسي و كاريم خارجي است. پشيمانم كه ماهواره مي بينم. پشيمانم كه سمت و سوي فكري من نشأت گرفته از فلسفه ملاصدرايي است. خلاصه پشيمانم كه زنده ام.

اعتراف كه كاري نداره چقدر مي خواي اينجوري برات بنويسم و بخونم و فرياد بزنم.!

 

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 17:38  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام. از مسافرت كه برگشتم تازه روز يكشنبه متوجه شدم كه جناب رييس جمهور وزراي پيشنهاديش را ارائه فرموده اند. خيلي جالب بود كه براي اولين بار در طول ساليان اخير كه در امور سياسي فضولي مي نمايم اصلا انتخاب وزرا برايم اهميتي نداشت. در عين حال وقتي افراد معرفي شده را ديدم همانگونه كه از معجزه هزاره سوم قابل انتظار بود عتيقه ترين افراد را ملاحظه كردم و جالبي اين انتخابها اين بود كه بساري از اين افراد در محاكم قضايي پرونده دارند! حتي يكي دو نفر حكم محكوميت هم دارند! بگذريم امروز بهتر آن ديدم كه دو مطلب جالب از  سيد ابراهيم نبوي در سايت روزآنلاين را بگذارم. بعدا بازهم راجع به اين گوگوجيهاي ناز و دوست داشتني (وزراي پيشنهادي را مي گويم) مكتوب خواهم كرد.

پيشنهاد

پیشنهاد می کنم مجلس دریافت گواهی سوء پیشینه را هم جزو شرایط وزرای کابینه اعلام کند، شوخی شوخی یک گروه از مجرمین که یا تحت تعقیب دادگستری هستند، یا تحت تعقیب پلیس بین الملل، برای تشکیل دولت دهم پیشنهاد شدند. فاطمه آجرلو که به دلیل افشای اسناد محرمانه در پرونده پالیزدار مجرم شناخته شده، محرابیان هم که به عنوان سارق علمی توسط قوه قضائیه تحت تعقیب است، سردار وحیدی هم که به عنوان تروریست تحت تعقیب است، مشائی هم که به عنوان مجرم اقتصادی محکوم شده است، متکی هم که به عنوان همکاری با تروریست ها توسط دولت ترکیه عنصر نامطلوب تشخیص داده شد و از آنجا اخراج شد، بختیاری هم که زندانبان است، بهبهانی هم که به قول قالیباف دائم الخمر است، به نظرم اگر احمدی نژاد برادرش را که به اتهام تکثیر سی دی قاچاق تحت تعقیب بود و سه چهار تا کف زن و جیب بر را هم به کابینه بیاورد، دیگر همه چیز درست است و کابینه کاملا با احمدی نژاد هماهنگ خواهد شد.

 البته یکی از موارد برجسته این کابینه متخصص بودن وزرای آن است، البته هر کسی دقیقا در کاری متخصص است که به وزارتخانه دیگری مربوط است، وزیر خارجه در دانشگاه علوم اجتماعی خوانده است، در عوض وزیر کار که باید متخصص علوم اجتماعی باشد، مهندس عمران است، وزیر ارشاد فرمانده سابق نظامی است، وزیر دفاع هم مهندس الکترونیک است، وزیر ارتباطات هم که باید متخصص الکترونیک باشد، متخصص ساخت موشک است. وزیر نفت که باید مهندس نفت باشد، متخصص صنایع است، در عوض وزیر صنایع متخصص شهرسازی است، وزیر تعاون که باید اقتصاد خوانده باشد مدیریت خوانده است، و وزیر کشور که باید مدیریت خوانده باشد، مهندس مکانیک است. وزیر بازرگانی هم متخصص صنایع است و برای اینکه تلافی دربیاید وزیر اطلاعات مسوول سابق اوقاف و امور خیریه بوده است. وزیر دادگستری هم که از همان اول تکلیف مردم را روشن می کند و معلوم می شود چه دادگستری می خواهد بکند، او قبلا زندانبان بوده است. البته چند وزیر واقعا متخصص رشته خودشان هستند، مثل وزیرآموزش و پرورش و وزیر بهداشت و وزیر راه که احتمالا به همین دلیل رای نمی آورند.   بروجردی هم بدون اینکه کلاهش را بالاتر بگذارد، اعلام کرد که " تحت تعقیب بودن وحیدی هیچ تاثیری در رای اعتماد نمایندگان نخواهد داشت." آگاهان پیش بینی کردند که اگر وحیدی به جای تروریسم متهم به دفاع از حقوق مردم کشور شده بود، رای اعتماد نمی گرفت

 

روح لطیف فاطی

 اصلا به نظر شما این تصور که ممکن است خواهر دماغ رجبی روح لطیف زنانه داشته باشد، درست است. من حتی در اینکه او روح زنانه داشته باشد هم شک دارم، جسمش را شک ندارم، اگرچه فقط دماغش را دیدم. البته خیلی ها در اینکه روح داشته باشد هم شک دارند، لطافتش هم که بماند کنار، احتمالا در آشپزخانه بیشترین علاقه را به چاقو دارد و در خیاطی بیشترین علاقه را به قیچی، من را که پنج هزار کیلومتر فاصله دارم تهدید کرد که چون طنزنویس هستم از پرده کعبه هم آویزان بشوم، مرا دار می زند، وای به حال کسی که رمان نویس باشد، حتما با او همبرگر درست می کند.

 خواهر دماغ رجبی، یک نامه در اعتراض به پیشنهاد وزرای زن توسط احمدی نژاد نوشت، که در نامه اش هرچه فحش بلد بود به هاشمی رفسنجانی داده بود که چرا معاون وزیر زن انتخاب کرده. به نظرم می رسد که فاطمه رجبی آمارهای حقیقی انتخابات را دارد و فکر می کند که موسوی رئیس جمهور شده و طبیعتا فکر می کند موسوی هم دست نشانده هاشمی است و چون فکر می کند موسوی دست نشانده هاشمی است، احتمالا فکر می کند که وزرای زن هم وزرای کابینه هاشمی هستند، وگرنه چه مناسبتی دارد که احمدی نژاد سه وزیر زن معرفی کند، بعد فاطی از صد جمله نامه اش هفتاد تا را به فائزه و فاطمه هاشمی و خود هاشمی فحش بدهد و کلا یک جمله به احمدی نژاد بگوید؟

 فاطمه رجبی نوشت: " وقتی زنان بخواهند وزیر شوند، چه نسبتی با خانواده، همسری، مادری و روح لطیف زنانه خواهند داشت." یکی از روانشناسان توضیح داد که بیمار مذکور احتمالا دچار سندروم فرافکنی شده است، چون حدس زده می شود که او مفهوم خانواده را نمی فهمد، چون پدرش که با او قطع رابطه کرده بود، برادرش هم که با او حرف نمی زد، شوهرش هم که شش تا شغل دارد، خیلی زحمت بکشد، در حال رفتن از این دفتر به آن دفتر مقالات زنش را بخواند و متوجه بشود که حال فاطی خوب است یا نه، پسرش هم که جزو بسیج دانشجویی است و احتمالا لطیف ترین حرفی که با مامانش می زند، در مورد خون دادن در راه دولت دهم است. فقط می ماند یک " روح لطیف زنانه" که من حدس می زنم فاطی فرق آن را با جعبه دنده ماشین و با گاز اشک آور نداند.

 فاطی دماغ گفت: " داشتن وزیر زن، نه ارزشگذاری به جامعه زنان است و نه امتیازی برای زن مسلمان! تنها یک ژست سیاسی است که یقینا احمدی نژاد بدان نیازمند نیست و توقع از او نمی رود." آگاهان با فاطی موافقت کردند که داشتن وزیر زن قطعا برای ارزشگذاری به جامعه زنان نیست، وگرنه احمدی نژاد این کار را نمی کرد. ولی به هیچ وجه قبول نکردند که از احمدی نژاد توقع نمی رود. یکی از آگاهان گفت: " از احمدی نژاد همه چیز توقع می رود." فاطی رجبی افزود: " زنان عضو شورای شهر انگیزه حرکت و سخن گفتن ندارند، یا به آنچه می گذرد به دیده مثبت می نگرند، یا آنکه نسبت به مسوولیت خود بی تفاوتند."

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 10:25  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
۱۷ روز بعد از روزه سكوت جناب بهبهاني وزير محترم! راه ايشان در مورد خريد ۳۵ فروند هواپيماي نو براي اسكادران هوايي مملكت خبر دادند و به آن افتخار هم مي كردند. ولي جالب اينجاست كه درست در روزهاي آخر رياست جناب خانلري بر هواپيمايي كشوري ايشان در يك برنامه راديويي فرمودند كه ۳۵ فروند هواپيما خريديم كه جديدترين آنها مربوط به سال ۲۰۰۳ و متوسط عمر كل ۳۵ فروند ۱۵ سال است! دوستان عزيز توجه مي فرماييد؟ متوسط عمر ۳۵ فروند هواپيماي خريداري شده ۱۵ سال است! جناب بهبهاني دروغ تا كي؟ اگر قرار است دروغ بگوييد لااقل قبلا با مديرانتان هماهنگ فرماييد.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 10:25  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
چند وقت پيش براي كاري سري به دانشگاه شريف زدم و روبروي بوفه دانشگاه وسط مسير كنار صندليها منظره زير را ديدم و عكس گرفتم. شما فكر مي كنيد چه كسي اين سنگ قبر را آنهم درست در وسط مسير عبور دانشجويان در آنجا قرار داده است؟ آيا واقعا اين تصوير نشانگر سنگ قبر وطن است؟ اين تصوير دستكاري شده نيست. كنار اين سنگ قبر مقداري زباله بود كه حذفش كردم ولي خداييش بقيه تصوير مونتاژ نشده است.

سنگ قبر وطن

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 22:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در آخرين نامه مقاله مانند و انسونگرانه سركار عليه شمسي پهلوان خطاب به معجزه هزاره سوم آمده است"دو نكته سبب گرديد تا اين نامه را بنگارم: يكي شنيدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستين گفت‌وگوي تلويزيوني حضرت‌عالي پس از پيروزي، و ديگري «اعلان حضور وزراي زن در ليست‌هاي منتشره» كابينه دهم!

در مورد اول به اين نكات اشاره مي‌كنم كه امثال اين‌جانب از شنيدن جمله مذكور متحير شديم. زيرا ما مطمئن هستيم كه شما به سلامت از بيماري روشنفكري عبور كرده‌ايد، از اين روي، ادبيات‌اتان، از واژگان، تعابير و جملات تروريستي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز پاك و منزه است. اطمينان داريم شما بر اين امر واقفيد كه اين واژه‌ها و تعابير، از پليدي‌هايي است كه گفتمان برانداز اصلاح‌طلبي عليه تفكر ديني، رايج كرد و به‌دنبال آن در راستاي شريعت‌سوزي آن را گستره داد.

چنين بود كه محمد خاتمي سردمدار نشر اين تئوري، با انجام مكرر اعمال حرام، ضديت خود را با تحجر اعلان داشت؟!

حضرت‌عالي بهتر مي‌دانيد كه در تخريب گسترده عقايد مذهبي و عدم التزام شما به غرب‌زدگي و بي‌ايماني و شريعت‌‌سوزي ناشي از آن، كاربرد واژه شوم «تحجر» را عليه شما و دوستدارانتان به عرصه كشانيد. در اين ويرانگري فرهنگي ديني، علاوه بر اسلام‌ستيزان نشاندار، افرادي چون حسن روحاني، ناطق نوري، هاشمي رفسنجاني و اذنابشان چه تاخت و تازها كه نكردند! با اين اطمينان است كه شنيدن جمله مذكور براي ما سؤال‌برانگيز شد. زيرا مطمئناً شما نيك مي‌دانيد در تفكر شيعي و گفتمان انتظارگرايانه، نه تنها تحجر جايي ندارد، بلكه تاروپود اين انديشه و مسير سرشار از رشد و پويايي آن دقيقاً در نقطه مقابل غربزدگي ملحدانه‌اي است كه بيماري روشنفكري در وادي آن غرق گرديده است. چنين است كه نتيجه روشنفكري «سنگ‌شدن در برابر انديشه ديني پويا و كارآمد به ويژه شيعي است، و تسليم محض به پوچي و ناكجا آباد به اصطلاح ترقي و پيشرفت غرب!»

حقيقتش بارها اينرا به شما موارد روزگار عرض كردم كه از اين كارهاي بد نكنيد، و بر عليه معجزه هزاره سوم به خيابانها نياييد آخرش سنگ مي شويد. ببينيد الان خود محمود هم به خاطر يك كلمه داره سنگ ميشه!
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:27  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
روزهاي قشنگي سپري مي شود. تعجب نكنيد از اين نظر قشنگ است كه وقتي گذر سي ساله اخير را مورد تحليل قرار مي دهيم به زيبايي هر چه تمامتر توالي از هر دست بدهي از همان دست ميگيري را به عينه ملاحظه مي كنيم.

نگاه كنيد به دهه ۶۰ و اوضاع سردمداران آن موقع حكومتي را. و الان نگاه كنيد كه وضعيت آنها چگونه است و الان چگونه از يك عده اي از آنها ياد مي شود. توالي مغضوب شدن آدمهايي چون قطب زاده، منتظري،‌ مهدي هاشمي، برخي از فرماندهان سپاه، برخي از مديران ارشد دولتي و حالا خاتمي، ‌موسوي،‌رفسنجاني و كروبي.

احتمال اينكه اين اقايان هم بزودي بر روي صندلي دادگاه بنشينن خيلي زياد است. بحثم اينجاست، چگونه در زمان قدرت بالاي آقاي هاشمي مرگ كساني چون سعيدي سيرجاني و جفاهايي كه اطلاعات در آن زمان بر خيليها كرد مهم نبود ولي الان زنداني كردن همان آدمها و بعضا از دولتيان سابق كه الان مبارز شده اند آه و فغان همه را بالا برده است.

منظورم اين نيست كه الزاما انسان تغيير نمي كند و هر آنچه بوده است بايد الان هم باشد. بحثم اين است كه ظلم ديري نمي پايد و به هر كسي ظلم كني روزي بازخورد آن ظلم را بايد ببيني. و آقايان قدرتمند امروز هم بايد روزي خود را در پيشگاه عدل، به صورت آدمي زبون ملاحظه فرمايند. دنيا دار مكافات است. بخشي از جزاهاي مربوط به اعمالمان را در همين دنيا خواهيم ديد.

ولي قشنگي اين دوران همين است كه وجود توالي برخوردهاي منفي در تمام دورانها را به صورت واضح نشان مي دهد و اين عملا مردم هستند كه بايد با استفاده از اين تجربيات ذيقيمت آگاهي خود را بالا ببرند نه آنكه خود در منجلاب ناآگاهي ها غرق شوند و بازيچه جنگ قدرت گردند.

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 10:37  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
با حفظ احترام برای جنابان ابطحی و عطریانفر، وقتی الان داشتم اخبار بیست و سی تلویزیون را می دیدم یاد کارتونهای تنسی تاکسیدو و چاملی افتادم. برای اینکه ادعاها و به اصطلاح تغییرات اتفاق افتاده در این آقایان به حدی خنده دار و مسخره به نظرم آمد که فقط می شد این نمایشها را با کارتونهای تلویزیونی مقایسه کرد.

خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است.  من بیش از آنکه شوکه شوم و یا تعجب کنم که این حرفها را از این آقایان می شنوم آنقدر خندیدم که دل درد گرفتم.

ولی واقعا دلم به درد می آید که انسان باید ظرف یک ماه چه بر سرش بیاید که اینگونه تغییر کند؟

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 21:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
امروز صبح در خبرها آمده بود كه جناب رييس سازمان هواپيمايي كشوري علي رغم خبر رييس اتحاديه آژانسهاي هوايي مبني بر كم شدن تقاضا براي سفر با هواپيما فرمودند كه نه تنها تقاضا كم نشده بلكه زيادتر هم شده و ما هنوز مجوز ژرواز فوق العاده مي دهيم. كسي نيست به اين جناب بفرمايد كه شما چه زود منشور توجيه با دروغ و تناقض در دولت نهم  را فراگرفته ايد!‌ جناب رييس فراموش كرده اند كه اصلا مورچه چيست كه كله پاچه اش چه باشد. كل پروازها در ايران چند تا هستند كه نخواهيد مجوز فوقالعاده صادر كنيد. در ضمن جناب رييس بايد احتمالا بدانند كه بروز نقص فني و تأخير در پروازها داراي استانداردي است كه اگر بيش از آن شود عملا كارايي شركت هاي هوايي با مشكل ارزيابي مي گردد. جناب رييس ايلخاني ولي رييس خوبي در دولت آقاي احمدي نژاد هستند مخصوصا براي جناب استاد مستطاب بهبهاني.

**************************************

شما فكر نمي كنيد كه كمي جلوه و اقتدار پليس راهنمايي و رانندگي كم شده و با رفتن رويانيان عملا چيزي از آن باقي نمي ماند؟ شما فكر نمي كنيد در جاده ها دوباره خلافكاران حرفه اي و متخلفين زايد شده اند؟ تعداد زانتياهاي نامحسوس كم نشده؟

*************************************

حتما اكثر شما دادگاههاي بسيار عادلانه و دادگرانه ديروز را ديديد. من كه لذت بردم. اين دادگاه و سخنان متهمين آن بيشتر شبيه كمدي كلاسيكهاي وودي آلن بود. هم دردناك و هم فرحبخش و خنده دار از وقايع اجتماعي. من پيشنهاد مي كنم كه قاضي دادگاه دستور پخش پشت صحنه ها را هم بدهد. چون خنده هاي پشت صحنه اين برنامه ها ديدني تر از صحنه هاي آن است.

************************************

اتومبيلم را كه به يكي از تعميرگاههاي ايران خودرو بردم تا سرويس ۴۰۰۰۰ كيلومتر روي آن انجام بفرمايند. ماشين مشكل خاصي هم نداشت. فقط چك آپ مطرح بود. بعد از اخذ ۶۰۰۰۰ تومان و همچنين محاسبه ۸۵۰۰۰ تومان احتساب خرجهاي گارانتي و بعد از گذشت دو روز گيربكسش روغن مي ده. شما فكر مي كنيد مشكل از منه؟

 

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:38  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك آمده بود: "برادر رئیس‌جمهوری از آحاد مردم بویژه حامیان دولت و دوستداران رئیس‌جمهوری دعوت کرد تا برای دفع تمام فتنه‌ها و رسوایی کامل دشمنان داخلی و خارجی نظام، مراسم دعا و نیایش برگزار کنند. روزنامه ایران از قول فردی که نام وی را امیر اعلام کرده و او را برادر محمود احمدی نژاد خوانده است نوشت: بدخواهان و دشمنان قسم خورده این دولت ولایی،‌ پس از حماسه 40 میلیونی 22 خرداد، با پیچیده‌ترین روش‌ها درصدد انتقام‌گیری از این دولت برآمدند. وی از تمامی امت حزب الله دعوت کرد فردا شب با قرائت دعای کمیل و صبح جمعه با دعای ندبه به ائمه اطهار متوسل شوند و از آنها سلامت و موفقیت رئیس‌جمهوری محبوب و نیز دولت ولایتمدار و خدمتگزار و همچنین ادامه پیروزی‌های این دولت مکتبی را تحت توجهات حضرت ولیعصر (عج) و زعامت نایب برحق آن حضرت، آیت‌الله خامنه‌ای، طلب نمایند. امیر احمدی‌نژاد ابراز اطمینان کرد که با هوشیاری دولت و شخص رئیس‌جمهوری و نیز دعای خیر مردم،‌ شیطنت‌های داخلی و خارجی اخیر خنثی شده و دشمنان به ظاهر دوست و برخی عناصر نفوذی در دایره خودی رسوا خواهند."

من كه بالاخره نفهميدم چرا با اين همه دعايي كه هر روزه در منابر و معابر و مجالس دولتي و غير دولتي و مذهبي و غير مذهبي براي استمرار پيروز دولت مي شود و بر لعن و نفرين دشمنان اين دولت تأكيد ورزيده مي شود همچنان اين مشكلات وجود دارد و شيطان ضعيف نمي شود و ما همچنان مشكل داريم. اينجا اين سوال پيش مي آيد كه دعا كنندگان مشكل دارند و يا دولت؟

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 10:30  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك آمده بود :"روزنامه جمهوری اسلامی به یک رفتار خلاف شان در صداوسیما اعتراض کرد. این رونامه نوشت: سیمای جمهوری اسلامی در بخش خبری بیست و سی به بهانه پخش گزارشی از تظاهرات صورت گرفته در بعضی نقاط جهان برای حمایت از جنبش سبز برای اولین بار تصاویری از گوگوش خواننده « لس آنجلسی » و زنان بالباس تابستانی را نشان داد! این اقدام از مصادیق بارز استفاده ابزاری از صحنه های مبتذل برای تایید اهداف سیاسی توسط سازمان صدا و سیما است اقدامی که هیچ انسان منصفی آنرا نمی پسندد کمااینکه کسی باور نمی کند انسان های پاک و خدومی که نامزد ریاست جمهوری اسلامی ایران بودند مورد تایید چنان افراد معلوم الحالی باشند."

مثل اينكه ظاهرا آقايان و رجل! سياسي جمهوري اسلامي و تابناك  تازه فهميده اند صدا وسيما استفاده هاي ابزاري مي كند. اين امر سالهاست كه در بين حكومت جمهوري اسلامي عرف است. ثانيا چرا بايد هميشه فكر كنيم كه فقط اين ما هستيم كه معلوم الحال نيستيم؟ در ضمن معلوم الحال يعني چه؟ به نظر من اين كلمه يعني آنكه كسي كه وضعيتش در زمان فعلي مشخص و شفاف است و اين امر بسي عالي است. اين كلمه نشاندهنده الزاما بد بودن يك فرد نيست. ثالثا چرا افراد به قول اين رجل سياسي معلوم الحال نميتوانند از يك كانديداي غير معلوم الحال حمايت كند؟ چرا رجل سياسي انحصار طلب نيمه فاشيست و نيمه آنارشيست ما جز خود را بر نمي تابند و ديگران را فاقد حق زندگي مي دانند؟ چرا هر كسي كه اعتقاداتش با اين رجل سياسي يكسان نيست حق زندگي ندارند و به ديگر سخن اصلا حق ندارند؟ آنوقت شما منصف مي شويد همين معلوم الحالها غير منصف؟

  نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 9:51  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
اندر احوالات آسمان ايران خبر مي آيد كه سيمرغي كر و كور و كچل از گوشه اي از ري برخاستن كرد و به سوي بلخ حركت آغازيدن كرد. در طي طريقي سخت دشوار در حوالي طوس نوكش خارش گرفت و عطسه اي كرد و اين عطسه باعث وزيدن بادي از معده سيمرغ شد كه  آسمان و زمين را به لرزه درآورد. مردمان طوس بر سيمرغ تاختند كه اين چه خارشي بود كه تعاقبش ما را گرفت؟ اين چه بادي بود كه تقديم ما كردي؟ تا كي بايد هر روز منتظر بود تا مبادا بادي از تو وزيدن گيرد و يا خارشي به منصه ظهور برسد و مردم را بلايي جانسوز فراگيرد؟

سيمرغ كچل گفت اي اهالي ايران زمين تا زماني كه شمايان در خانه ها خزيده ايد و افكار مرده اتان در قبرستانهاي سرد و تاريك امامزاده هاي خيالي دفن شده اند من خارش نوكم را با باد معده همراه مي كنم. از باد معده ام استفاده كنيد كه نعمتي بس عظيم است. چون بي خيالي را بر شما حاكم مي كند.

  نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 13:33  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
ببين خوب گوش كن همينه كه ميگم. حرف بزني يا نزني دهانت آسفالت است. بيخودي هم هارت و پورت نكن. محترمانه هم نمي گويم.راست و مستقيم. حرفم بزني و بخواهي دوباره غد غد كني بر دهانت مي كوبم. همين و همين. فكر كردي اينجا شهر هرته. اونه كه بايد بفهمه چي گفتم خودش خوب مي فهمه.! چيه يك فضول نمي تونه داد و بيداد كنه؟!
  نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 9:15  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
دوره دوم رياست جمهوري جناب احمدي نژاد نزديك به  آغاز است و سوژه براي من فضول هر روز بيشتر از روز قبل مي شود.

دو مورد خبر در رسانه ها بود كه خيلي برايم خواندني بود. ابتدا خبري بود از جناب تمدن استاندار محترم تهران كه فرموده بودند: درخواست آقاي هاشمي براي آزادي زندانيان نقض قانون است مگر اينكه ايشان منظورشان كساني باشند كه به دليل عدم ارتكاب جرم زنداني شده باشند. بايد به ايشان فرمود كه اولا چگونه مي شود كه شما قانون را خوب مي داني و تفسير مي كني ولي رييس مجمع تشخيص مصلحت و رييس دو دوره مجلس شوراي اسلامي نعوذابا... حاليشون نيست و نمي فهمند چه مي گويند در ثاني مگر كسي بدون ارتكاب جرم هم زنداني مي شود؟ مگر شما در جمع زندانيان به جز خس و خاشاك چيز ديگري هم داريد؟ البته جناب رفسنجاني مدعي شدند كه همين خس و خاشاك هم همان اكثريت مردم هستند كه اعتمادشان قاطي پاطي كرده. در هر صورت من نتوانستم به شكلي صحيح حرفهاي جناب تمدن را درك كنم.

مورد دوم خبري بود در خصوص معافيت مالياتي بازنشستگان كه در خبري آمده بود "رئيس كل سازمان امور مالياتي يعني اقاي عرب مازار اعلام فرموده اند : حقوق بازنشستگان و افزايش حقوق آنها مشمول ماليات نمي‌شود و آنها از پرداخت ماليات معاف شده‌اند." با ابوي محترم با توجه به سابقه ۲۰ سال بازنشستگي ايشان در اين خصوص مشورت كردم و ايشان فرمودن تا جايي كه اين نسل يادشان ميآيد، بازنشستگان از ازل از ماليات معاف بوده اند. من كه نمي دانم شايد بالاخره اين دولت حواسش نبوده و در اين چهار سال ماليات گرفته. در هر صورت اگر هر كدام از دوستان در اين خصوص خبري دارند اينجانب را آگاه فرمايند. 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:51  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
جناب بذرپاش كه در ابتدا مشاور جوان جناب رييس جمهور در شهر داري تهران بود با چنان رشدي در طي شش هفت سال مواجه شد كه توانست كارخانجات بزرگي را در يد قدرت بگيرد و رييس شود! ايشان كه منبع رشد خود را احتمالا لياقت و شايستگي خودش مي داند در يكي دو روز اخير بر اثر لياقت به خاطر قالب كردن خودروهايي با دو تا سه برابر قيمت واقعي آنها به خلق الناس بدبخت و دفاع از حيثيت كلاشي در صنعت خودرو به مقام معاونت رياست جمهور و رييس سازمان ملي جوانان منصوب شده اند تا روشهاي خاص خود را در پيشرفت بهينه به جوانان عزيز آموزش دهند. واقعا بايد از ايشان ياد گرفت.

گاهي فكر مي كنم خيلي احمق و بي عرضه هستم.!!

  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:45  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
روزنامه وطن امروز از قول یک مقام ناشناس قضایی نوشته كه با توجه به شرایط خوب جسمی و روحی جناب حجاریان در ندامتگاه اوين و رفتار بسيار مناسب با وی و تدارک هرگونه امکانات پزشکی و رفاهی برای وی، به ايشان پیشنهاد شده است كه به سوي خانه تشريف ببرن نكند كه موج سبز در زندان هم آشوب ايجاد كند اما در کمال تعجب ايشان این پیشنهاد را نپذیرفته و فرموده اند اگر به خانه بروم خانواده‌ام باید همه امور خود را تعطیل کنند و به من برسند اما اینجا چند نفر مراقب من هستند و به کارهایم می‌رسند. (من از طرف ايشان تشكر مي كنم). ولي دلیل دوم حجاریان خيلي قشنگتر است و گفته که «اگر به خانه بروم، تامین جانی ندارم اما اینجا خیالم راحت است».

روزنامه وطن امروز در تحلیل این دو اظهار زيباي ايشان نوشته است كه:این اظهار نظر حجاریان ناگفته‌های مهم بسیاری را در خود مستتر دارد. حجاریان که خود دارای سابقه طولانی امنیتی است، به خوبی می‌داند که در شرایط فعلی که سرویس‌های غربی مترصد ایجاد ناآرامی در ایران هستند و فضای آرام فعلی آنها را مترصد ایجاد شوک روانی و شعله‌ور ساختن مجدد آشوب‌ها کرده است، ممکن است از او به عنوان یک سوژه مناسب برای «ترور» و انتساب آن به نظام و فراهم ساختن بستر ناآرامی استفاده کنند.

تحليل منطقي: در اينكه اين خبر صحيح است با اينكه شك دارم ولي مي نويسم شكي نيست!! و در عين حال اذعان هم مي كنم  كه اصل قضيه تحليل بوده و آن اين است كه ندا آقا سلطان را همانهايي كشتند كه الان مي خواهند حجاريان را بكشند! باور كنيد.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:26  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
طوطيان شكر شكن شيرين گفتار خبر آورده اند كه شيخ الشيوخ اكبر خان نماز اين هفته جمعه را به قدوم خود منور كرده مردمي را كه به ايشان دشنام داده اند و بعضيهاشان تقاضاي اعدام غارتگران بيت المال را بر زبان جاري ساخته اند مورد تفقد قرار داده آنها را به تقواي بيشتر دعوت مي نمايند!

معارضين شيخ الشيوخ  بر سر دوراهي عظيمي توقف كرده اند و نمي دانند گاري خود را به كدامين سمت هي كنند. از طرفي اگر ايشان دزد غافله اند كه نميتوان پشت سرشان نماز راند. و اگر ايشان بي گناهند و مشكلي در پي ايشان نيست چرا داروغه بزرگ . منتصب ۲۴ ميليوني! از ايشان عذرخواهي نمي كند.

خلاصه آنچه واضح و مبرهن است تناقضهاي شديد در داروغه سراست و تكليف مردم نامشخص. راستي واقعا چگونه بايد در اين مورد قضاوت كرد؟

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:17  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
پس از سالها خواستم يك قايق سواري با حال بر روي درياي مازندران داشته باشم كه با حرفهاي جناب قايقران محترم حالم گرفته شد. كلي داشتيم روي قايق حال مي كرديم كه بحث وجود يا عدم وجود و يا اجازه استفاده از جت اسكي در درياي مازندران به سوي تخريب ساختمانهاي رياست جمهوري در شهر رامسر كشيده شد. ابتدا فكر كردم كه اشتباه شنيده ام ولي دوباره كه پرسيدم متوجه شدم كه بله جناب دكتر احمدي نژاد و استاد گراميشان جناب دكتر بهبهاني به دليل بسط عدالت اجتماعي، ساختماني را كه متعلق به رياست جمهوري بود و مسئولين رده بالاي دولتي از آن براي تعطيلات استفاده مي كردند و قبل از انقلاب هم متعلق به نخست وزيري بود و كاربري آن هم به همين شكل بوده است را جهت افزايش عدالت اجتماعي و شكوفايي عدل در اجتماع رامسر تخريب فرموده و از آن به عنوان محلي براي توسعه فرودگاه شهر براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر  ياد كرده اند و شخصا لودر را برداشته و ساختمانهاي آن را با خاك يكسان كرده اند.

جالب اينجا بوده كه قايقران عزيز همچون آدمهايي كه يك عقده اي چندين ساله دارند و حالا باز شده از اين كار رياست جمهور اظهار رضايت كرده و ايشان را در اعلي عليين مي ديدند!.

من حقيقتا مخم سوت كشيد. دليلش هم يكي دو تا نبود. اولا اگر هم فرض كنيم كه ذات ساختن و يا داشتن مكاني مستقل براي مسئولين دولتي رده بالا بد است و بايد از دستشان گرفت تا هم سطح مردم باشند (مثلا!؟) خب مي توان اين مكان را (كه مي توان تصور كرد كه وقتي مسئولين بالنسبه ويژه از آن استفاده مي كرده اند چه هزينه هاي هنگفتي در آنها صرف شده بوده است و قطعا لوكس بوده) به يك هتل 5 ستاره تبديل كرد و در كنار آن نيز پلاژهاي زيبايي را مهيا نمود تا مسافرين بتوانند از آنها استفاده كنند نه آنكه آنها را تخريب كنند. توسعه فرودگاه براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر براي فرودگاهي كه در اوج تابستان بيش از 4 پرواز در هفته را پر نمي كند (تحت تحريم و خطرات و تعاقب آن) قطعا از يك عقل سليم بر نمي ايد.

همچنين در اين مكان درختان بسياري زيبايي كاشته شده بود كه به دليل پوشش بالاي آنها نه تنها دريا بلكه خود ساختمانها هم از كنار جاده ديده نمي شد ولي حالا شما، هم مي توانيد ساحل دريا را از جاده تماشا كنيد و هم نخاله هاي ساختماني زيادي را كه كنار هم تلنبار شده اند و ساحل دريا را از قبل زيباتر نموده اند! حالا بر سر درختان چه پيش آمده من نمي دانم شايد به جاي ديگر منتقل كرده اند!.

لطفا از همين امروز نه روز تخريب كه قطعا قبل از انتخابات 22 خرداد بوده است كنتورها را روشن كنيد. به شما خواهم گفت كه فرودگاه رامسر كي توسعه پيدا خواهد كرد؟

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 11:5  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يك متني برايم ايميل شده بود كه برايم جالب بود. نمي دانم از كيست ولي زيبا نوشته شده است. من به بخشيهايي از آن اعتقاد راسخ دارم. نظر شما چيست؟

 

چـرا ناامیـد باشیم وقتــــی که پیــــروزیـــم؟

 
بیش از دو هفته مبارزه، چندین شهید، چند هزار دستگیری، و ... این انتظاری را ایجاد کرده است که باید سریع به موفقیت نهایی برسیم. عقده های چندین ساله مردم از بی عدالتی و توهین سر باز کرده است و انتظار است که یک دفعه کار را یکسره شود! حال که با سرعت مطلوبشان کار پیش نرفته است مایوس شده اند که البته تا حدودی طبیعی است.
اما درست این است که به خود و اطرافیانمان یادآور شویم که در حقیقت یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ ملت ایران در مدت کوتاه یک ماه اتفاق افتاده است! و باید به دستاوردهای فوق العاده ای که به دست آورده ایم به خود ببالیم: در جریان چهار سال گذشته و به خصوص در جریان انتخابات ، عموم مردم به آگاهی فوق العاده ای رسیدند و متوجه اهمیت مسایل مهمی مانند اهمیت کارشناسی، اهمیت برنامه ریزی، خطر سواستفاده از مذهب و امام زمان در جهت فساد ، خرافات مذهبی ، فساد در قدرت و ... شده اند.  وجهه مردم ایران در جهان از یک ملت خشن و تروریست که کاری جز فریاد مرگ و فحش دادن در خیابان ندارد و هیچ منطقی را نمی پذیرد اکنون به ملتی شجاع، با فرهنگ و اهل آرامش تغییر کرده است که تظاهرات سه میلیونی را در سکوت و آرامش برگزار میکند و دنیا این ملت را در بند حکومتی مستبد و ..... میبیند. این پیشرفت بسیار بزرگی است که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد. تمام پول نفت را هم خرج تبلیغات ترمیم وجهه ملی میکردیم و هزاران طومار اینترنتی برای خلیج فارس و فیلم 300 امضا میکردیم نمیتوانست حتی یک دهم این هم اثر داشته باشد.

در پی تقلب و کودتای انتخاباتی، اکثریت مردم حتی بسیاری از آنهایی که به احمدی نژاد رای داده بودند متوجه ظلم و بی عدالتی سردمداران و مدعیان عدل علی شدند. همه آنها اکنون متوجه هستند که روبرویشان جریان .... و ..... است که به راحتی دروغ میگوید، ارزشی برای نظر مردم قایل نیست و آنها را خس و خاشاک میداند، حاضر به کتک زدن و کشتن مردم بیگناه با سواستفاده از نام اسلام برای حفظ منافع مالی کثیف و قدرت نامشروع خود است. مردم اکنون ماهیت احمدی نژاد دروغگو و دار و دسته فاسدش، قاضی مرتضوی، شورای نگهبان، {بعضي} فرماندهان سپاه و {گروهي از} نیروی انتظامی، شکنجه گاه اوین، {بعضي} فرماندهان رانت خوار بسیج، صدا و سیمای دروغگو  را به خوبی میشناسند. یک لحظه فکر کنید که چند سال و چقدر باید زحمت میکشیدید که این اطلاعات را به همه مردم برسانید؟ دست دشمن درد نکند، خودشان زحمتش را کشیدند!

مردم اکنون همدیگر را میشناسند. میدانند که در خیابان با هم بودند. میدانند که اغتشاشگر نیستند. میدانند که شبها با هم الله اکبر میگویند. میدانند که با هم هستند و میدانند که دشمنشان کیست. چنین همبستگی یی خارق العاده نیست؟

خیلی از افرادی که معتقد به این حکومت بودند منجمله خانواده شهدا، رزمندگان قدیم، بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید بعد از ظلم های اخیر، کشتار مردم و ... به خوبی متوجه شده اند که اهداف انقلاب 57 و آرمانهای امام خمینی همانند رای مردم توسط عده ای فاسد و مستبد افراطی دزدیده شده است. دیگر حکومت مشروعیتی پیش آنها ندارد و دقت کنید که آنها مهمترین تکیه گاه حکومت در طی سالها بوده اند. علامت این موضوع را میتوانید در تعداد کم افراد عادی در جشن پیروزی احمدی نژاد و خطبه نماز جمعه خامنه ای ببینید که ناچار میشوند با اتوبوس جیره خوارها را برای حفظ ظاهر بیاورند. 
  بطور کلی تکلیف و موضع مردم و نظام روشن شد و در حقیقت خودی ها رفتار و موضع خشن و محکوم خود را با سیل ناخودی ها روشن کردند و این تنها ناشی از حضور خودجوش و باورپذیر مردم صورت پذیرفت. پس افسردگی، آیه یاس خواندن و ... بس است. خوشحال باشیم. موفقیتی که تاکنون در این مدت کوتاه بدست آورده ایم آن قدر ارزشمند است که افسردگی ما مانند کسی میماند که دنبال گنجی از الماس بوده است و اکنون گنج طلا بدست آورده است و از این خسران (!) افسرده شده است!
 


 

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 10:13  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<