نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی |
حالا من يك چيزي را نمي فهمم، از نظر شيخ نابلسي و تابناك اوضاع اينقدر براي نايل ست و عرب ست خراب است عنوان قطع برنامه ها از روي يك ماهواره تروريسم فكري است ولي آنوقت به ارسال پارازيت روي ماهواره ها و اختلال اينترنت و عملا فيلتر ميل سرورهاي عمومي چه نامي خواهند داد؟
عاشق پيشه ها بخش اعظمي از ارتباطات علمي و تجاري خودتون را هم با فيلتر كردن ميل سرورها مي خوابونيد كه....! خيلي حماقت مي خواد. آخرشيم.
امروز صحنه ديگري را هم در بي بي سي ديدم كه مو بر اندام انسان راست مي كرد. آن هم پاره كردن تصوير رهبر معظم بر روي يك بيل بورد بود و انداختن به زير پاي تظاهر كنندگان به جاي پرچم امريكا و اسراييل! خدايا دنيا چقدر كوچك است. خيلي زود گاهي جوابمان را مي گيريم. خدايا خودت به ما رحم كن.
ديگه واقعا موندم معطل. آخه اين رويانيان يك شبه چه اتفاقي برايش افتاد كه اينجوري شد؟ آخه آدم از اون همه حرفهاي قشنگ و اعمال قانونمندانه به جايي برسد كه بگويد مترو لوكس است و مد روز محسوب مي شود؟ اي بسوزي پست و مقام هي....
و دلم مي خواست بهش بگم سردار عزيز با اينكه من حرف حق تو كلم نمي ره كه هم سيستم سر و ته يك كرباسند و بالاخره هم با اين حماقتهام سر به سينه قبرستون مي گذارم ولي
اي اسطوره ديرين بعضيها يادت هست تو اون برنامه هاي ماه رمضون در تلويزيون در قبر خوابيده بودي و گفتي همه چيز را به مردم گفتي و ديگه حرفي نداري؟ يادته؟ اگه اعتقاد داري بدان كه زمان زيادي تا اينكه بخواهي دوباره آنجا را ببيني نمانده؟ هيچ كدام از ما نمي توانيم آن زمان را پيش بيني كنيم. دنيا ارزش اين حرفها را ندارد.
حقيقتش اصلا فكر نمي كردم به اين زودي رنگ منحوس سبز كه توسط عده اي از خدا بي خبر به عنوان نماد انتخاب شده بود توسط برادران حزب ا... به عنوان رنگ غیرت آفرین ، دشمن ستیز و مظلوم نواز "سبز" ناميده شده و مقرر شود تا پايان جهان از اين رنگ به عنوان نماد حزب ا... كه تا قبل از اين زرد بود! استفاده شود. كمي از بيانيه اين دوستان را مطالعه بفرماييد:
در این زمینه ستاد "جنبش سبز علوی " از عموم امت ایران میخواهد كه:
1- "جنبش سبز علوی " كه متشكل از سادات، معتقدین و دل سوختگان مكتب تعالی بخش تشیع ناب علوی است از عموم محبین و معتقدین به ولایت امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب علیه الاسلام میخواهد كه با تمسك به "قبة الخضراء " و گنبد سبز نبوی صلی الله علیه و آله و سلم از این پس و به خصوص در مراسم مذهبی در پیش رو همچون عیدین سعیدین قربان و غدیر خم و نیز محرم و صفر سالار شهیدان كربلا حضرت ابیعبدالله الحسین علیه السلام با تظاهر و بر تن كردن لباسها، شالها و پرچمهای مزین به این نماد مقدس سبز در مجامع عمومی و مذهبی همچون مساجد، تكایا، حسینیهها، مدارس، دانشگاهها، خیابانها، حوزههای علمیه، مجامع كارگری و كشاورزی، صنعتی و تجاری، بازار، جشنها و میهمانیها و محیط فعالیت ورزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، محیط كار و كسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگی و صفای خویش، ولایت مداری، فراگیری و دلبستگی به مكتب سبز علوی خویش را به نمایش گذارند.
2- از عموم هم میهنان عزیز درخواست داریم كه در ایام متبرك پیش رو به خصوص عید بزرگ سادات علوی - عید غدیر خم - با آویختن پرچم سبز رنگ و مزین به نام مطهر ائمه طاهرین علیهم السلام بر سر در منازل ، مغازهها و محیطهای در اختیار خود، افتخار خویش در زنده نگاه داشتن نمادهای مذهبی و محترم و نیز اعتراض خود به سوء استفاده ازنمادهای دینی و مكتبی در بازیهای سیاسی و حزبی را اعلام نمایند.
3- استفاده گسترده از رنگ سبز میتواند در قالبهای گوناگون همچون چراغانی با نور افشانهای سبز، نصب تابلوها و تراكتهای مزین به این رنگ و عكس گنبد مطهر پیامبر اعظم (ص) و ائمه هدی علیهم السلام در تمامی نقاط شهرها، روستاها و حتی محیطهای تفریحی سالم صورت گیرد.
4- همچنین به رسم احترام و ادب و تعظیم این ایام بزرگ، سادات جلیل القدر علوی میتوانند هدیههایی شامل شال و سربند سبز و یا سایر اقلام سبز رنگ به میهمانان عالیقدر خویش اهدا نمایند.
5- ستاد "جنبش سبز علوی " از تمامی دل سوختگان و پیروان و رهروان مكتب امیرالمومنین (ع) درخواست مینماید كه برای ثبت این حركت مردمی و فراگیر با صرف بخشی از دارایی خود در خرید اقلام تبلیغاتی سبز رنگ در جمع محبین اهلیت علیهم السلام در هر هیئت، مجلس و مراسم در روستاها و شهرهای كشور، زكات مال خویش را پرداخته و به پیشبرد این جنبش مكتبی یاری رسانند.
6- همچنین ستاد خودجوش و مردمی "جنبش سبز علوی " از عموم مراجع معظم تقلید و روحانیت معظم، نخبگان، اساتید حوزه و دانشگاه، جوانان، بانوان، ورزشكاران، هنرمندان، كسبه، كارگران، كشاورزان، صنعتگران، طلاب، دانشجویان، دانشآموزان و سایر اقشار و صنوف كشور میخواهد كه ضمن ترویج هرگونه ایده سبز علوی به فراگیر سازی این جنبش علوی و الهی در هر كوی و برزن كشوراهتمام ورزیده و با تشكیل ستادهای خودجوش مردمی رسالت الهی و مكتبی خویش در تبلیغ درست مكتب نورانی بخش اسلام و تشیع را اجرایی نمایند.
7- منازل، مساجد، اتومبیلها، میادین عمومی و ورزشی، بیمارستانها، مراكز بهزیستی و حمایتی و ... میتوانند ضمن شادی آفرینی در دل محبین اهل بیت عصمت و طهارت و ابوالائمه امیر المومنین علی(ع) به ترویج روح عدالت گستری، ظلم ستیزی، ولایت مداری و ستیزی علوی اهتمام ورزند.
8- ستاد "جنبش سبز علوی " همچنین با اعلام تاسیس پایگاه اطلاع رسانی "جنبش سبز علوی " به نشانی اینترنتی www.jsanews.com از تمامی فعالین مكتبی و ولایی محیطهای اینترنتی و مجازی درخواست میكند با انتشار ایدههای سبز این جنبش و هر آنچه در این مسیر به اذهان خویش خطور میكند به تعمیق بخشی پایههای فكری سادات و معتقدین جنبش سبز علوی كمك و یاری رسانند.
9- حضور دسته جمعی مردم با رنگ سبز در خیابانها، میادین و جشنهای اعیاد پیش رو به عنوان سمبلی از شروع حركت "جنبش سبز علوی " به شمار رفته و حركت این جنبش به مدد الهی در محرم و صفر و ما بعد آن نیز ادامه خواهد یافت.
10- "جنش سبز علوی " معتقد است مكتب 1400 ساله تشیع به مثابه كلمه طیبه و شجره سبز و بارور طوبی ریشه درمحكمات و سر بر آسمان دارد و با دستاندازی بیگانگان كه به مثابه شجره پلید و خبیثیاند كه نه ریشهای دارند و نه بر و ثمری ، اندك تزلزلی در ادامه مسیر سبز علوی ملت ایران و معتقدات آنان بروز و ظهور نخواهد یافت و خداوند بر هر امری قادر و توانا است.
والسلام علی من اتبع الهدی
ستاد جنبش سبز علوی
حقيقتش ديگه حرفي ندارم ولي خودمونيم گربه را هم از بالا بياندازي پايين اگر فاصله كم باشه به اين زيبايي نمي تواند خودش را با اوضاع روزگار تطبيق دهد.
فقط يك چيز بايد گفت كه اين ته ته تهشه.
وقتي كه آدم مي بينه نوشته شده زير سوال بردن يك پديده يا بهتر بگوييم يك عملكرد ميتواند بزرگترين جرم باشد آنگاه فقط به يك چيز فكر بايد فكر كرد: كه عملا حق زندگي در اين كشور از انسان سلب شده است داشتن آزادي پيش كش.
ديروز پسرم را كه فقط ۴ سالشه برده بودم خريد و حسابي خسته شده بود آخرش گفت بابا من چيكار بايد بكنم كه برگرديم خونه؟ الان هم به اين فكر مي كنم كه اگر ما نخواهيم بريم بهشت بايد چيكار كنيم؟

البته من بالشخصه اميدوارم ايشان هرجا هستند موفق باشند ولي اين همه پنهان كاري براي چه؟ احتمالا مثل بسياري از ديگر عزيزاني كه مي خواهند فلنگ را ببندند، مدتي را براي احتياط و خراب نكردن راههاي پشت سر مرخصي گرفته اند كه اگر كارها راست و ريس نشد راه برگشت هم باشد ولي حقيقتا اميدوارم به زودي جاي وفا مستقيم و بهنود مكري را در VOA نگيرد!!
دموکراسی میگوید: رفیق حرفت را خودت بزن نانت را من می خورم !
مارکسیسم میگوید: نانت را خودت بخور حرفت را من میزنم!
فاشیسم میگوید: نانت را من میخورم،حرفت را هم من میزنم،تو فقط برای من کف بزن!
اسلام حقیقی میگوید: نانت را خودت بخور،حرفت را هم خودت بزن،من برای اینم که به حق برسی!
اسلام دروغین میگوید: تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن...اما حرفی که ما میگوییم!
ناگهان به خاطر آوردم كه همان موسيقي است كه بي بي سي فارسي در تبليغ برنامه خودش گاهي در بين برنامه هايش مي گذارد و از تجميع سازهايي چون دف، پيانو ، سه تار و ... تشكيل شده است. آنوقت بود كه هر چر فحش بود نثار صدا و سيماييها كردم كه آخر ق.ر.م.س.ا.ق.ي تا كي؟
زمين و زمان انگليسيها و بي بي سي را به فحش مي كشند و هر آنرا نگاه كند كافر بالفطره مي خوانند و پارازيت را نثار امواج مي كنند كه مبادا كسي اين برنامه ها را ببيند و خصيتين بعضيها تكان بخورد آنگاه از برنامه ها و محصولات آنها به هر شكلي كه مي خواهند استفاده مي كنند و آه جانسوز هم مي كنند كه سردار شوشتري توسط ايادي انگليس و آمريكا به شهادت رسيد.
آخر بي حيايي تا كي؟
من حقيقتش اين وسط نفهميدم فلسفه تغيير ساعت براي رفع ترافيك تهران با ارائه طريق فعلي چيست؟ و چگونه تحليل شده ولي يك چيز را كاملا متوجه مي شوم كه يا مديران كشور ما در صدد نابودي كامل اين كشور به هر شكل ممكن هستند و يا اينكه يك مشت احمق بي خاصيت كه مديريت كشور و كلانشهرها را با شستن توالت اشتباهي گرفته اند مسئول كارهاي كشوري شده اند.
آخر در تمامي كشورهاي دنيا مديريت كنترل اصناف به عنوان يكي از اصول مديريت شهري براي رفع بسياري از مشكلات شهري در نظر گرفته شده و در بسياري از كشورهاي جهان در حال انجام است چرا ما از تجربيات انجام شده هم استفاده نمي كنيم.
خيلي جالب است دقت بفرماييد كه مديريت هاي كلان كشور چقدر زيبا هستند از طرفي همين مديريت تغيير ساعت ولي به صورت غير اصولي براي مديريت ترافيك و از طرفي پارازيت بر روي ماهواره ها براي به بهشت رفتن ملت ايران به قيمت از دست رفتن جان مردم و مريض كردن آنهافقط به خاطر اينكه اين ملت به بهشت بروند.!
يكي نيست به اين عتايق بگويد به خدا اگر از الگوهايي مثل هلند و بلژيك و يا حتي انگليس براي مديريت زمان جهت كنترل ترافيك استفاده كنيد تحت استعمار آنها نحسوب نمي شويد و ملت هم بدون ماهواره مستقيم به بهشت مي روند. شما اينقدر انرژي نگذاريد و مطمئن باشيد كه مغضوب خداوند نمي شويد.
كم كم دارم شك مي كنم اون دنيا به خاطر حماقتهايمان در خصوص تن دادن به اين ذلتها و حماقتها بايد به جهنم رهنمون شويم.
حقيقتش من روم نميشه پيش خانواده ام هم اينگونه صحبت كنم. نه شاهزاده هستم و نه سلطنه و نه در خانواده نظاميها بزرگ شده ام و جتي يك خانواده فرهنگي سطح بالا هم ندارم ولي باور كنيد اگر اينجوري جلوي پدرم حرف بزنم همين الان با سن چهل سال هم ابوي سكه يه پولم ميكنه و كلي از ادب و نزاكت بارم مي كنه به طوريكه اصلا كلمه پياده شديم از ذهنم خارج بشه.
ميشه بگيد اين بي ادبهايي كه به آقاي احمدي نژاد ياد دادند چه كساني بوده اند؟
استاد اخلاق كابينه؟ جناب آقا تهراني؟
گزارش زير به نقل از خبرنگار روزآلاين مي باشد.
روز جمعه، تساوی و فرمایشی یک بر یک در مسابقه شهرآورد استقلال و پرسپولیس، نزدیک به هفتاد هزار تماشاگر را به خروش آورد. در پایان این بازی، فریاد "تبانی، تبانی" و "فوتبال سیاسی نمی خوایم، نمی خوایم" حصار مراقبتهای ویژه پلیسی حاکم بر جو ورزشگاه را شکست و صدای فریادهای ضد حکومتی تماشاگران را به بیرون ورزشگاه رساند.
داربی پایتخت درحالی درساعت 14:30 جمعه برگزارشد که درروزهای گذشته اکثرنهادهای دولتی نسبت به هرگونه تحرک وشعارهای اعتراض آمیزدراین مسابقه تاریخی به مردم هشدار داده بودند. بلیط فروشی کم درورزشگاه، حضوردوقاضی درورزشگاه آزادی، افزایش چشمگیر نیروهای امنیتی، ازجمله اقدامات دولت کودتا برای سرکوب مردم بود.
پیش از شروع بازی، سردار علی بابایی، فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی در خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی اعتراف کرده بود که برای آرام نگاه داشتن جو ورزشگاه علاوه بر اونیفورم پوشهای گارد ویژه، از لباس شخصی ها در میان تماشاگران هم استفاده و با هر حرکت اعتراضی به شدت برخورد خواهد شد.
خبرگزاری فارس حتی از حضور یک گروه پنجاه نفری پلیس زن برای یک مسابقه سراپا مردانه خبرداد. همین خبرگزاری البته در گفت و گویی با امیرحاج رضایی، مفسر با سابقه فوتبال هم از قول وی نوشت: "مردم می دانند در این فوتبال چه می گذرد. توصیه های ایمنی باعث تساوی داربی می شود."
در شهرآورد جمعه اما، تماشاگران دو آتشه پرسپولیس و استقلال پس از آن که شاهد یک بازی مساوی دیگر بودند که به عقیده آنها بوی "تبانی" می داد، در لحظه های پایانی در خروش به دولت احمدی نژاد همصدا شدند و حتی شعار "یاحسین، میرحین" سر دادند، شعاری که ثانیه هایی از آن در پخش زنده تلویزیونی هم شنیده شد.
در پایان بازی، گزارش پلیس حاکی از عدم درگیری و دردسر داربی های گذشته بود، اما گزارش دیگر نیروی انتظامی از بازداشت قاچاقچیان مواد مخدر، افراد شرور و فعالان بازار سیاه بلیت حکایت داشت.
مشاهدات خبرنگار روز
در ساعت 8:30 دقیقه صبح جمعه، تمامی خیابان های منتهی به اتوبان تهران - کرج وخیابان - های اطراف ورزشگاه آزادی مملوازجمعیتی بود که برای دیدن مسابقه خود را به استادیوم آزادی می رساندند. ازنکاتی که نسبت به بازی های گذشته لیگ مشهودتر می نمود حضورگسترده نیروهای امنیتی بود. مأموران اطراف ورزشگاه را ازورودی شرقی وغربی پوشش داده بودند. برخی ازنیروهای پشتیبانی هم بصورت پراکنده درحوالی پارک ارم مستقربودند.
تماشاگران برای رسیدن به گیشه های فروش بلیط می بایست ازمیان انبوه مأمورانی عبورکنند که بصورت لایه ای ازاولین ورودی اقدام به بازرسی بدنی آنها می کردند. مأموران به محض مشاهده افرادی که لباس ویا نشان های سبزبا خود داشتند آنها را متوقف می کردند واقدام به تعویض لباس آنها می کردند. تماشاگران پس ازعبورازاین بازرسی ها به گیشه های بلیط می رسیدند، اما تنها سه گیشه اقدام به فروش بلیط برای بازی "آن هم بلیط های طبقه دوم ورزشگاه" می کرد. پس ازگذشت دقایقی ازاین اتفاق، تماشاگران نسبت به این موضوع اعتراض کردند. دقایقی بعد تعداد معدودی بلیط طبقه پایین میان تماشاگران توزیع شد اما بعد ازگذشت دقایقی این روند متوقف گردید.
افرادی که به عنوان متصدی فروش بلیط درگیشه ها مستقربودند مدعی شدند که از "بالا" دستوررسیده که بلیط طبقه پایین دیگربه فروش نرسد. اکثرتماشاگران باشنیدن چنین خبری اقدام به خرید بلیط برای طبقه دوم ورزشگاه کردند. در داخل ورزشگاه اولین نکته قابل تأملی که به چشم می خورد خالی بودن برخی ازجایگاههای طبقه پایین ورزشگاه بود. جایگاههای شماره 12-13- 18-21 ازجمله نقاطی بود که هیچ تماشاگری درآنجا وجود نداشت. بخش هایی ازطبقه دوم هم به نیروهای امنیتی اختصاص داده شده بود.
یکی ازتمهیداتی که مسئولین ورزشگاه برای این بازی درنظرگرفته بودند نصب باندهای بسیارقوی وبزرگی بود که دراکثرنقاط ورزشگاه مستقرشده بود. وقتی درساعت 13 برخی ازتماشاگران طبقه اول اقدام به شعاردادن "مرگ برتو... مرگ برتو... مرگ برتو" کردند، باندهای فوقانی اقدام به پخش موسیقی کردند. این درحالی بود که چنین تمهیداتی ازسوی مسئولین ورزشگاه دربازی های قبلی مشاهده نشده بود.
درضلع جنوبی، شرقی وغربی ورزشگاه تعداد زیادی ازمأموران امنیتی به همراه ماشین های ویژه مستقرشده بودند. مأموران امنیتی اجازه هیچ توقفی را به تماشاگران نمی دادند وازهمه می خواستند حرکت کنند وبه داخل ورزشگاه بروند وبنشینند. اگرفردی لحظه ای توقف می کرد با باتوم به ضرب وشتم وی می پرداختند.
سرانجام بازیکنان برای آماده شده وارد زمین شدند. بازی طبق قرارقبلی درساعت 14:30 آغازشد. درلحظات پایانی بازی وازشروع دقیقه 80 تماشاگران اقدام به سردادن شعارهای "باند بازی نمی خوایم، نمی خوایم"، "فوتبال با سیاست نمی خوایم، نمی خوایم" "یا حسین، میرحسین" نسبت به نتیجه بازی اعتراض کردند.
همزمان با این اتفاق برتعداد مأموران ضدشورش وامنیتی داخل ورزشگاه افزوده شد. پس ازآنکه بازی به پایان رسید. تماشاگران که به آرامی قصد خارج شدن ازخروجی ها را داشتند با مأموران زیادی مواجه می شدند که مترصد حرکتی ازسوی آنان بودند تا اقدام به ضرب وشتم تماشاگران کنند.
برخی ازتماشاگرانی که درمسیرها می ایستادند طبق روال معمول مأموران مورد ضرب وشتم قرارمی گرفتند. حضورنیروهای امنیتی ازچنان حجم گسترده ای برخورداربود که حضورآنها به صورت نیروهای پشتیبانی تا میدان آزادی قابل مشاهده بود. پس ازخروج تماشاگران ازورزشگاه وحضوردرخیابانها، اتوبان تهران – کرج با ترافیکی سنگین مواجه شد.
مأموران راهنمایی ورانندگی که با نیروهای امنیتی همکاری می کردند برخی ازورودی های دهکده المپیک وورزشگاه را برای امنیت بیشترمسدود کرده بودند. این اقدام با اعتراض برخی ازاتومبیل هایی مواجه شد که درترافیک اتوبان سرگردان شده بودند وآنها با بوق زدن ممتد نسبت به این تصمیم اعتراض می کردند.
جالب قضيه اينجاست كه اين نماينده ببخشيد كرسي سبز نشين هرم بهارستان با چه آب و تابي وسط قضيه اومده و خود جناب حداد خان الحمد... ككشان هم نگزيده است.
جالبتر اينجاست كه در خبر تابناك در مورد تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه شريف هم رييس دانشگاه به دنبال ريشه يابي علل اين اعتراض بوده است در صورتيكه اگر كمي فكر مي كرد متوجه مي شد كه علت اعتراض همان خبر تكميلي تابناك است كه نوشته بود: کامران دانشجو وزیر علوم صبح امروز سه شنبه برای افتتاح دانشکده جدید کامپیوتر به دانشگاه صنعتی شریف رفته بود.
اين درست مثل اين بود كه بگوييد چرا وقتي آفتاب هست هوا روشن است و يا بگوييد چرا فروشگاه هايپراستار اينقدر شلوغ مي شود؟
ساده بود نه؟
اين خيلي جالبه لامروت به جايي رسيده ايم كه پرونده هاي قضايي در دادگاهها به اتمام رسيده و ديگه مشكلي وجود نداره و الان فقط تنبيه و محاكمه اراذل و اوباشي كه به صورت سبز پوش به ورزشگاه مي روند از نون شب مردم هم واجبتر است. بنازم به اين تفكر و عقل سليم!
بي مروت يكي از خبرنگاران تلويزيونهاي صهيونيستي آمريكايي گفته بوده كه تا به حال رييس جمهور نديده ام كه شب جايي را براي ماندن نداشته باشد. بميرند الهام و مشايي براي وي كه اين فاجعه براي اين عزيز سفركرده رخ داد و آنها فقط نگاه كردند.
ولي خوبه حالا آقايان قاتلين حرفه اي كه محمود خيلي دوست داشت با آها خوش و بش كند بخورند و دم نزنند كه يك سايت ديگه هسته اي تا سفت كاري پيش رفته است. ماتحتشون بسوزه.
ولي بازم نفهميدم چرا در تيتر به من الهام شد كه بنويسم فروشگاه هايپر استار؟
ولي خداييش اين نامردي نيست كه هنوز نه به بار نه به دار آنوقت ايران را به خاطر مواد متشكله يك تركيب زيبا محاكمه كنيم؟
در ضمن من فكر مي كردم جناب رييس گوگوجيها دكتراي ترافيك داره! در صورتيكه ظاهرا دكتراي عمران هم گرفته چون به خوبي مراحل مهندسي ساخت و ساز را براي خبرنگاراني كه از بحث ايجاد سايت جديد انرژي هسته اي سوال مي كردند تشريح مي كرد.
در ضمن خبرهاي رييس گوگوجيها كه رسيد اين سوال هم برايم مطرح شد كه چرا جناب احمدي نژاد مجبورند هر سال به پاتوق آدمكشان حرفه اي سفر نمايند؟
شما فكر مي كنيد اين امر به پابوسي امام رضاي مشتي چاوز بر ميگرده؟ يا به افتتاح فروشگاه هايپر استار؟ شايد هم به قهر كردن فاطمه رجبي با رييس گوگوجيها به خاطر انتخاب نكردن وي به عنوان وزير دادگستري؟
خدا عالم است. اما در هر صورت من مي خوام توي نيويورك رييس گوگوجيها را با سينه اي باز ببينم. بايد خيلي ديدني باشد. نه غلام؟
در هر صورت خيلي جالبه از يك طرف ميبيني كه آقاي چاوزي كه عملا يك سكولار كامله و معلومم نيست اصلا دين داره يا نه (در يك لحظه فكر كردم كه نجف زاده هستم و براي بيست و سي دارم خبر مي خونم) ظرف سه چهار سال هفت بار مي آد ايران حال و حول مي كنه و دست آخر به پابوس امام رضا هم مي ره و راجع به امام زمان و حضرت مسيح اظهار نظرجات مي كنه به طوري كه قند در دل رييس گوگوجيها آب ميشه و از طرف ديگه همين چاوز عزيز در ونزوئلا دست در دست دختر شايسته دنيا حال و حول ميكنه به مردم دنيا فخر مي فروشه و از اينكه مي تونه بازهم 20000 بشكه بنزين به كشوري كه بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان را داره بفروشه و كلي سرمايه گذاري ايراني را هم به كشورش جذب كنه كلاشو بالاتر مي ذاره و به ريش من و شما مي خنده. من نمي دونم عشق پنهان و آشكاري كه بين رييس گوگوجيها و چاوز هست با عشقي كه بين شمسي پهلوون و رييس گوگوجيها هست چگونه قابل تجميعه؟
خلاصه كشور خيلي باحالي شديم. از طرفي خودمونو جمهوري اسلامي مي دونيم و همه را به خدا و عدم سكولاريسم فرامي خوانيم و از طرف ديگر با سكولارترين و بي دين ترين روساي جمهور دنيا آب هويج و فالوده مي خوريم. از طرفي فرزندان انقلاب و تندروترين افراد دهه 60 را كافر بالفطره مي خوانيم و ا...اكبر آنها را مسجد ضرار مي دانيم واز طرف ديگه با افرادي كه ميز شامشان بدون شراب حكم سفره رشتي بدون برنجه فالوده مي خوريم و به حرم امام رضا ميبريمش. از طرفي دم از كشتار فلسطينيها و نفي هولوكاست مي زنيم و از آن طرف 70 نفر كشته جوانان خودمون را به 20 نفر تقليل مي دهيم و دست آخر خودمونو مي كشيم تا در اخبار بيست و سي و ديگر شبكه ها با انواع توجيهات اعتماد از دست رفته را به جوي خوني كه راه انداخته ايم بازگردانيم. خلاصه عجب عتايقي هستيم ما.! راجع به تيكه آخر عنوان هم اگر شما فهميديد براي من هم بنويسيد. متشكرم.
من كه گفتم قربانتان بروم، چاكر عرض كرد براي يكسال دينداري را در كشور ممنوع كرده براي آن مجازات بگذاريد. قضيه سبزپوشان و ا... اكبرگويان و نمازخوانهاي بار اول حل مي شود.
حالا يكبار هم اينجوري حكم بدهيد. مگر فرقي هم ميكند؟ فعلا دو سه تاي ديگه هايپر استار بازكنيد تا هم مردم سرشان گرم شود و هم بازديد وبلاگ من بالاتر برود و در ضمن سينماها را هم همچنان ۲۴ ساعته بگذاريد باشد، آبها كه از آسياب افتاد دوباره دينداري را رواج مي دهيم.
نه غلام؟
مدتي است بعد از انتخابات دشمن شكن، آمريكا و انگليس خورد كن و باصلابت ۲۲ خرداد ۸۸ به اين فكر مي كنم كه فرق انتخاب و انتصاب چيست؟ در ضمن اين را نفهميدم وقتي يك عده گوگوجي نازنازي مي خواهند با راي ملت و خانه ملت انتخاب شوند چرا بعضيها نام آن را انتصاب مي گذارند و به آن نمايش مي گويند؟ مگر اين راي اعتماد در سالن چهارسوي تأتر شهر به اين آقايان و و آن خانم داده شده است؟
البته به من مربوط نيست ولي آيا در اين موقعيت خطير افتتاح يك فروشگاه خارجي (كه با توجه به شلوغي كه من ديدم سود سرشاري را هم نصيب كافران خدانشناس مي كند) در تهران احتمال بحثهاي جاسوسي را بالا نمي برد؟ آيا اگر حتي يكي از سهامداران اين فروشگاه يهودي باشد پول آن به جيب صهيونيستها نمي رود تا بر عليه خودمان به كار گرفته شود؟ مديران فرانسوي فروشگاه در تهران چه كار ديگري به غير بيزينس دارند؟ چه ضمانتي وجود دارد آنها در انتخاباتهاي بعدي به ملت ايران خيانت نكنند؟ آيا مواد گوشتي كه آنها مي آورند ذبح اسلامي است؟ اينها سوالاتي است كه شهرداري تهران و يا هر متولي ديگري بايد به آن جواب بدهد. البته به من مربوط نيست! من كه از خريد كردن در اينگونه فروشگاهها كلا لذت مي برم ولي حقيقتا آنقدر شلوغ بود كه فكر كردم نمايشگاه پاييزه كالا راه انداخته اند. در عين حال قيمتها انقدرها هم كمتر از فروشگاههايي مثل شهروند نبود.
در هر صورت متوليان امر بايد مواظب باشند كه اين جاسوسهاي فرانسوي نتوانند مثل انگليسيهاي خبيث به كشور ضربه بزنند و سردمداران و فرزندان انقلاب ما را قاب بزنند!
نه غلام؟
من كه حقيقتا نفهميدم كه بالاخره پسرم كي بايد برود مدرسه؟ چون الان چهار ونيم ساله است و با حسابي كه رييس گوگوجيها مي گويد او بايد امسال مي رفته كه ما دير كرده ايم تا بتواند در ۵ سالگي نامه بنويسد ولي مربيان مهد كودك مي گويند بايد دوسال بعد به مدرسه برود. حالا كي اشتباه مي كند من نفهميدم. در ضمن اين را هم متوجه نشدم كه چرا رييس گوگوجيها براي بحث راه و ترابري در كابينه خود از پيرمردان و در گروه مشاورانش از كوچكترين افرادي كه در كشور پيدا مي شود مشورت گرفته و استفاده مي كند. خب همين است كه جزو گوگوجيها است.
حال جناب آقاي عباسپور دو مورد را بايد مشخص كنند و بايد اعلام فرمايند كه چرا جناب دانشجو وقتي دفاع خود را در دانشگاه امير كبير انجام داده اند اخذ مدرك خود را از دانشگاه امپريال كالج لندن اعلام فرموده اند. در ثاني ايشان در چندين رفرنس اينترنتي مختلف حتي اسم امپريال كالج لندن را هم بلد نبوده اند و اشتباه نوشته اند. چگونه مي شود فردي كه حداقل تا پايان فوق ليسانسش هم در انگليس بوده اسم كامل امپريال كالج را ياد نگرفته باشد!؟ چگونه مي شود فردي اولين مقاله تحقيقي اش در سال ۱۹۹۹ گزارش شده ولي الان و پس از ۱۰ سال استاد تمام شده است؟
جناب كرسي سبز نشين عزيز هرم سبز بهارستان آقاي عباسپور، حرمت خود و برادر شهيدتان را براي اينگونه افراد و براي در راس قدرت ماندن خرج نفرماييد.
در خبرها آمده بود كه گوگوجيهاي فعلي به همراه بعضي از گوگوجيهاي پيشنهادي در خطبه هاي نماز جمعه اين هفته در شهرستانهاي مختلف صحبت مي فرمايند و رييس گوگوجيها در تهران افاضه فيض مي كنند. سوال من اين بود كه در ماه رمضان تكليف روزه نماز اين افراد چه مي شود؟ آيا همه اشان به وطنهايشان رفته اند؟ آيا گوگوجيهاي فعلي و يا گوگوجيهاي پيشنهادي همه دائم السفر هستند؟ تكليف افراد استانداريها كه مجبور به پذيرايي از اين گوگوجيهاي بزرگوار هستند چيست كه بايد در ماه مبارك رمضان با زبان روزه از اينها پذيرايي كنند؟ آيا اين فرار براي روزه نيست؟ يا اينكه كلا اينها چون گوگوجي هستند، هنوز بالغ نشده اند و روزه بر آنها واجب نيست؟
اعتراف كه كاري نداره چقدر مي خواي اينجوري برات بنويسم و بخونم و فرياد بزنم.!
پيشنهاد
پیشنهاد می کنم مجلس دریافت گواهی سوء پیشینه را هم جزو شرایط وزرای کابینه اعلام کند، شوخی شوخی یک گروه از مجرمین که یا تحت تعقیب دادگستری هستند، یا تحت تعقیب پلیس بین الملل، برای تشکیل دولت دهم پیشنهاد شدند. فاطمه آجرلو که به دلیل افشای اسناد محرمانه در پرونده پالیزدار مجرم شناخته شده، محرابیان هم که به عنوان سارق علمی توسط قوه قضائیه تحت تعقیب است، سردار وحیدی هم که به عنوان تروریست تحت تعقیب است، مشائی هم که به عنوان مجرم اقتصادی محکوم شده است، متکی هم که به عنوان همکاری با تروریست ها توسط دولت ترکیه عنصر نامطلوب تشخیص داده شد و از آنجا اخراج شد، بختیاری هم که زندانبان است، بهبهانی هم که به قول قالیباف دائم الخمر است، به نظرم اگر احمدی نژاد برادرش را که به اتهام تکثیر سی دی قاچاق تحت تعقیب بود و سه چهار تا کف زن و جیب بر را هم به کابینه بیاورد، دیگر همه چیز درست است و کابینه کاملا با احمدی نژاد هماهنگ خواهد شد.
البته یکی از موارد برجسته این کابینه متخصص بودن وزرای آن است، البته هر کسی دقیقا در کاری متخصص است که به وزارتخانه دیگری مربوط است، وزیر خارجه در دانشگاه علوم اجتماعی خوانده است، در عوض وزیر کار که باید متخصص علوم اجتماعی باشد، مهندس عمران است، وزیر ارشاد فرمانده سابق نظامی است، وزیر دفاع هم مهندس الکترونیک است، وزیر ارتباطات هم که باید متخصص الکترونیک باشد، متخصص ساخت موشک است. وزیر نفت که باید مهندس نفت باشد، متخصص صنایع است، در عوض وزیر صنایع متخصص شهرسازی است، وزیر تعاون که باید اقتصاد خوانده باشد مدیریت خوانده است، و وزیر کشور که باید مدیریت خوانده باشد، مهندس مکانیک است. وزیر بازرگانی هم متخصص صنایع است و برای اینکه تلافی دربیاید وزیر اطلاعات مسوول سابق اوقاف و امور خیریه بوده است. وزیر دادگستری هم که از همان اول تکلیف مردم را روشن می کند و معلوم می شود چه دادگستری می خواهد بکند، او قبلا زندانبان بوده است. البته چند وزیر واقعا متخصص رشته خودشان هستند، مثل وزیرآموزش و پرورش و وزیر بهداشت و وزیر راه که احتمالا به همین دلیل رای نمی آورند. بروجردی هم بدون اینکه کلاهش را بالاتر بگذارد، اعلام کرد که " تحت تعقیب بودن وحیدی هیچ تاثیری در رای اعتماد نمایندگان نخواهد داشت." آگاهان پیش بینی کردند که اگر وحیدی به جای تروریسم متهم به دفاع از حقوق مردم کشور شده بود، رای اعتماد نمی گرفت
روح لطیف فاطی
اصلا به نظر شما این تصور که ممکن است خواهر دماغ رجبی روح لطیف زنانه داشته باشد، درست است. من حتی در اینکه او روح زنانه داشته باشد هم شک دارم، جسمش را شک ندارم، اگرچه فقط دماغش را دیدم. البته خیلی ها در اینکه روح داشته باشد هم شک دارند، لطافتش هم که بماند کنار، احتمالا در آشپزخانه بیشترین علاقه را به چاقو دارد و در خیاطی بیشترین علاقه را به قیچی، من را که پنج هزار کیلومتر فاصله دارم تهدید کرد که چون طنزنویس هستم از پرده کعبه هم آویزان بشوم، مرا دار می زند، وای به حال کسی که رمان نویس باشد، حتما با او همبرگر درست می کند.
خواهر دماغ رجبی، یک نامه در اعتراض به پیشنهاد وزرای زن توسط احمدی نژاد نوشت، که در نامه اش هرچه فحش بلد بود به هاشمی رفسنجانی داده بود که چرا معاون وزیر زن انتخاب کرده. به نظرم می رسد که فاطمه رجبی آمارهای حقیقی انتخابات را دارد و فکر می کند که موسوی رئیس جمهور شده و طبیعتا فکر می کند موسوی هم دست نشانده هاشمی است و چون فکر می کند موسوی دست نشانده هاشمی است، احتمالا فکر می کند که وزرای زن هم وزرای کابینه هاشمی هستند، وگرنه چه مناسبتی دارد که احمدی نژاد سه وزیر زن معرفی کند، بعد فاطی از صد جمله نامه اش هفتاد تا را به فائزه و فاطمه هاشمی و خود هاشمی فحش بدهد و کلا یک جمله به احمدی نژاد بگوید؟
فاطمه رجبی نوشت: " وقتی زنان بخواهند وزیر شوند، چه نسبتی با خانواده، همسری، مادری و روح لطیف زنانه خواهند داشت." یکی از روانشناسان توضیح داد که بیمار مذکور احتمالا دچار سندروم فرافکنی شده است، چون حدس زده می شود که او مفهوم خانواده را نمی فهمد، چون پدرش که با او قطع رابطه کرده بود، برادرش هم که با او حرف نمی زد، شوهرش هم که شش تا شغل دارد، خیلی زحمت بکشد، در حال رفتن از این دفتر به آن دفتر مقالات زنش را بخواند و متوجه بشود که حال فاطی خوب است یا نه، پسرش هم که جزو بسیج دانشجویی است و احتمالا لطیف ترین حرفی که با مامانش می زند، در مورد خون دادن در راه دولت دهم است. فقط می ماند یک " روح لطیف زنانه" که من حدس می زنم فاطی فرق آن را با جعبه دنده ماشین و با گاز اشک آور نداند.
فاطی دماغ گفت: " داشتن وزیر زن، نه ارزشگذاری به جامعه زنان است و نه امتیازی برای زن مسلمان! تنها یک ژست سیاسی است که یقینا احمدی نژاد بدان نیازمند نیست و توقع از او نمی رود." آگاهان با فاطی موافقت کردند که داشتن وزیر زن قطعا برای ارزشگذاری به جامعه زنان نیست، وگرنه احمدی نژاد این کار را نمی کرد. ولی به هیچ وجه قبول نکردند که از احمدی نژاد توقع نمی رود. یکی از آگاهان گفت: " از احمدی نژاد همه چیز توقع می رود." فاطی رجبی افزود: " زنان عضو شورای شهر انگیزه حرکت و سخن گفتن ندارند، یا به آنچه می گذرد به دیده مثبت می نگرند، یا آنکه نسبت به مسوولیت خود بی تفاوتند."

نگاه كنيد به دهه ۶۰ و اوضاع سردمداران آن موقع حكومتي را. و الان نگاه كنيد كه وضعيت آنها چگونه است و الان چگونه از يك عده اي از آنها ياد مي شود. توالي مغضوب شدن آدمهايي چون قطب زاده، منتظري، مهدي هاشمي، برخي از فرماندهان سپاه، برخي از مديران ارشد دولتي و حالا خاتمي، موسوي،رفسنجاني و كروبي.
احتمال اينكه اين اقايان هم بزودي بر روي صندلي دادگاه بنشينن خيلي زياد است. بحثم اينجاست، چگونه در زمان قدرت بالاي آقاي هاشمي مرگ كساني چون سعيدي سيرجاني و جفاهايي كه اطلاعات در آن زمان بر خيليها كرد مهم نبود ولي الان زنداني كردن همان آدمها و بعضا از دولتيان سابق كه الان مبارز شده اند آه و فغان همه را بالا برده است.
منظورم اين نيست كه الزاما انسان تغيير نمي كند و هر آنچه بوده است بايد الان هم باشد. بحثم اين است كه ظلم ديري نمي پايد و به هر كسي ظلم كني روزي بازخورد آن ظلم را بايد ببيني. و آقايان قدرتمند امروز هم بايد روزي خود را در پيشگاه عدل، به صورت آدمي زبون ملاحظه فرمايند. دنيا دار مكافات است. بخشي از جزاهاي مربوط به اعمالمان را در همين دنيا خواهيم ديد.
ولي قشنگي اين دوران همين است كه وجود توالي برخوردهاي منفي در تمام دورانها را به صورت واضح نشان مي دهد و اين عملا مردم هستند كه بايد با استفاده از اين تجربيات ذيقيمت آگاهي خود را بالا ببرند نه آنكه خود در منجلاب ناآگاهي ها غرق شوند و بازيچه جنگ قدرت گردند.
خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است. من بیش از آنکه شوکه شوم و یا تعجب کنم که این حرفها را از این آقایان می شنوم آنقدر خندیدم که دل درد گرفتم.
ولی واقعا دلم به درد می آید که انسان باید ظرف یک ماه چه بر سرش بیاید که اینگونه تغییر کند؟
**************************************
شما فكر نمي كنيد كه كمي جلوه و اقتدار پليس راهنمايي و رانندگي كم شده و با رفتن رويانيان عملا چيزي از آن باقي نمي ماند؟ شما فكر نمي كنيد در جاده ها دوباره خلافكاران حرفه اي و متخلفين زايد شده اند؟ تعداد زانتياهاي نامحسوس كم نشده؟
*************************************
حتما اكثر شما دادگاههاي بسيار عادلانه و دادگرانه ديروز را ديديد. من كه لذت بردم. اين دادگاه و سخنان متهمين آن بيشتر شبيه كمدي كلاسيكهاي وودي آلن بود. هم دردناك و هم فرحبخش و خنده دار از وقايع اجتماعي. من پيشنهاد مي كنم كه قاضي دادگاه دستور پخش پشت صحنه ها را هم بدهد. چون خنده هاي پشت صحنه اين برنامه ها ديدني تر از صحنه هاي آن است.
************************************
اتومبيلم را كه به يكي از تعميرگاههاي ايران خودرو بردم تا سرويس ۴۰۰۰۰ كيلومتر روي آن انجام بفرمايند. ماشين مشكل خاصي هم نداشت. فقط چك آپ مطرح بود. بعد از اخذ ۶۰۰۰۰ تومان و همچنين محاسبه ۸۵۰۰۰ تومان احتساب خرجهاي گارانتي و بعد از گذشت دو روز گيربكسش روغن مي ده. شما فكر مي كنيد مشكل از منه؟
من كه بالاخره نفهميدم چرا با اين همه دعايي كه هر روزه در منابر و معابر و مجالس دولتي و غير دولتي و مذهبي و غير مذهبي براي استمرار پيروز دولت مي شود و بر لعن و نفرين دشمنان اين دولت تأكيد ورزيده مي شود همچنان اين مشكلات وجود دارد و شيطان ضعيف نمي شود و ما همچنان مشكل داريم. اينجا اين سوال پيش مي آيد كه دعا كنندگان مشكل دارند و يا دولت؟
مثل اينكه ظاهرا آقايان و رجل! سياسي جمهوري اسلامي و تابناك تازه فهميده اند صدا وسيما استفاده هاي ابزاري مي كند. اين امر سالهاست كه در بين حكومت جمهوري اسلامي عرف است. ثانيا چرا بايد هميشه فكر كنيم كه فقط اين ما هستيم كه معلوم الحال نيستيم؟ در ضمن معلوم الحال يعني چه؟ به نظر من اين كلمه يعني آنكه كسي كه وضعيتش در زمان فعلي مشخص و شفاف است و اين امر بسي عالي است. اين كلمه نشاندهنده الزاما بد بودن يك فرد نيست. ثالثا چرا افراد به قول اين رجل سياسي معلوم الحال نميتوانند از يك كانديداي غير معلوم الحال حمايت كند؟ چرا رجل سياسي انحصار طلب نيمه فاشيست و نيمه آنارشيست ما جز خود را بر نمي تابند و ديگران را فاقد حق زندگي مي دانند؟ چرا هر كسي كه اعتقاداتش با اين رجل سياسي يكسان نيست حق زندگي ندارند و به ديگر سخن اصلا حق ندارند؟ آنوقت شما منصف مي شويد همين معلوم الحالها غير منصف؟
سيمرغ كچل گفت اي اهالي ايران زمين تا زماني كه شمايان در خانه ها خزيده ايد و افكار مرده اتان در قبرستانهاي سرد و تاريك امامزاده هاي خيالي دفن شده اند من خارش نوكم را با باد معده همراه مي كنم. از باد معده ام استفاده كنيد كه نعمتي بس عظيم است. چون بي خيالي را بر شما حاكم مي كند.
دو مورد خبر در رسانه ها بود كه خيلي برايم خواندني بود. ابتدا خبري بود از جناب تمدن استاندار محترم تهران كه فرموده بودند: درخواست آقاي هاشمي براي آزادي زندانيان نقض قانون است مگر اينكه ايشان منظورشان كساني باشند كه به دليل عدم ارتكاب جرم زنداني شده باشند. بايد به ايشان فرمود كه اولا چگونه مي شود كه شما قانون را خوب مي داني و تفسير مي كني ولي رييس مجمع تشخيص مصلحت و رييس دو دوره مجلس شوراي اسلامي نعوذابا... حاليشون نيست و نمي فهمند چه مي گويند در ثاني مگر كسي بدون ارتكاب جرم هم زنداني مي شود؟ مگر شما در جمع زندانيان به جز خس و خاشاك چيز ديگري هم داريد؟ البته جناب رفسنجاني مدعي شدند كه همين خس و خاشاك هم همان اكثريت مردم هستند كه اعتمادشان قاطي پاطي كرده. در هر صورت من نتوانستم به شكلي صحيح حرفهاي جناب تمدن را درك كنم.
مورد دوم خبري بود در خصوص معافيت مالياتي بازنشستگان كه در خبري آمده بود "رئيس كل سازمان امور مالياتي يعني اقاي عرب مازار اعلام فرموده اند : حقوق بازنشستگان و افزايش حقوق آنها مشمول ماليات نميشود و آنها از پرداخت ماليات معاف شدهاند." با ابوي محترم با توجه به سابقه ۲۰ سال بازنشستگي ايشان در اين خصوص مشورت كردم و ايشان فرمودن تا جايي كه اين نسل يادشان ميآيد، بازنشستگان از ازل از ماليات معاف بوده اند. من كه نمي دانم شايد بالاخره اين دولت حواسش نبوده و در اين چهار سال ماليات گرفته. در هر صورت اگر هر كدام از دوستان در اين خصوص خبري دارند اينجانب را آگاه فرمايند.
گاهي فكر مي كنم خيلي احمق و بي عرضه هستم.!!
روزنامه وطن امروز در تحلیل این دو اظهار زيباي ايشان نوشته است كه:این اظهار نظر حجاریان ناگفتههای مهم بسیاری را در خود مستتر دارد. حجاریان که خود دارای سابقه طولانی امنیتی است، به خوبی میداند که در شرایط فعلی که سرویسهای غربی مترصد ایجاد ناآرامی در ایران هستند و فضای آرام فعلی آنها را مترصد ایجاد شوک روانی و شعلهور ساختن مجدد آشوبها کرده است، ممکن است از او به عنوان یک سوژه مناسب برای «ترور» و انتساب آن به نظام و فراهم ساختن بستر ناآرامی استفاده کنند.
تحليل منطقي: در اينكه اين خبر صحيح است با اينكه شك دارم ولي مي نويسم شكي نيست!! و در عين حال اذعان هم مي كنم كه اصل قضيه تحليل بوده و آن اين است كه ندا آقا سلطان را همانهايي كشتند كه الان مي خواهند حجاريان را بكشند! باور كنيد.
معارضين شيخ الشيوخ بر سر دوراهي عظيمي توقف كرده اند و نمي دانند گاري خود را به كدامين سمت هي كنند. از طرفي اگر ايشان دزد غافله اند كه نميتوان پشت سرشان نماز راند. و اگر ايشان بي گناهند و مشكلي در پي ايشان نيست چرا داروغه بزرگ . منتصب ۲۴ ميليوني! از ايشان عذرخواهي نمي كند.
خلاصه آنچه واضح و مبرهن است تناقضهاي شديد در داروغه سراست و تكليف مردم نامشخص. راستي واقعا چگونه بايد در اين مورد قضاوت كرد؟
جالب اينجا بوده كه قايقران عزيز همچون آدمهايي كه يك عقده اي چندين ساله دارند و حالا باز شده از اين كار رياست جمهور اظهار رضايت كرده و ايشان را در اعلي عليين مي ديدند!.
من حقيقتا مخم سوت كشيد. دليلش هم يكي دو تا نبود. اولا اگر هم فرض كنيم كه ذات ساختن و يا داشتن مكاني مستقل براي مسئولين دولتي رده بالا بد است و بايد از دستشان گرفت تا هم سطح مردم باشند (مثلا!؟) خب مي توان اين مكان را (كه مي توان تصور كرد كه وقتي مسئولين بالنسبه ويژه از آن استفاده مي كرده اند چه هزينه هاي هنگفتي در آنها صرف شده بوده است و قطعا لوكس بوده) به يك هتل 5 ستاره تبديل كرد و در كنار آن نيز پلاژهاي زيبايي را مهيا نمود تا مسافرين بتوانند از آنها استفاده كنند نه آنكه آنها را تخريب كنند. توسعه فرودگاه براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر براي فرودگاهي كه در اوج تابستان بيش از 4 پرواز در هفته را پر نمي كند (تحت تحريم و خطرات و تعاقب آن) قطعا از يك عقل سليم بر نمي ايد.
همچنين در اين مكان درختان بسياري زيبايي كاشته شده بود كه به دليل پوشش بالاي آنها نه تنها دريا بلكه خود ساختمانها هم از كنار جاده ديده نمي شد ولي حالا شما، هم مي توانيد ساحل دريا را از جاده تماشا كنيد و هم نخاله هاي ساختماني زيادي را كه كنار هم تلنبار شده اند و ساحل دريا را از قبل زيباتر نموده اند! حالا بر سر درختان چه پيش آمده من نمي دانم شايد به جاي ديگر منتقل كرده اند!.
لطفا از همين امروز نه روز تخريب كه قطعا قبل از انتخابات 22 خرداد بوده است كنتورها را روشن كنيد. به شما خواهم گفت كه فرودگاه رامسر كي توسعه پيدا خواهد كرد؟
چـرا ناامیـد باشیم وقتــــی که پیــــروزیـــم؟
بیش از دو هفته مبارزه، چندین شهید، چند هزار دستگیری، و ... این انتظاری را ایجاد کرده است که باید سریع به موفقیت نهایی برسیم. عقده های چندین ساله مردم از بی عدالتی و توهین سر باز کرده است و انتظار است که یک دفعه کار را یکسره شود! حال که با سرعت مطلوبشان کار پیش نرفته است مایوس شده اند که البته تا حدودی طبیعی است.
اما درست این است که به خود و اطرافیانمان یادآور شویم که در حقیقت یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ ملت ایران در مدت کوتاه یک ماه اتفاق افتاده است! و باید به دستاوردهای فوق العاده ای که به دست آورده ایم به خود ببالیم: در جریان چهار سال گذشته و به خصوص در جریان انتخابات ، عموم مردم به آگاهی فوق العاده ای رسیدند و متوجه اهمیت مسایل مهمی مانند اهمیت کارشناسی، اهمیت برنامه ریزی، خطر سواستفاده از مذهب و امام زمان در جهت فساد ، خرافات مذهبی ، فساد در قدرت و ... شده اند. وجهه مردم ایران در جهان از یک ملت خشن و تروریست که کاری جز فریاد مرگ و فحش دادن در خیابان ندارد و هیچ منطقی را نمی پذیرد اکنون به ملتی شجاع، با فرهنگ و اهل آرامش تغییر کرده است که تظاهرات سه میلیونی را در سکوت و آرامش برگزار میکند و دنیا این ملت را در بند حکومتی مستبد و ..... میبیند. این پیشرفت بسیار بزرگی است که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد. تمام پول نفت را هم خرج تبلیغات ترمیم وجهه ملی میکردیم و هزاران طومار اینترنتی برای خلیج فارس و فیلم 300 امضا میکردیم نمیتوانست حتی یک دهم این هم اثر داشته باشد.
در پی تقلب و کودتای انتخاباتی، اکثریت مردم حتی بسیاری از آنهایی که به احمدی نژاد رای داده بودند متوجه ظلم و بی عدالتی سردمداران و مدعیان عدل علی شدند. همه آنها اکنون متوجه هستند که روبرویشان جریان .... و ..... است که به راحتی دروغ میگوید، ارزشی برای نظر مردم قایل نیست و آنها را خس و خاشاک میداند، حاضر به کتک زدن و کشتن مردم بیگناه با سواستفاده از نام اسلام برای حفظ منافع مالی کثیف و قدرت نامشروع خود است. مردم اکنون ماهیت احمدی نژاد دروغگو و دار و دسته فاسدش، قاضی مرتضوی، شورای نگهبان، {بعضي} فرماندهان سپاه و {گروهي از} نیروی انتظامی، شکنجه گاه اوین، {بعضي} فرماندهان رانت خوار بسیج، صدا و سیمای دروغگو را به خوبی میشناسند. یک لحظه فکر کنید که چند سال و چقدر باید زحمت میکشیدید که این اطلاعات را به همه مردم برسانید؟ دست دشمن درد نکند، خودشان زحمتش را کشیدند!
مردم اکنون همدیگر را میشناسند. میدانند که در خیابان با هم بودند. میدانند که اغتشاشگر نیستند. میدانند که شبها با هم الله اکبر میگویند. میدانند که با هم هستند و میدانند که دشمنشان کیست. چنین همبستگی یی خارق العاده نیست؟
خیلی از افرادی که معتقد به این حکومت بودند منجمله خانواده شهدا، رزمندگان قدیم، بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید بعد از ظلم های اخیر، کشتار مردم و ... به خوبی متوجه شده اند که اهداف انقلاب 57 و آرمانهای امام خمینی همانند رای مردم توسط عده ای فاسد و مستبد افراطی دزدیده شده است. دیگر حکومت مشروعیتی پیش آنها ندارد و دقت کنید که آنها مهمترین تکیه گاه حکومت در طی سالها بوده اند. علامت این موضوع را میتوانید در تعداد کم افراد عادی در جشن پیروزی احمدی نژاد و خطبه نماز جمعه خامنه ای ببینید که ناچار میشوند با اتوبوس جیره خوارها را برای حفظ ظاهر بیاورند.
بطور کلی تکلیف و موضع مردم و نظام روشن شد و در حقیقت خودی ها رفتار و موضع خشن و محکوم خود را با سیل ناخودی ها روشن کردند و این تنها ناشی از حضور خودجوش و باورپذیر مردم صورت پذیرفت. پس افسردگی، آیه یاس خواندن و ... بس است. خوشحال باشیم. موفقیتی که تاکنون در این مدت کوتاه بدست آورده ایم آن قدر ارزشمند است که افسردگی ما مانند کسی میماند که دنبال گنجی از الماس بوده است و اکنون گنج طلا بدست آورده است و از این خسران (!) افسرده شده است!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|