تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
از جناب بيادي نايب رييس شوراي شهر تهران در مورد مشكلاتي كه فراروي والديني كه هم مرد و هم زن كارمند هستند و بايد خودشان زودتر از بچه هاي كوچكشان به سر كار بروند و بچه ها يكساعت بعد به  مهد كودك بروند سوال كرده اند. ايشان فرموده اند كه اين قضيه مشكل يك عده قليل شهروندان در شهر تهران مي باشد! مشكلشان را خودشان بايد حل كنند. ما توصيه مي كنيم كه به اينها صبحها مرخصي بدهند!

به جناب بيادي بايد گفت اولا هر كس مي داند كه بايد مرخصي بگيرد و بالاخره هم ارگانها با كارمندان خود كنار مي آيند ولي جناب مستطاب اگر شما توانستيد به اندازه سر سوزني الگوهايي مثل هلند و بلژيك را انجام بدهيد و فقط اصناف را تابع ساعت نماييد مرديد. همين يك مورد كافيست تا بخش اعظمي از مشكلات ترافيك تهران حل شود. آيا اين برنامه عريض و طويل را نوشتن راحت تر بود يا فقط اصناف را قانونمند ساعت باز و بسته شدن منظم مي كرديد؟

آيا اگر دولت را مجاب مي كرديد كه ظرف يكسال ناوگان اتوبوسراني تهران را به دوبرابر افزايش مي داد بهتر بود يا اين برنامه عتيقه اي كه نوشته ايد و در حد يك مسكن استامينوفن هم عمل نمي كند؟ آيا در همين زمان كه بحث يارانه ها مطرح است اجبار استفاده دولت از قطع اعتبار يارانه ها براي استفاده در تجهيز ناوگان حمل و نقل عمومي بهتر است يا اين برنامه اي كه كاملا جهتش به سمت خانه نشين كردن خانمهاست؟

نه آقاي بيادي شما فكر نكرديد، تحليل هم بلد نيستيد. مشكل شما اين است كه مشكل را براي ديگران مي بينيد و عملا مديريت را بر اساس ديدگاههاي شخصي ياد گرفته ايد. كمي بيرون را هم نگاه كنيد. شك نكنيد كارمنداني كه به اين مشكل گرفتار شوند نمي گذارند زمان مرخصيهايشان اينگونه تلف شود و به شكلي ديگر از دولت مي دزدند. شما به دليل عدم تحليل صحيح مردم را دزد مي كنيد. شك نكنيد كارمندان از كارها مي دزدند و براي اينكار توجيهاتي هم براي خود خواهند داشت.

آقاي بيادي بيشتر فكركنيد.  

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 23:49  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
داشتم برنامه عصر پرتقالي راديو جوان و صحبتهاي جناب آقاي دوستي (تحصيلكرده آمريكا و دستمال به دست فعلي) را گوش مي دادم كه يكدفعه يك موسيقي پخش شد كه برايم خيلي آشنا بود. در عين حالي كه موسيقي برايم بسيار دلپذير بود و فهميدم كه آنرا خيلي شنيده ام ولي اول متوجه نشدم كه آن چيست.

ناگهان به خاطر آوردم كه همان موسيقي است كه بي بي سي فارسي در تبليغ برنامه خودش گاهي در بين برنامه هايش مي گذارد و از تجميع سازهايي چون دف، پيانو ، سه تار و ... تشكيل شده است. آنوقت بود كه هر چر فحش بود نثار صدا و سيماييها كردم كه آخر ق.ر.م.س.ا.ق.ي تا كي؟

زمين و زمان انگليسيها و بي بي سي را به فحش مي كشند و هر آنرا نگاه كند كافر بالفطره مي خوانند و پارازيت را نثار امواج مي كنند كه مبادا كسي اين برنامه ها را ببيند و خصيتين بعضيها تكان بخورد آنگاه از برنامه ها و محصولات آنها به هر شكلي كه مي خواهند استفاده مي كنند و آه جانسوز هم مي كنند كه سردار شوشتري توسط ايادي انگليس و آمريكا به شهادت رسيد.

آخر بي حيايي تا كي؟

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 22:22  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك در مورد تغيير ساعت كار در تهران خواندم كه براي مشكلات احتمالي هم براي پدران و مادران عزيز كه داراي كودكان مهد كودكي و يا سالهاي اوليه دبستان هستند پيش بينيهايي شده و اگر اولياي گرامي كه هر دويشان كار مي كنند و نمي توانند بچه ها را سر موقع به مهدها يا دبستانها برسانند مي توانند بچه ها را ابتدا به سر كار برده و سپس مرخصي گرفته و دوباره در وسط كار به مهدها و دبستانها مراجعه نموده و آنها را تحويل فرمايند!

من حقيقتش اين وسط نفهميدم فلسفه تغيير ساعت براي رفع ترافيك تهران با ارائه طريق فعلي چيست؟ و چگونه تحليل شده ولي يك چيز را كاملا متوجه مي شوم كه يا مديران كشور ما در صدد نابودي كامل اين كشور به هر شكل ممكن هستند و يا اينكه يك مشت احمق بي خاصيت كه مديريت كشور و كلانشهرها را با شستن توالت اشتباهي گرفته اند مسئول كارهاي كشوري شده اند.

آخر در تمامي كشورهاي دنيا مديريت كنترل اصناف به عنوان يكي از اصول مديريت شهري براي رفع بسياري از مشكلات شهري در نظر گرفته شده و در بسياري از كشورهاي جهان در حال انجام است چرا ما از تجربيات انجام شده هم استفاده نمي كنيم.

خيلي جالب است دقت بفرماييد كه مديريت هاي كلان كشور چقدر زيبا هستند از طرفي همين مديريت تغيير ساعت ولي به صورت غير اصولي براي مديريت ترافيك و از طرفي پارازيت بر روي ماهواره ها براي به بهشت رفتن ملت ايران به قيمت از دست رفتن جان مردم و مريض كردن آنهافقط به خاطر اينكه اين ملت به بهشت بروند.!

يكي نيست به اين عتايق بگويد به خدا اگر از الگوهايي مثل هلند و بلژيك و يا حتي انگليس براي مديريت زمان جهت كنترل ترافيك استفاده كنيد تحت استعمار آنها نحسوب نمي شويد و ملت هم بدون ماهواره مستقيم به بهشت مي روند. شما اينقدر انرژي نگذاريد و مطمئن باشيد كه مغضوب خداوند نمي شويد.

كم كم دارم شك مي كنم اون دنيا به خاطر حماقتهايمان در خصوص تن دادن به اين ذلتها و حماقتها بايد به جهنم رهنمون شويم.

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:27  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
لطفا اينجا را ببينيد.
  نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 18:39  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
با تمام اطلاعاتي كه به صورت درست و يا حتي نا مفهوم از زندگي علي (ع) سراغ داريد و در خيلي از جاها خوانده ايم و در پاي بسياري از منابر شنيده ايم شما فكر ميكنيد آيا اگر قرار بود علي (ع) روزي با مردم آن زمان صحبت كند و براي آنها سخنراني كند، هر چقدر هم كه مهم باشد، آيا در زير باران شديد و در حالتي كه مردم به اصطلاح شبيه موش آبكشيده شده اند هم سخنراني مي كرد؟ 
  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 22:31  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
ببخشيد مجبور شدم بازم بنويسم.

چشمم به خبري خورد كه تابناك زده بود.

"دومين فروشگاه زنجيره‌اي اماراتي در تهران" جا خوردم. اول كه فروشگاه كرفور را به اسم هايپر استار به ملت قالب كردند و حالا هم به دليل اينكه سرمايه گذاري را اماراتيها انجام مي دهند به مردم القا مي كنند كه فروشگاه اماراتي است. خير مردم باور نكنيد.

اين فروشگاهها فرانسوي و تحت لايسنس carefore مي باشد. حالا دليل اين جعليات و تحريفات چيست نمي دانم. درست مثل اينكه دارند از اشخاص نام مي برند و آنها را با الف . م يا ق . ن مي خوانند. مضحكه اي درست كرده اند. ادبيات كشور را به هم ريخته اند. اصلا انگار بدون تحريف و دروغ و قلب كردن موضوعات چيزي را به خورد ملت نمي توانند بخورانند و منتشر كنند.

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 1:4  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يك ايميل برام اومده بود كه چند تا از كاريكاتورهاي نيك آهنگ به همراه چند عكس ديگر بود كه اين عكس از همه باحالتر بود. اينجاعكس را ببينيد.
  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 0:43  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
خيلي خيلي جالب بود. چي؟ حقيقتش داشتم اخبار بيست و سي شبكه دو را نگاه مي كردم كه ديدم جناب رييس جمهور با تعداد بسيار زيادي اساتيد! (حدود 20 تا 30 نفر) از دانشگاه علم و صنعت كه ما قديمها به اون عشق و سمبل مي گفتيم ديدار و گفتگو كرده اند. آنچه كه براي من جالب بود عفت كلام يك رييس جمهور بود. ايشان در مورد يك بحث اعتباري يك ميلياردي صحبت مي فرمودند كه در انتها گفتند ... آخرشم بايد يك ميليارد پياده شيم!

حقيقتش من روم نميشه پيش خانواده ام هم اينگونه صحبت كنم. نه شاهزاده هستم و نه سلطنه و نه در خانواده نظاميها بزرگ شده ام و جتي يك خانواده فرهنگي سطح بالا هم ندارم ولي باور كنيد اگر اينجوري جلوي پدرم حرف بزنم همين الان با سن چهل سال هم ابوي سكه يه پولم ميكنه و كلي از ادب و نزاكت بارم مي كنه به طوريكه اصلا كلمه پياده شديم از ذهنم خارج بشه.

ميشه بگيد اين بي ادبهايي كه به آقاي احمدي نژاد ياد دادند چه كساني بوده اند؟

استاد اخلاق كابينه؟ جناب آقا تهراني؟ 

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 0:50  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

گزارش زير به نقل از خبرنگار روزآلاين مي باشد.

روز جمعه، تساوی و فرمایشی یک بر یک در مسابقه شهرآورد استقلال و پرسپولیس، نزدیک به هفتاد هزار تماشاگر را به خروش آورد. در پایان این بازی، فریاد "تبانی، تبانی" و "فوتبال سیاسی نمی خوایم، نمی خوایم" حصار مراقبتهای ویژه پلیسی حاکم بر جو ورزشگاه را شکست و صدای فریادهای ضد حکومتی تماشاگران را به بیرون ورزشگاه رساند.

داربی پایتخت درحالی درساعت 14:30 جمعه برگزارشد که درروزهای گذشته اکثرنهادهای دولتی نسبت به هرگونه تحرک وشعارهای اعتراض آمیزدراین مسابقه تاریخی به مردم هشدار داده بودند. بلیط فروشی کم درورزشگاه، حضوردوقاضی درورزشگاه آزادی، افزایش چشمگیر نیروهای امنیتی، ازجمله اقدامات دولت کودتا برای سرکوب مردم بود.

پیش از شروع بازی، سردار علی بابایی، فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی در خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی اعتراف کرده بود که برای آرام نگاه داشتن جو ورزشگاه علاوه بر اونیفورم پوشهای گارد ویژه، از لباس شخصی ها در میان تماشاگران هم استفاده و با هر حرکت اعتراضی به شدت برخورد خواهد شد.

خبرگزاری فارس حتی از حضور یک گروه پنجاه نفری پلیس زن برای یک مسابقه سراپا مردانه خبرداد. همین خبرگزاری البته در گفت و گویی با امیرحاج رضایی، مفسر با سابقه فوتبال هم از قول وی نوشت: "مردم می دانند در این فوتبال چه می گذرد. توصیه های ایمنی باعث تساوی داربی می شود."

در شهرآورد جمعه اما، تماشاگران دو آتشه پرسپولیس و استقلال پس از آن که شاهد یک بازی مساوی دیگر بودند که به عقیده آنها بوی "تبانی" می داد، در لحظه های پایانی در خروش به دولت احمدی نژاد همصدا شدند و حتی شعار "یاحسین، میرحین" سر دادند، شعاری که ثانیه هایی از آن در پخش زنده تلویزیونی هم شنیده شد.

در پایان بازی، گزارش پلیس حاکی از عدم درگیری و دردسر داربی های گذشته بود، اما گزارش دیگر نیروی انتظامی از بازداشت قاچاقچیان مواد مخدر، افراد شرور و فعالان بازار سیاه بلیت حکایت داشت.

 

مشاهدات خبرنگار روز

در ساعت 8:30 دقیقه صبح جمعه، تمامی خیابان های منتهی به اتوبان تهران - کرج وخیابان - های اطراف ورزشگاه آزادی مملوازجمعیتی بود که برای دیدن مسابقه خود را به استادیوم آزادی می رساندند. ازنکاتی که نسبت به بازی های گذشته لیگ مشهودتر می نمود حضورگسترده نیروهای امنیتی بود. مأموران اطراف ورزشگاه را ازورودی شرقی وغربی پوشش داده بودند. برخی ازنیروهای پشتیبانی هم بصورت پراکنده درحوالی پارک ارم مستقربودند.

تماشاگران برای رسیدن به گیشه های فروش بلیط می بایست ازمیان انبوه مأمورانی عبورکنند که بصورت لایه ای ازاولین ورودی اقدام به بازرسی بدنی آنها می کردند. مأموران به محض مشاهده افرادی که لباس ویا نشان های سبزبا خود داشتند آنها را متوقف می کردند واقدام به تعویض لباس آنها می کردند. تماشاگران پس ازعبورازاین بازرسی ها به گیشه های بلیط می رسیدند، اما تنها سه گیشه اقدام به فروش بلیط برای بازی "آن هم بلیط های طبقه دوم ورزشگاه" می کرد. پس ازگذشت دقایقی ازاین اتفاق، تماشاگران نسبت به این موضوع اعتراض کردند. دقایقی بعد تعداد معدودی بلیط طبقه پایین میان تماشاگران توزیع شد اما بعد ازگذشت دقایقی این روند متوقف گردید.

افرادی که به عنوان متصدی فروش بلیط درگیشه ها مستقربودند مدعی شدند که از "بالا" دستوررسیده که بلیط طبقه پایین دیگربه فروش نرسد. اکثرتماشاگران باشنیدن چنین خبری اقدام به خرید بلیط برای طبقه دوم ورزشگاه کردند. در داخل ورزشگاه اولین نکته قابل تأملی که به چشم می خورد خالی بودن برخی ازجایگاههای طبقه پایین ورزشگاه بود. جایگاههای شماره 12-13- 18-21 ازجمله نقاطی بود که هیچ تماشاگری درآنجا وجود نداشت. بخش هایی ازطبقه دوم هم به نیروهای امنیتی اختصاص داده شده بود.

یکی ازتمهیداتی که مسئولین ورزشگاه برای این بازی درنظرگرفته بودند نصب باندهای بسیارقوی وبزرگی بود که دراکثرنقاط ورزشگاه مستقرشده بود. وقتی درساعت 13 برخی ازتماشاگران طبقه اول اقدام به شعاردادن "مرگ برتو... مرگ برتو... مرگ برتو" کردند، باندهای فوقانی اقدام به پخش موسیقی کردند. این درحالی بود که چنین تمهیداتی ازسوی مسئولین ورزشگاه دربازی های قبلی مشاهده نشده بود.

درضلع جنوبی، شرقی وغربی ورزشگاه تعداد زیادی ازمأموران امنیتی به همراه ماشین های ویژه مستقرشده بودند. مأموران امنیتی اجازه هیچ توقفی را به تماشاگران نمی دادند وازهمه می خواستند حرکت کنند وبه داخل ورزشگاه بروند وبنشینند. اگرفردی لحظه ای توقف می کرد با باتوم به ضرب وشتم وی می پرداختند.

سرانجام بازیکنان برای آماده شده وارد زمین شدند. بازی طبق قرارقبلی درساعت 14:30 آغازشد. درلحظات پایانی بازی وازشروع دقیقه 80 تماشاگران اقدام به سردادن شعارهای "باند بازی نمی خوایم، نمی خوایم"، "فوتبال با سیاست نمی خوایم، نمی خوایم" "یا حسین، میرحسین" نسبت به نتیجه بازی اعتراض کردند.

همزمان با این اتفاق برتعداد مأموران ضدشورش وامنیتی داخل ورزشگاه افزوده شد. پس ازآنکه بازی به پایان رسید. تماشاگران که به آرامی قصد خارج شدن ازخروجی ها را داشتند با مأموران زیادی مواجه می شدند که مترصد حرکتی ازسوی آنان بودند تا اقدام به ضرب وشتم تماشاگران کنند.

برخی ازتماشاگرانی که درمسیرها می ایستادند طبق روال معمول مأموران مورد ضرب وشتم قرارمی گرفتند. حضورنیروهای امنیتی ازچنان حجم گسترده ای برخورداربود که حضورآنها به صورت نیروهای پشتیبانی تا میدان آزادی قابل مشاهده بود. پس ازخروج تماشاگران ازورزشگاه وحضوردرخیابانها، اتوبان تهران – کرج با ترافیکی سنگین مواجه شد.

مأموران راهنمایی ورانندگی که با نیروهای امنیتی همکاری می کردند برخی ازورودی های دهکده المپیک وورزشگاه را برای امنیت بیشترمسدود کرده بودند. این اقدام با اعتراض برخی ازاتومبیل هایی مواجه شد که درترافیک اتوبان سرگردان شده بودند وآنها با بوق زدن ممتد نسبت به این تصمیم اعتراض می کردند.

  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
تابناك گزارش داده كه در دانشگاه تهران در كلاس جناب حداد خان عادل بيخيال ۳ كشته در كهريزك، اغتشاش برپا شده و دانشجونماهايي كه اسمشان دانشجو است و به زور از دربهاي دانشگاه وارد شده اند كلاس درس ايشان را به علت اتهامات واهي به ايشان خصوصا دروغگويي، ماستمالي كردن حقايق و .... بر هم زده اند و جالبتر اينكه عضو كميسيون امنيت مجلس خود را قاطي ماجرا كرده و در اين وسط آش خود را نمايان ساخته كه اگر يكبار ديگر از اين كارها بكنند خود دانند و بقيه اونهايي كه زوركي به دانشگاه نرفته اند و بيغيرت و بدبخت صدايشان در نمي آيد، جلوي اين ....نماها را بگيرند.

 

جالب قضيه اينجاست كه اين نماينده ببخشيد كرسي سبز نشين هرم بهارستان با چه آب و تابي وسط قضيه اومده و خود جناب حداد خان الحمد... ككشان هم نگزيده است.

  نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:29  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
جديدا بحث ريشه يابي و روند يابي يا آسيب شناسي و اينجور كلمات قلمبه سلمبه جامعه شناسانه خصوصا در راديو و تلويزيون و رسانه ها خيلي مد شده و جالب اينجاست كه نتيجه تمام اين ريشه يابيها به آدمها و نظراتي ختم مي شود كه به نوعي مخالف وضعيت حاضر هستند.

جالبتر اينجاست كه در خبر تابناك در مورد تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه شريف هم رييس دانشگاه به دنبال ريشه يابي علل اين اعتراض بوده است در صورتيكه اگر كمي فكر مي كرد متوجه مي شد كه علت اعتراض همان خبر تكميلي تابناك است كه نوشته بود: کامران دانشجو وزیر علوم صبح امروز سه شنبه برای افتتاح دانشکده جدید کامپیوتر به دانشگاه صنعتی شریف رفته بود.

اين درست مثل اين بود كه بگوييد چرا وقتي آفتاب هست هوا روشن است و يا بگوييد چرا فروشگاه هايپراستار اينقدر شلوغ مي شود؟

ساده بود نه؟

  نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 23:52  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك آمده بود كه دو عدد قاضي همزمان در بازي دربي پايتخت مشغول رتق و فتق امور قضايي در صحن ورزشگاه خواهند بود!

اين خيلي جالبه لامروت به جايي رسيده ايم كه پرونده هاي قضايي در دادگاهها به اتمام رسيده و ديگه مشكلي وجود نداره و الان فقط تنبيه و محاكمه اراذل و اوباشي كه به صورت سبز پوش به ورزشگاه مي روند از نون شب مردم هم واجبتر است. بنازم به اين تفكر و عقل سليم!

  نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 23:22  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
امروز سهام پر تنش مخابرات آنهم تقريبا به صورت يكجا فروش رفت و ظاهرا به كنسرسيومي فروخته شد كه شامل سه شركت بودند. سوال اينجاست آيا اين سه شركت خود وصله هاي از دولت نيستند؟ آيا اين سه شركت هيچ ارتباطي با سپاه ندارند؟ در هر صورت سازمان خصوصي سازي و جناب كرد زنگنه بايدكاملا مشخص و شفاف نمايند كه چرا ابتدا فرمودند پيشگامان كوير به عنوان كنسرسيوم كاملا خصوصي از خريد انصراف داده ولي بعدا نماينده شركت فرمودند كه به دلايل امنيتي اخراج شده اند؟ در كجاي دنيا خريد و فروش سهام به مسائل امنيتي ارتباط پيدا مي كند؟ ملت را هالو گير آورده ايد؟
  نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:14  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
اين دفعه نفهميديم چند تا از كودكاني كه بغل مادرانشان بودند و اسپانيايي حرف مي زدند محمود را صدا كردند و آيا اصلا محمود موفق شده است آنها را ببيند؟  خداييش اين دفعه به محمود خيلي نامردي شد. حتي يك هتل درست و حسابي هم تحويلش نگرفت كه شب كپه اش را بگذارد. البته من مطمئنم بالاخره چند تا كودك اسپانيايي زبان كه در فاصله ۱۰ تا ۱۵ متري ليموزين جناب رييس گوگوجيها بودند توانسته اند اسم محمود را فرياد كنند ولي رسانه هاي جمعي چون اين دفعه خيلي به محمود نامردي كرده اند آن را گزارش نداده ند.

بي مروت يكي از خبرنگاران تلويزيونهاي صهيونيستي آمريكايي گفته بوده كه تا به حال رييس جمهور نديده ام كه شب جايي را براي ماندن نداشته باشد. بميرند الهام و مشايي براي وي كه اين فاجعه براي اين عزيز سفركرده رخ داد و آنها فقط نگاه كردند.

ولي خوبه حالا آقايان قاتلين حرفه اي كه محمود خيلي دوست داشت با آها خوش و بش كند بخورند و دم نزنند كه يك سايت ديگه هسته اي تا سفت كاري پيش رفته است. ماتحتشون بسوزه. 

ولي بازم نفهميدم چرا در تيتر به من الهام شد كه بنويسم فروشگاه هايپر استار؟

  نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 22:49  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
رييس گوگوجيها در طي كنفرانس خبري خود اظهار داشتند كه ما فقط سيمان و آهن و گل و خاك و گچ خاك و استامبولي و عمله برديم سر سايت و هنوز اين مواد متشكله به ساختماني تبديل نشده اند كه بخواهيم سانتريفوژ در آن بگذاريم تا بعد از آنكه غني سازي كرديم بمب بسازيم و با موشكهاي ميانبردمان به سوي رژيم صهيونيستي شليك كنيم!

ولي خداييش اين نامردي نيست كه هنوز نه به بار نه به دار آنوقت ايران را به خاطر مواد متشكله يك تركيب زيبا محاكمه كنيم؟

در ضمن من فكر مي كردم جناب رييس گوگوجيها دكتراي ترافيك داره! در صورتيكه ظاهرا دكتراي عمران هم گرفته چون به خوبي مراحل مهندسي ساخت و ساز را براي خبرنگاراني كه از بحث ايجاد سايت جديد انرژي هسته اي سوال مي كردند تشريح مي كرد.

  نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
گذري بر شبكه ام بي سي پرشيا زدم ديدم درحال پخش فيلم اسكندر بود. مثل فيلم ۳۰۰ چيز خاصي نداشت كه بشه ازش عصباني شد چون شنيده بودم ايرانيها از اين فيلم هم خوششون نمي آد. ولي چيزي كه بيشتر منو به فكر انداخت اين بود كه فيلم نشون مي داد اليور استون بيشتر ما ايرانيها را عرب ديده تا ايراني. اينگونه برخورد را در اروپا خودم تجربه كرده بودم و خيليها فكر مي كردند كه ايرانيها عرب هستند. متأسفانه گاهي اوقات عدم آگاهي غربيان از ايرانيها و از طرف ديگر عدم فعاليت و يا به گونه اي بي عرضگي ما ايرانيها باعث اين مسائل مي شود كه نميتوانيم خودمان را خوب بشناسانيم. مشكل خود ماييم.

  نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 3:6  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
رييس گوگوجيها رفته نيويورك. هنوز نفهميدم كه اين علاقه خاصي كه ايشان به اين خطه از عالم دارند براي چيست. قبلا شنيده بودم بعضي از آقايان معزز وقتي سرما مي خورند بايد آب رودخانه تيمز لندن را نوش جان كنند ولي در مورد فوايد آب و هواي نيويورك چيزي نشنيدم.

در ضمن خبرهاي رييس گوگوجيها كه رسيد اين سوال هم برايم مطرح شد كه چرا جناب احمدي نژاد مجبورند هر سال به پاتوق آدمكشان حرفه اي سفر نمايند؟

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:4  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<