تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
ببين خوب گوش كن همينه كه ميگم. حرف بزني يا نزني دهانت آسفالت است. بيخودي هم هارت و پورت نكن. محترمانه هم نمي گويم.راست و مستقيم. حرفم بزني و بخواهي دوباره غد غد كني بر دهانت مي كوبم. همين و همين. فكر كردي اينجا شهر هرته. اونه كه بايد بفهمه چي گفتم خودش خوب مي فهمه.! چيه يك فضول نمي تونه داد و بيداد كنه؟!
  نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 9:15  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
دوره دوم رياست جمهوري جناب احمدي نژاد نزديك به  آغاز است و سوژه براي من فضول هر روز بيشتر از روز قبل مي شود.

دو مورد خبر در رسانه ها بود كه خيلي برايم خواندني بود. ابتدا خبري بود از جناب تمدن استاندار محترم تهران كه فرموده بودند: درخواست آقاي هاشمي براي آزادي زندانيان نقض قانون است مگر اينكه ايشان منظورشان كساني باشند كه به دليل عدم ارتكاب جرم زنداني شده باشند. بايد به ايشان فرمود كه اولا چگونه مي شود كه شما قانون را خوب مي داني و تفسير مي كني ولي رييس مجمع تشخيص مصلحت و رييس دو دوره مجلس شوراي اسلامي نعوذابا... حاليشون نيست و نمي فهمند چه مي گويند در ثاني مگر كسي بدون ارتكاب جرم هم زنداني مي شود؟ مگر شما در جمع زندانيان به جز خس و خاشاك چيز ديگري هم داريد؟ البته جناب رفسنجاني مدعي شدند كه همين خس و خاشاك هم همان اكثريت مردم هستند كه اعتمادشان قاطي پاطي كرده. در هر صورت من نتوانستم به شكلي صحيح حرفهاي جناب تمدن را درك كنم.

مورد دوم خبري بود در خصوص معافيت مالياتي بازنشستگان كه در خبري آمده بود "رئيس كل سازمان امور مالياتي يعني اقاي عرب مازار اعلام فرموده اند : حقوق بازنشستگان و افزايش حقوق آنها مشمول ماليات نمي‌شود و آنها از پرداخت ماليات معاف شده‌اند." با ابوي محترم با توجه به سابقه ۲۰ سال بازنشستگي ايشان در اين خصوص مشورت كردم و ايشان فرمودن تا جايي كه اين نسل يادشان ميآيد، بازنشستگان از ازل از ماليات معاف بوده اند. من كه نمي دانم شايد بالاخره اين دولت حواسش نبوده و در اين چهار سال ماليات گرفته. در هر صورت اگر هر كدام از دوستان در اين خصوص خبري دارند اينجانب را آگاه فرمايند. 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:51  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
جناب بذرپاش كه در ابتدا مشاور جوان جناب رييس جمهور در شهر داري تهران بود با چنان رشدي در طي شش هفت سال مواجه شد كه توانست كارخانجات بزرگي را در يد قدرت بگيرد و رييس شود! ايشان كه منبع رشد خود را احتمالا لياقت و شايستگي خودش مي داند در يكي دو روز اخير بر اثر لياقت به خاطر قالب كردن خودروهايي با دو تا سه برابر قيمت واقعي آنها به خلق الناس بدبخت و دفاع از حيثيت كلاشي در صنعت خودرو به مقام معاونت رياست جمهور و رييس سازمان ملي جوانان منصوب شده اند تا روشهاي خاص خود را در پيشرفت بهينه به جوانان عزيز آموزش دهند. واقعا بايد از ايشان ياد گرفت.

گاهي فكر مي كنم خيلي احمق و بي عرضه هستم.!!

  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:45  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
روزنامه وطن امروز از قول یک مقام ناشناس قضایی نوشته كه با توجه به شرایط خوب جسمی و روحی جناب حجاریان در ندامتگاه اوين و رفتار بسيار مناسب با وی و تدارک هرگونه امکانات پزشکی و رفاهی برای وی، به ايشان پیشنهاد شده است كه به سوي خانه تشريف ببرن نكند كه موج سبز در زندان هم آشوب ايجاد كند اما در کمال تعجب ايشان این پیشنهاد را نپذیرفته و فرموده اند اگر به خانه بروم خانواده‌ام باید همه امور خود را تعطیل کنند و به من برسند اما اینجا چند نفر مراقب من هستند و به کارهایم می‌رسند. (من از طرف ايشان تشكر مي كنم). ولي دلیل دوم حجاریان خيلي قشنگتر است و گفته که «اگر به خانه بروم، تامین جانی ندارم اما اینجا خیالم راحت است».

روزنامه وطن امروز در تحلیل این دو اظهار زيباي ايشان نوشته است كه:این اظهار نظر حجاریان ناگفته‌های مهم بسیاری را در خود مستتر دارد. حجاریان که خود دارای سابقه طولانی امنیتی است، به خوبی می‌داند که در شرایط فعلی که سرویس‌های غربی مترصد ایجاد ناآرامی در ایران هستند و فضای آرام فعلی آنها را مترصد ایجاد شوک روانی و شعله‌ور ساختن مجدد آشوب‌ها کرده است، ممکن است از او به عنوان یک سوژه مناسب برای «ترور» و انتساب آن به نظام و فراهم ساختن بستر ناآرامی استفاده کنند.

تحليل منطقي: در اينكه اين خبر صحيح است با اينكه شك دارم ولي مي نويسم شكي نيست!! و در عين حال اذعان هم مي كنم  كه اصل قضيه تحليل بوده و آن اين است كه ندا آقا سلطان را همانهايي كشتند كه الان مي خواهند حجاريان را بكشند! باور كنيد.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:26  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
طوطيان شكر شكن شيرين گفتار خبر آورده اند كه شيخ الشيوخ اكبر خان نماز اين هفته جمعه را به قدوم خود منور كرده مردمي را كه به ايشان دشنام داده اند و بعضيهاشان تقاضاي اعدام غارتگران بيت المال را بر زبان جاري ساخته اند مورد تفقد قرار داده آنها را به تقواي بيشتر دعوت مي نمايند!

معارضين شيخ الشيوخ  بر سر دوراهي عظيمي توقف كرده اند و نمي دانند گاري خود را به كدامين سمت هي كنند. از طرفي اگر ايشان دزد غافله اند كه نميتوان پشت سرشان نماز راند. و اگر ايشان بي گناهند و مشكلي در پي ايشان نيست چرا داروغه بزرگ . منتصب ۲۴ ميليوني! از ايشان عذرخواهي نمي كند.

خلاصه آنچه واضح و مبرهن است تناقضهاي شديد در داروغه سراست و تكليف مردم نامشخص. راستي واقعا چگونه بايد در اين مورد قضاوت كرد؟

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:17  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
پس از سالها خواستم يك قايق سواري با حال بر روي درياي مازندران داشته باشم كه با حرفهاي جناب قايقران محترم حالم گرفته شد. كلي داشتيم روي قايق حال مي كرديم كه بحث وجود يا عدم وجود و يا اجازه استفاده از جت اسكي در درياي مازندران به سوي تخريب ساختمانهاي رياست جمهوري در شهر رامسر كشيده شد. ابتدا فكر كردم كه اشتباه شنيده ام ولي دوباره كه پرسيدم متوجه شدم كه بله جناب دكتر احمدي نژاد و استاد گراميشان جناب دكتر بهبهاني به دليل بسط عدالت اجتماعي، ساختماني را كه متعلق به رياست جمهوري بود و مسئولين رده بالاي دولتي از آن براي تعطيلات استفاده مي كردند و قبل از انقلاب هم متعلق به نخست وزيري بود و كاربري آن هم به همين شكل بوده است را جهت افزايش عدالت اجتماعي و شكوفايي عدل در اجتماع رامسر تخريب فرموده و از آن به عنوان محلي براي توسعه فرودگاه شهر براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر  ياد كرده اند و شخصا لودر را برداشته و ساختمانهاي آن را با خاك يكسان كرده اند.

جالب اينجا بوده كه قايقران عزيز همچون آدمهايي كه يك عقده اي چندين ساله دارند و حالا باز شده از اين كار رياست جمهور اظهار رضايت كرده و ايشان را در اعلي عليين مي ديدند!.

من حقيقتا مخم سوت كشيد. دليلش هم يكي دو تا نبود. اولا اگر هم فرض كنيم كه ذات ساختن و يا داشتن مكاني مستقل براي مسئولين دولتي رده بالا بد است و بايد از دستشان گرفت تا هم سطح مردم باشند (مثلا!؟) خب مي توان اين مكان را (كه مي توان تصور كرد كه وقتي مسئولين بالنسبه ويژه از آن استفاده مي كرده اند چه هزينه هاي هنگفتي در آنها صرف شده بوده است و قطعا لوكس بوده) به يك هتل 5 ستاره تبديل كرد و در كنار آن نيز پلاژهاي زيبايي را مهيا نمود تا مسافرين بتوانند از آنها استفاده كنند نه آنكه آنها را تخريب كنند. توسعه فرودگاه براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر براي فرودگاهي كه در اوج تابستان بيش از 4 پرواز در هفته را پر نمي كند (تحت تحريم و خطرات و تعاقب آن) قطعا از يك عقل سليم بر نمي ايد.

همچنين در اين مكان درختان بسياري زيبايي كاشته شده بود كه به دليل پوشش بالاي آنها نه تنها دريا بلكه خود ساختمانها هم از كنار جاده ديده نمي شد ولي حالا شما، هم مي توانيد ساحل دريا را از جاده تماشا كنيد و هم نخاله هاي ساختماني زيادي را كه كنار هم تلنبار شده اند و ساحل دريا را از قبل زيباتر نموده اند! حالا بر سر درختان چه پيش آمده من نمي دانم شايد به جاي ديگر منتقل كرده اند!.

لطفا از همين امروز نه روز تخريب كه قطعا قبل از انتخابات 22 خرداد بوده است كنتورها را روشن كنيد. به شما خواهم گفت كه فرودگاه رامسر كي توسعه پيدا خواهد كرد؟

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 11:5  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
ببخشيد، گذر چند روزه و پر بركت! گرد و غبار از فضاي ايران و كلي دلايل ديگر گردش روزگار را انگونه قرار داد كه سه شنبه و چهارشنبه گذشته تعطيل شود و من هم از خير كارهاي شنبه و يكشنبه بگذرم و شيرجه اي ديوانه وار به سوي پاك ترين آسمان فعلي كشور يعني استان مازندران و شهر هاي زيباي تنكابن و رامسر بزنم. همچنين سعي كردم از عالم سايبر هم دور باشم (البته عملا TV در خدمت بود ولي اينترنت را در طي اين چند روز غلاف كردم.) و با طبيعت صفا كنم. به خاطر همين فعلا به شعر زير بسنده مي كنم تا در پست بعدي خاطره اي از اين سفر برايتان بيانگارم. 

اثری از فرانچسکوی قدیس

خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آن جا که کین است بادا که عشق آورم
آن جا که تقصیر است بادا که بخشایش آورم
آن جا که تفرقه است بادا که یگانگی آورم
آن جا که خطاست بادا که راستی آورم
آن جا که شک است بادا که ایمان آورم
آن جا که نومیدی است بادا که امید آورم
آن جا که ظلمات است بادا که نور آورم
آن جا که غمناکی است بادا که شادمانی آورم
خداوندا بادا که بیشتردر پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چرا که با بخشیدن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم
با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.
 
این متن در جلسه افتتاحيه سازمان ملل در سال 1945 خوانده شد.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:8  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك خواندم :

"رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است."

فكر كنم علي رغم اينكه معتقدم  جناب هاشمي دنباله روي دوك دو ريشليو، وزير اعظم لويي چهاردهم و پانزدهم (از پادشاهان فرانسه) است ولي حقيقتا اين جمله قصاري كه فرموده اند بيشتر به جوك سال شباهت دارد.

در ضمن يك جوك ديگر هم امروز صبح از اخبار ساعت ۷ صبح تلويزيون شنيدم كه از قول يك مركز مطالعاتي خارجي مي فرمود كه ايرانيها با فاصله اي بسيار زياد از انگليسيها و آمريكاييها خوشبخت تر هستند. من فكر كنم اين نتيجه حاصل نمي شود مگر اينكه رييس و كارشناسان آن مركز مطالعاتي قطعا با آقاي محصولي و آقاي دانشجو و همچنين جناب جنتي ارتباطات نسبي نزديكي دارند.

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 9:48  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
از يكي از بچه هاي ده دوازده ساله محل كه پدرش يك بسيجي فعال وزارت نفت است و در اين شلوغاتيها هم شبها عموما در گشت به سر مي برد شنيدم كه ميگفت مامانم گفته با بچه هاي همسايه صحبت و بازي نكن اينها شبها ا... اكبر مي گويند و آدمهاي خوبي نيستند!

مي دانم كه بعضيها مسئله صفين را مطرح مي كنند و قرآن به سر نيزه كردنها را علم مي كنند ولي سوال من اين است وقتي به دليل ناآگاهي و يا به دليل استفاده هاي زودگذر سياسي اجتماعي اينگونه به فرزندان خود مي آموزيم كه كسي كه ا... اكبر مي گويد آدم خوبي نيست، چه انتظاري بايد از نسل پنجم و ششم بعد از انقلاب داشت؟

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 10:28  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يك متني برايم ايميل شده بود كه برايم جالب بود. نمي دانم از كيست ولي زيبا نوشته شده است. من به بخشيهايي از آن اعتقاد راسخ دارم. نظر شما چيست؟

 

چـرا ناامیـد باشیم وقتــــی که پیــــروزیـــم؟

 
بیش از دو هفته مبارزه، چندین شهید، چند هزار دستگیری، و ... این انتظاری را ایجاد کرده است که باید سریع به موفقیت نهایی برسیم. عقده های چندین ساله مردم از بی عدالتی و توهین سر باز کرده است و انتظار است که یک دفعه کار را یکسره شود! حال که با سرعت مطلوبشان کار پیش نرفته است مایوس شده اند که البته تا حدودی طبیعی است.
اما درست این است که به خود و اطرافیانمان یادآور شویم که در حقیقت یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ ملت ایران در مدت کوتاه یک ماه اتفاق افتاده است! و باید به دستاوردهای فوق العاده ای که به دست آورده ایم به خود ببالیم: در جریان چهار سال گذشته و به خصوص در جریان انتخابات ، عموم مردم به آگاهی فوق العاده ای رسیدند و متوجه اهمیت مسایل مهمی مانند اهمیت کارشناسی، اهمیت برنامه ریزی، خطر سواستفاده از مذهب و امام زمان در جهت فساد ، خرافات مذهبی ، فساد در قدرت و ... شده اند.  وجهه مردم ایران در جهان از یک ملت خشن و تروریست که کاری جز فریاد مرگ و فحش دادن در خیابان ندارد و هیچ منطقی را نمی پذیرد اکنون به ملتی شجاع، با فرهنگ و اهل آرامش تغییر کرده است که تظاهرات سه میلیونی را در سکوت و آرامش برگزار میکند و دنیا این ملت را در بند حکومتی مستبد و ..... میبیند. این پیشرفت بسیار بزرگی است که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد. تمام پول نفت را هم خرج تبلیغات ترمیم وجهه ملی میکردیم و هزاران طومار اینترنتی برای خلیج فارس و فیلم 300 امضا میکردیم نمیتوانست حتی یک دهم این هم اثر داشته باشد.

در پی تقلب و کودتای انتخاباتی، اکثریت مردم حتی بسیاری از آنهایی که به احمدی نژاد رای داده بودند متوجه ظلم و بی عدالتی سردمداران و مدعیان عدل علی شدند. همه آنها اکنون متوجه هستند که روبرویشان جریان .... و ..... است که به راحتی دروغ میگوید، ارزشی برای نظر مردم قایل نیست و آنها را خس و خاشاک میداند، حاضر به کتک زدن و کشتن مردم بیگناه با سواستفاده از نام اسلام برای حفظ منافع مالی کثیف و قدرت نامشروع خود است. مردم اکنون ماهیت احمدی نژاد دروغگو و دار و دسته فاسدش، قاضی مرتضوی، شورای نگهبان، {بعضي} فرماندهان سپاه و {گروهي از} نیروی انتظامی، شکنجه گاه اوین، {بعضي} فرماندهان رانت خوار بسیج، صدا و سیمای دروغگو  را به خوبی میشناسند. یک لحظه فکر کنید که چند سال و چقدر باید زحمت میکشیدید که این اطلاعات را به همه مردم برسانید؟ دست دشمن درد نکند، خودشان زحمتش را کشیدند!

مردم اکنون همدیگر را میشناسند. میدانند که در خیابان با هم بودند. میدانند که اغتشاشگر نیستند. میدانند که شبها با هم الله اکبر میگویند. میدانند که با هم هستند و میدانند که دشمنشان کیست. چنین همبستگی یی خارق العاده نیست؟

خیلی از افرادی که معتقد به این حکومت بودند منجمله خانواده شهدا، رزمندگان قدیم، بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید بعد از ظلم های اخیر، کشتار مردم و ... به خوبی متوجه شده اند که اهداف انقلاب 57 و آرمانهای امام خمینی همانند رای مردم توسط عده ای فاسد و مستبد افراطی دزدیده شده است. دیگر حکومت مشروعیتی پیش آنها ندارد و دقت کنید که آنها مهمترین تکیه گاه حکومت در طی سالها بوده اند. علامت این موضوع را میتوانید در تعداد کم افراد عادی در جشن پیروزی احمدی نژاد و خطبه نماز جمعه خامنه ای ببینید که ناچار میشوند با اتوبوس جیره خوارها را برای حفظ ظاهر بیاورند. 
  بطور کلی تکلیف و موضع مردم و نظام روشن شد و در حقیقت خودی ها رفتار و موضع خشن و محکوم خود را با سیل ناخودی ها روشن کردند و این تنها ناشی از حضور خودجوش و باورپذیر مردم صورت پذیرفت. پس افسردگی، آیه یاس خواندن و ... بس است. خوشحال باشیم. موفقیتی که تاکنون در این مدت کوتاه بدست آورده ایم آن قدر ارزشمند است که افسردگی ما مانند کسی میماند که دنبال گنجی از الماس بوده است و اکنون گنج طلا بدست آورده است و از این خسران (!) افسرده شده است!
 


 

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 10:13  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
تأييدي كه بعد از ۲۲ خرداد در مورد انتخابات از سوي رهبري انجام شد از سوي شوراي نگهبان هم همانگونه كه بايد مي شد شد. خلاصه، همچنان من و تو سر كاريم و در اول وصف جمهوري اسلامي مانده ايم.

عزت زياد

  نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:58  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
صحبتهاي وزير محترم اطلاعات در برنامه گفتگوي ويژه خبري شب گذشته بيننده را به به ياد سريال دايي جان ناپلئون مي انداخت. نمي دانم چرا به طور كاملا واضحي احساس مي كردم كه يك سريال تلويزيوني را مي بينم تا اينكه واقعيات گفته شده از سوي يك وزير اطلاعات مقتدر. ايشان به حدي آرام و مصنوعي ارائه گزارش مي كردند كه شنونده بيشتر به سناريو نويسي در اينگونه مصاحبات پي مي برد تا اخذ اطلاعات شفاف. اوج داستان در آنجا بود كه مراحل تقاضاي ديدار ايشان از آقاي موسوي در حال اجرا بود و نهايت قضيه به آنجا رسيد كه ايشان از خس و خاشاك اوليه به دو دسته معترض و برانداز دست يافتند. كانديداها و معترضين انتخاباتي و معترضين جهت براندازي كه از شش ماه قبل مي دانسته اند كه آقاي احمدي نژاد رييس حمهور مي شوند و آنهم با اين اختلاف راي و برنامه ريزي كرده بودند كه شلوغ كنند و ندا آقا سلطان را بكشند و غيره و غيره و غيره.

در اينكه نيروهاي زحمتكش اطلاعات ايران از قويترين نيروهاي اطلاعاتي دنيا هستند شكي نيست ولي جناب وزير دقت نفرمودند كه ساختن اطلاعات شفاف با ارائه گزارش شفاف اطلاعات خيلي با هم فرق مي كند.

خلاصه ماجراي اين گفتگوهاي ويژه خصوصا در زمينه ماله كشي بر تخلفات انتخاباتي بيش از پيش مردم را در معرض آگاهي قرار مي دهد و اين از حسنات اينگونه وقايع است. اي كاش عقلانيت بيشتر در اين زمينه دخالت مي كرد و حدقل هزينه كمتري براي آن از سوي مردم پرداخته مي شد.

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:24  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك آمده بود كه :

"(خانم)فاطمه رجبی به عنوان همسر سخنگوی دولت، همسر عضو شوراي نگهبان، همسر وزير دادگستري و همسر رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا ،لاریجانی و باهنر را فتنه گر و خاتمی ،هاشمی و موسوی را دجال‌ها و سفياني‌ها نامیده و احمدی نژاد را تشبه به علی کرده که شمیشیر عدالت خواهی حضرتش را برای برقراری عدالت ازنیام کشیده است: همسر چهار پست دولت نهم در انصار نیوز نوشت:
شاهد تكرار مظلوميت علي در انتخابات رياست‌جمهوري هستيم. ده روز از انتخابات مي‌گذرد. احمدي‌نژاد با 5/24 ميليون راي پيروزي شگفت‌آوري كسب كرده است، و البته مشاركت 40 ميليوني مردم، بي‌سابقه‌ترين راي اعتماد به يك دولت در جمهوري اسلامي بوده است. اين يعني احمدي‌نژاد پاك‌ترين و مطمئن‌ترين رئيس‌دولت‌ها در طول سي‌سال عمر جمهوري اسلامي، اما: هاشمي رفسنجاني، مافياي قدرت و ثروتش را از قبل از انتخابات به راه انداخت تا ملت را و نظام و اسلام را در صورت شكست ناپاكي‌ها، تبعيض‌ها، ثروت‌اندوزي‌ها و قدرت‌مداري‌هاي خود و خانواده و مديرانش از پاي درآورد. چنين است كه خانواده او دست به جنايات خياباني زدند و خود او در مخفي‌گاه نظاره‌گر و فرمانده سياست‌هاي اين كارزار. موسوي خون ريخت، چرا كه خونخوار شده است، از بغض عدالت و پاكي احمدي‌نژاد."

من اين نوشتار را به طور كامل از اين سركار عليه مي پذيرم ولي چند سوال در ذهنم ايجاد شده كه اگر كسي مي تواند كمكم كند.

1- اگر فرض بگيريم كه انتخابات صحيح برگزار شده است پس با اين وصف نزديك به 50 درصد شركت كنندگان اين معجزه هزاره سوم را قبول ندارند و به وي راي نداده اند و اگر راي خاموشها را هم حساب كنيم كه عملا كل نظام را قبول ندارند پس بيش از 50 درصد افراد واجد شرايط راي دادن جناب دكتر محمود خان را بر نمي تابند پس چگونه است كه اين راي گيري حكم راي اعتماد پيدا مي كند.

2- جنگ قدرتي كه به وجود آمده بين دو دسته از قدما و اخيران جمهوري اسلامي است كه متأسفانه منجر به خونريزي شده است و اگر فرض كنيم كه خونريز اصلي موسوي محسوب مي شود پس چرا دستان آلوده به خون از دشمنان موسوي هستند و افرادي كه مردم (ببخشيد خس و خاشاك) را نشانه گرفته اند و بر زمين گرم مي زنند و آنها را جارو مي كنند خود از اعوان و انصار سركار عليه هستند.

3-اگر هاشمي مافياي قدرت است و اينقدر اخي شده چرا آنها را محاكمه نمي كنيد و چرا رهبر معظم همچنان از وي به عنوان ستون انقلاب ياد مي كند؟

4- چرا بايد 24 ميليون راي شگفت انگيز محسوب شود؟ يعني خود شما هم اين رقم را باور نداشتيد؟

5- اگر حرف سركار عليه را بپذيريم و كروبي و خاتمي را در حال سركشيدن خون متصور شويم مي شود بگوييد اينها (همين 24 ميليون باقيمانده) چرا بايد اينقدر احمق باشند كه كاسه سر خود را دو دستي تقديم اين آقايان كنند؟ آيا غير از اين است كه آنها را بيش از معجزه هزاره سوم قبول دارند؟

6- سركار عليه در ادامه فرموده اند: "اف بر اين قدرت‌پرستي شرك‌آلود و اف بر اين دسته‌بندي عدالت‌ستيز، دروغ‌گو و اجير." سوال اين است اگر اين اقدامات قدرت پرستي محسوب مي شود علاقه بيش از حد معجزه هزاره سوم به خدمت در چهار سال اينده براي چيست؟

 

  نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 11:12  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 

آن قصر که جمشيد در او جام گرفت   آهو بچه کرد و شير آرام گرفت 
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر   ديدی که چگونه گور بهرام گرفت 

* * *
امروز ترا دسترس فردا نيست   و انديشه فردات بجز سودا نيست 
ضايع مکن اين دم ار دلت شيدا نيست   کاين باقی عمر را بها پيدا نيست 

* * *
اي چرخ فلک خرابي از کينه تست   بيدادگري شيوه ديرينه تست 
اي خاک اگر سينه تو بشکافند   بس گوهر قيمتي که در سينه تست 

* * *

اي دل چو زمانه می‌کند غمناکت   ناگه برود ز تن روان پاکت 
بر سبزه نشين و خوش بزي روزي چند   زان پيش که سبزه بردمد از خاکت 

* * *
اين کهنه رباط را که عالم نام است   و آرامگه ابلق صبح و شام است 
بزمی‌ست که وامانده صد جمشيد است   قصريست که تکيه‌گاه صد بهرام است 

* * *
ترکيب پياله‌اي که درهم پيوست   بشکستن آن روا نمیدارد مست 
چندين سر و پاي نازنين از سر و دست   از مهر که پيوست و به کين که شکست 

* * *

 

  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 9:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
شب گذشته شنيدم كه شوراي نگهبان در حين بازشماري ۱۰ درصد از ارا به يك اختلاف ۳ ميليون رايي برخورد كرده است. ظاهرا در بيشتر حوزه هايي كه بازشماري صورت گرفته است تعداد ارا بيش از 100 درصد واجدين شرايط بوده است. اين يعني اينكه بر اساس قوانين آماري اگر بخواهد تعميم صورت بگيرد تقريبا بيش از 20 ميليون راي با شك و ترديد همراه است. در عين حال جناب كدخدايي با اينكه خود بحث بيش از سه ميليون اختلاف را تا اين لحظه اعلام كرده اند در مصاحبه خود عنوان داشته اند كه هيچ تخلفي صورت نگرفته است.

حال اگر فرض كنيم توجيه جناب دانشجو (ببخشيد دكتر مهندس دانشجو) درست باشد و تمام مملكت در 22 خرداد در مسافرت بوده اند، استانهايي مثل مازندران و گيلان را مي شود قابل توجيه دانست ولي در عين حال بايد گفت كه دوبرابر واجدين شرايط راي دادن، سفر خود را به شهر هايي چون يزد، شبستر، تفت و غيره آنهم به صورت كاملا تصادفي انجام داده اند.

البته نعوذ با... بحث تقلب را مطرح نمي كنم فقط مي خواستم تذكر دهم كه از اين به بعد طوري گزارش شود كه ايرادات روز اول شمارش و مثلا نشمردن آراي باطله دوباره اتفاق نيافتد وگرنه در صحت انتخابات هيچ شكي نيست.

البته جناب كدخدايي هنوز هم بر نظر خود باقي هستند. مصاحبه را بخوانيد. 

  نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 9:57  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يكي از دوستان در بخش نظرات سوال فرمودند كه چرا خودم را زود reset كرده ام و مقاومت و ايستادگي كو؟ فكر مي كنم در اين مورد در پست "مسير دموكراسي" پاسخ داده ام. در حقيقت بعد از كلاه گشادي كه بر سر مباركمان رفت تازه فهميدم كه از همان اول هم بر اساس اعتقاداتي كه به آن رسيده بوديم نبايد وارد كارزار انتخابات مي شديم. همانگونه كه در پستهاي قبل از تصميم اشتباهم براي شركت در انتخابات هم آورده ام موسوي يك اصولگرا است نه يك اصلاح طلب و در حقيقت بازي انجام شده در مسير تبليغات انتخابات اگر هم برنامه ريزي شده نبود قطعا به نفع كليت نظام پيش رفت و پس از مصادره شدن آن فقط بازي خوردن راي خاموشها در اينطرف قضيه ديدني بود. اصلا نمي توانستيم تصور كنيم كه چگونه به بازي گرفته شده ايم. حال همين تحليل را در مورد مسائل بعد از انتخابات هم بايد تعميم داد. وقتي رسيديم به اين نتيجه كه در يك جنگ قدرت داخل شده ايم پس چرا ما بايد خودمان را فدا كنيم. در آخر به چه مي خواهيم برسيم.به رياست جمهوري موسوي؟

نه من حاضر به ايستادگي و مقاومت براي يك جنگ قدرت نيستم.

  نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:33  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<