نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی |
دو مورد خبر در رسانه ها بود كه خيلي برايم خواندني بود. ابتدا خبري بود از جناب تمدن استاندار محترم تهران كه فرموده بودند: درخواست آقاي هاشمي براي آزادي زندانيان نقض قانون است مگر اينكه ايشان منظورشان كساني باشند كه به دليل عدم ارتكاب جرم زنداني شده باشند. بايد به ايشان فرمود كه اولا چگونه مي شود كه شما قانون را خوب مي داني و تفسير مي كني ولي رييس مجمع تشخيص مصلحت و رييس دو دوره مجلس شوراي اسلامي نعوذابا... حاليشون نيست و نمي فهمند چه مي گويند در ثاني مگر كسي بدون ارتكاب جرم هم زنداني مي شود؟ مگر شما در جمع زندانيان به جز خس و خاشاك چيز ديگري هم داريد؟ البته جناب رفسنجاني مدعي شدند كه همين خس و خاشاك هم همان اكثريت مردم هستند كه اعتمادشان قاطي پاطي كرده. در هر صورت من نتوانستم به شكلي صحيح حرفهاي جناب تمدن را درك كنم.
مورد دوم خبري بود در خصوص معافيت مالياتي بازنشستگان كه در خبري آمده بود "رئيس كل سازمان امور مالياتي يعني اقاي عرب مازار اعلام فرموده اند : حقوق بازنشستگان و افزايش حقوق آنها مشمول ماليات نميشود و آنها از پرداخت ماليات معاف شدهاند." با ابوي محترم با توجه به سابقه ۲۰ سال بازنشستگي ايشان در اين خصوص مشورت كردم و ايشان فرمودن تا جايي كه اين نسل يادشان ميآيد، بازنشستگان از ازل از ماليات معاف بوده اند. من كه نمي دانم شايد بالاخره اين دولت حواسش نبوده و در اين چهار سال ماليات گرفته. در هر صورت اگر هر كدام از دوستان در اين خصوص خبري دارند اينجانب را آگاه فرمايند.
گاهي فكر مي كنم خيلي احمق و بي عرضه هستم.!!
روزنامه وطن امروز در تحلیل این دو اظهار زيباي ايشان نوشته است كه:این اظهار نظر حجاریان ناگفتههای مهم بسیاری را در خود مستتر دارد. حجاریان که خود دارای سابقه طولانی امنیتی است، به خوبی میداند که در شرایط فعلی که سرویسهای غربی مترصد ایجاد ناآرامی در ایران هستند و فضای آرام فعلی آنها را مترصد ایجاد شوک روانی و شعلهور ساختن مجدد آشوبها کرده است، ممکن است از او به عنوان یک سوژه مناسب برای «ترور» و انتساب آن به نظام و فراهم ساختن بستر ناآرامی استفاده کنند.
تحليل منطقي: در اينكه اين خبر صحيح است با اينكه شك دارم ولي مي نويسم شكي نيست!! و در عين حال اذعان هم مي كنم كه اصل قضيه تحليل بوده و آن اين است كه ندا آقا سلطان را همانهايي كشتند كه الان مي خواهند حجاريان را بكشند! باور كنيد.
معارضين شيخ الشيوخ بر سر دوراهي عظيمي توقف كرده اند و نمي دانند گاري خود را به كدامين سمت هي كنند. از طرفي اگر ايشان دزد غافله اند كه نميتوان پشت سرشان نماز راند. و اگر ايشان بي گناهند و مشكلي در پي ايشان نيست چرا داروغه بزرگ . منتصب ۲۴ ميليوني! از ايشان عذرخواهي نمي كند.
خلاصه آنچه واضح و مبرهن است تناقضهاي شديد در داروغه سراست و تكليف مردم نامشخص. راستي واقعا چگونه بايد در اين مورد قضاوت كرد؟
جالب اينجا بوده كه قايقران عزيز همچون آدمهايي كه يك عقده اي چندين ساله دارند و حالا باز شده از اين كار رياست جمهور اظهار رضايت كرده و ايشان را در اعلي عليين مي ديدند!.
من حقيقتا مخم سوت كشيد. دليلش هم يكي دو تا نبود. اولا اگر هم فرض كنيم كه ذات ساختن و يا داشتن مكاني مستقل براي مسئولين دولتي رده بالا بد است و بايد از دستشان گرفت تا هم سطح مردم باشند (مثلا!؟) خب مي توان اين مكان را (كه مي توان تصور كرد كه وقتي مسئولين بالنسبه ويژه از آن استفاده مي كرده اند چه هزينه هاي هنگفتي در آنها صرف شده بوده است و قطعا لوكس بوده) به يك هتل 5 ستاره تبديل كرد و در كنار آن نيز پلاژهاي زيبايي را مهيا نمود تا مسافرين بتوانند از آنها استفاده كنند نه آنكه آنها را تخريب كنند. توسعه فرودگاه براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر براي فرودگاهي كه در اوج تابستان بيش از 4 پرواز در هفته را پر نمي كند (تحت تحريم و خطرات و تعاقب آن) قطعا از يك عقل سليم بر نمي ايد.
همچنين در اين مكان درختان بسياري زيبايي كاشته شده بود كه به دليل پوشش بالاي آنها نه تنها دريا بلكه خود ساختمانها هم از كنار جاده ديده نمي شد ولي حالا شما، هم مي توانيد ساحل دريا را از جاده تماشا كنيد و هم نخاله هاي ساختماني زيادي را كه كنار هم تلنبار شده اند و ساحل دريا را از قبل زيباتر نموده اند! حالا بر سر درختان چه پيش آمده من نمي دانم شايد به جاي ديگر منتقل كرده اند!.
لطفا از همين امروز نه روز تخريب كه قطعا قبل از انتخابات 22 خرداد بوده است كنتورها را روشن كنيد. به شما خواهم گفت كه فرودگاه رامسر كي توسعه پيدا خواهد كرد؟
اثری از فرانچسکوی قدیس
خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آن جا که کین است بادا که عشق آورم
آن جا که تقصیر است بادا که بخشایش آورم
آن جا که تفرقه است بادا که یگانگی آورم
آن جا که خطاست بادا که راستی آورم
آن جا که شک است بادا که ایمان آورم
آن جا که نومیدی است بادا که امید آورم
آن جا که ظلمات است بادا که نور آورم
آن جا که غمناکی است بادا که شادمانی آورم
خداوندا بادا که بیشتردر پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
چرا که با بخشیدن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم
با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.
این متن در جلسه افتتاحيه سازمان ملل در سال 1945 خوانده شد.
"رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است."
فكر كنم علي رغم اينكه معتقدم جناب هاشمي دنباله روي دوك دو ريشليو، وزير اعظم لويي چهاردهم و پانزدهم (از پادشاهان فرانسه) است ولي حقيقتا اين جمله قصاري كه فرموده اند بيشتر به جوك سال شباهت دارد.
در ضمن يك جوك ديگر هم امروز صبح از اخبار ساعت ۷ صبح تلويزيون شنيدم كه از قول يك مركز مطالعاتي خارجي مي فرمود كه ايرانيها با فاصله اي بسيار زياد از انگليسيها و آمريكاييها خوشبخت تر هستند. من فكر كنم اين نتيجه حاصل نمي شود مگر اينكه رييس و كارشناسان آن مركز مطالعاتي قطعا با آقاي محصولي و آقاي دانشجو و همچنين جناب جنتي ارتباطات نسبي نزديكي دارند.
مي دانم كه بعضيها مسئله صفين را مطرح مي كنند و قرآن به سر نيزه كردنها را علم مي كنند ولي سوال من اين است وقتي به دليل ناآگاهي و يا به دليل استفاده هاي زودگذر سياسي اجتماعي اينگونه به فرزندان خود مي آموزيم كه كسي كه ا... اكبر مي گويد آدم خوبي نيست، چه انتظاري بايد از نسل پنجم و ششم بعد از انقلاب داشت؟
چـرا ناامیـد باشیم وقتــــی که پیــــروزیـــم؟
بیش از دو هفته مبارزه، چندین شهید، چند هزار دستگیری، و ... این انتظاری را ایجاد کرده است که باید سریع به موفقیت نهایی برسیم. عقده های چندین ساله مردم از بی عدالتی و توهین سر باز کرده است و انتظار است که یک دفعه کار را یکسره شود! حال که با سرعت مطلوبشان کار پیش نرفته است مایوس شده اند که البته تا حدودی طبیعی است.
اما درست این است که به خود و اطرافیانمان یادآور شویم که در حقیقت یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ ملت ایران در مدت کوتاه یک ماه اتفاق افتاده است! و باید به دستاوردهای فوق العاده ای که به دست آورده ایم به خود ببالیم: در جریان چهار سال گذشته و به خصوص در جریان انتخابات ، عموم مردم به آگاهی فوق العاده ای رسیدند و متوجه اهمیت مسایل مهمی مانند اهمیت کارشناسی، اهمیت برنامه ریزی، خطر سواستفاده از مذهب و امام زمان در جهت فساد ، خرافات مذهبی ، فساد در قدرت و ... شده اند. وجهه مردم ایران در جهان از یک ملت خشن و تروریست که کاری جز فریاد مرگ و فحش دادن در خیابان ندارد و هیچ منطقی را نمی پذیرد اکنون به ملتی شجاع، با فرهنگ و اهل آرامش تغییر کرده است که تظاهرات سه میلیونی را در سکوت و آرامش برگزار میکند و دنیا این ملت را در بند حکومتی مستبد و ..... میبیند. این پیشرفت بسیار بزرگی است که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد. تمام پول نفت را هم خرج تبلیغات ترمیم وجهه ملی میکردیم و هزاران طومار اینترنتی برای خلیج فارس و فیلم 300 امضا میکردیم نمیتوانست حتی یک دهم این هم اثر داشته باشد.
در پی تقلب و کودتای انتخاباتی، اکثریت مردم حتی بسیاری از آنهایی که به احمدی نژاد رای داده بودند متوجه ظلم و بی عدالتی سردمداران و مدعیان عدل علی شدند. همه آنها اکنون متوجه هستند که روبرویشان جریان .... و ..... است که به راحتی دروغ میگوید، ارزشی برای نظر مردم قایل نیست و آنها را خس و خاشاک میداند، حاضر به کتک زدن و کشتن مردم بیگناه با سواستفاده از نام اسلام برای حفظ منافع مالی کثیف و قدرت نامشروع خود است. مردم اکنون ماهیت احمدی نژاد دروغگو و دار و دسته فاسدش، قاضی مرتضوی، شورای نگهبان، {بعضي} فرماندهان سپاه و {گروهي از} نیروی انتظامی، شکنجه گاه اوین، {بعضي} فرماندهان رانت خوار بسیج، صدا و سیمای دروغگو را به خوبی میشناسند. یک لحظه فکر کنید که چند سال و چقدر باید زحمت میکشیدید که این اطلاعات را به همه مردم برسانید؟ دست دشمن درد نکند، خودشان زحمتش را کشیدند!
مردم اکنون همدیگر را میشناسند. میدانند که در خیابان با هم بودند. میدانند که اغتشاشگر نیستند. میدانند که شبها با هم الله اکبر میگویند. میدانند که با هم هستند و میدانند که دشمنشان کیست. چنین همبستگی یی خارق العاده نیست؟
خیلی از افرادی که معتقد به این حکومت بودند منجمله خانواده شهدا، رزمندگان قدیم، بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید بعد از ظلم های اخیر، کشتار مردم و ... به خوبی متوجه شده اند که اهداف انقلاب 57 و آرمانهای امام خمینی همانند رای مردم توسط عده ای فاسد و مستبد افراطی دزدیده شده است. دیگر حکومت مشروعیتی پیش آنها ندارد و دقت کنید که آنها مهمترین تکیه گاه حکومت در طی سالها بوده اند. علامت این موضوع را میتوانید در تعداد کم افراد عادی در جشن پیروزی احمدی نژاد و خطبه نماز جمعه خامنه ای ببینید که ناچار میشوند با اتوبوس جیره خوارها را برای حفظ ظاهر بیاورند.
بطور کلی تکلیف و موضع مردم و نظام روشن شد و در حقیقت خودی ها رفتار و موضع خشن و محکوم خود را با سیل ناخودی ها روشن کردند و این تنها ناشی از حضور خودجوش و باورپذیر مردم صورت پذیرفت. پس افسردگی، آیه یاس خواندن و ... بس است. خوشحال باشیم. موفقیتی که تاکنون در این مدت کوتاه بدست آورده ایم آن قدر ارزشمند است که افسردگی ما مانند کسی میماند که دنبال گنجی از الماس بوده است و اکنون گنج طلا بدست آورده است و از این خسران (!) افسرده شده است!
عزت زياد
در اينكه نيروهاي زحمتكش اطلاعات ايران از قويترين نيروهاي اطلاعاتي دنيا هستند شكي نيست ولي جناب وزير دقت نفرمودند كه ساختن اطلاعات شفاف با ارائه گزارش شفاف اطلاعات خيلي با هم فرق مي كند.
خلاصه ماجراي اين گفتگوهاي ويژه خصوصا در زمينه ماله كشي بر تخلفات انتخاباتي بيش از پيش مردم را در معرض آگاهي قرار مي دهد و اين از حسنات اينگونه وقايع است. اي كاش عقلانيت بيشتر در اين زمينه دخالت مي كرد و حدقل هزينه كمتري براي آن از سوي مردم پرداخته مي شد.
"(خانم)فاطمه رجبی به عنوان همسر سخنگوی دولت، همسر عضو شوراي نگهبان، همسر وزير دادگستري و همسر رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا ،لاریجانی و باهنر را فتنه گر و خاتمی ،هاشمی و موسوی را دجالها و سفيانيها نامیده و احمدی نژاد را تشبه به علی کرده که شمیشیر عدالت خواهی حضرتش را برای برقراری عدالت ازنیام کشیده است: همسر چهار پست دولت نهم در انصار نیوز نوشت:
شاهد تكرار مظلوميت علي در انتخابات رياستجمهوري هستيم. ده روز از انتخابات ميگذرد. احمدينژاد با 5/24 ميليون راي پيروزي شگفتآوري كسب كرده است، و البته مشاركت 40 ميليوني مردم، بيسابقهترين راي اعتماد به يك دولت در جمهوري اسلامي بوده است. اين يعني احمدينژاد پاكترين و مطمئنترين رئيسدولتها در طول سيسال عمر جمهوري اسلامي، اما: هاشمي رفسنجاني، مافياي قدرت و ثروتش را از قبل از انتخابات به راه انداخت تا ملت را و نظام و اسلام را در صورت شكست ناپاكيها، تبعيضها، ثروتاندوزيها و قدرتمداريهاي خود و خانواده و مديرانش از پاي درآورد. چنين است كه خانواده او دست به جنايات خياباني زدند و خود او در مخفيگاه نظارهگر و فرمانده سياستهاي اين كارزار. موسوي خون ريخت، چرا كه خونخوار شده است، از بغض عدالت و پاكي احمدينژاد."
من اين نوشتار را به طور كامل از اين سركار عليه مي پذيرم ولي چند سوال در ذهنم ايجاد شده كه اگر كسي مي تواند كمكم كند.
1- اگر فرض بگيريم كه انتخابات صحيح برگزار شده است پس با اين وصف نزديك به 50 درصد شركت كنندگان اين معجزه هزاره سوم را قبول ندارند و به وي راي نداده اند و اگر راي خاموشها را هم حساب كنيم كه عملا كل نظام را قبول ندارند پس بيش از 50 درصد افراد واجد شرايط راي دادن جناب دكتر محمود خان را بر نمي تابند پس چگونه است كه اين راي گيري حكم راي اعتماد پيدا مي كند.
2- جنگ قدرتي كه به وجود آمده بين دو دسته از قدما و اخيران جمهوري اسلامي است كه متأسفانه منجر به خونريزي شده است و اگر فرض كنيم كه خونريز اصلي موسوي محسوب مي شود پس چرا دستان آلوده به خون از دشمنان موسوي هستند و افرادي كه مردم (ببخشيد خس و خاشاك) را نشانه گرفته اند و بر زمين گرم مي زنند و آنها را جارو مي كنند خود از اعوان و انصار سركار عليه هستند.
3-اگر هاشمي مافياي قدرت است و اينقدر اخي شده چرا آنها را محاكمه نمي كنيد و چرا رهبر معظم همچنان از وي به عنوان ستون انقلاب ياد مي كند؟
4- چرا بايد 24 ميليون راي شگفت انگيز محسوب شود؟ يعني خود شما هم اين رقم را باور نداشتيد؟
5- اگر حرف سركار عليه را بپذيريم و كروبي و خاتمي را در حال سركشيدن خون متصور شويم مي شود بگوييد اينها (همين 24 ميليون باقيمانده) چرا بايد اينقدر احمق باشند كه كاسه سر خود را دو دستي تقديم اين آقايان كنند؟ آيا غير از اين است كه آنها را بيش از معجزه هزاره سوم قبول دارند؟
6- سركار عليه در ادامه فرموده اند: "اف بر اين قدرتپرستي شركآلود و اف بر اين دستهبندي عدالتستيز، دروغگو و اجير." سوال اين است اگر اين اقدامات قدرت پرستي محسوب مي شود علاقه بيش از حد معجزه هزاره سوم به خدمت در چهار سال اينده براي چيست؟
آن قصر که جمشيد در او جام گرفت آهو بچه کرد و شير آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر ديدی که چگونه گور بهرام گرفت
* * *
امروز ترا دسترس فردا نيست و انديشه فردات بجز سودا نيست
ضايع مکن اين دم ار دلت شيدا نيست کاين باقی عمر را بها پيدا نيست
* * *
اي چرخ فلک خرابي از کينه تست بيدادگري شيوه ديرينه تست
اي خاک اگر سينه تو بشکافند بس گوهر قيمتي که در سينه تست
* * *
اي دل چو زمانه میکند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشين و خوش بزي روزي چند زان پيش که سبزه بردمد از خاکت
* * *
اين کهنه رباط را که عالم نام است و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمیست که وامانده صد جمشيد است قصريست که تکيهگاه صد بهرام است
* * *
ترکيب پيالهاي که درهم پيوست بشکستن آن روا نمیدارد مست
چندين سر و پاي نازنين از سر و دست از مهر که پيوست و به کين که شکست
* * *
حال اگر فرض كنيم توجيه جناب دانشجو (ببخشيد دكتر مهندس دانشجو) درست باشد و تمام مملكت در 22 خرداد در مسافرت بوده اند، استانهايي مثل مازندران و گيلان را مي شود قابل توجيه دانست ولي در عين حال بايد گفت كه دوبرابر واجدين شرايط راي دادن، سفر خود را به شهر هايي چون يزد، شبستر، تفت و غيره آنهم به صورت كاملا تصادفي انجام داده اند.
البته نعوذ با... بحث تقلب را مطرح نمي كنم فقط مي خواستم تذكر دهم كه از اين به بعد طوري گزارش شود كه ايرادات روز اول شمارش و مثلا نشمردن آراي باطله دوباره اتفاق نيافتد وگرنه در صحت انتخابات هيچ شكي نيست.
البته جناب كدخدايي هنوز هم بر نظر خود باقي هستند. مصاحبه را بخوانيد.
نه من حاضر به ايستادگي و مقاومت براي يك جنگ قدرت نيستم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|