نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی |
سال جديد خوشي را در پيش داشته باشيد. اميدوارم سال ۸۸ سالي با تغييرات بسيار باشد. اين تغييرات همراه با خير براي تمام مردم باشد. با اينكه مي دانم اميدي واهي است ولي اميدوارم مردم به ان شناخت و اگاهي برسند كه بالاخره تعيين تكليف كنند. براي چه؟ ..... خود حدس بزنيد.
در ضمن در زمان باقيمانده تا ۳۰ فروردين و سالگرد تولد وبلاگ مشغول فكر كردن خواهم بود. تا خود باشم يا پسرك.
ارادتمند
پسرك فضول
http://darvish100.blogfa.com/post-1069.aspx
آنچه امروز به آن رسيده ام اين است كه نوشتن در عين آرام بخش بودن بسيار سخت است. سنجيده نوشتن، به هدف انتقاد سالم كردن دست يافتن و هجو ننوشتن بسيار مشكل است. شايد به همين دليل است كه خواسته ام تا الان در پشت نقاب يك پسر بچه فضول كه نمي تواند احساساتش را كنترل كند خودم را پنهان كنم. تا كي؟ نمي دانم. انسان خيلي از اوقات ادعاهايي را مي كند كه در عمل در آن وا مي ماند ولي بالاخره بايد سعي كرد. مي خواهم دوباره بيانديشم. مي خواهم دوباره فكر كنم. مي خواهم خودم رابيرون بريزم و آنچه كه دارم رو كنم. شايد آرامش بيشتري بگيرم. سيد بزرگوار آقاي مجابي اصطلاح قشنگي دارد. وي گاهي اوقات مي گويد و يا مي نويسد خاكستري هستم. اتفاقا اصلا از خاكستري بودن بدم نمي آيد و اكثر اوقات دوست دارم خاكستري باشم ولي سعي در خاكستري ماندن افكار و تفكرات و سياه و سفيد نبودن مطلق بسيار سخت است. چگونه مي توان خاكستري فكر كرد. چگونه مي توان تعصبها را بيرون ريخت؟
آري فرصتي دارم تا ۳۰ فروردين كه سالگرد تولد پسرك فضول است. در اين فرصت مي توانم فكر كنم. فكر كنم. فكر كنم خودم باشم يا پسرك؟
ما خودمان تصميم نميگيريم و اين مردم هستند كه تصميم ميگيرند.
من حقيقتش خيلي متوجه نشدم. شما متوجه شديد؟
اگر كمي دقت فرماييد متوجه مي شود كه دولت بوش چگونه وقتي مجبور بود در مورد اسراييل و بحث غزه تصميم گيري كند، پروسه كاري خودش را طوري تنظيم كرد كه هيچ بار اضافي را به عهده دولت اوباما قرار ندهد با اينكه حتي مجبور شد در قسمتهايي از قضيه از حمايت مستقيم و بي چون و چراي اسراييل هم دست بكشد و سكوت اختيار كند. آنوقت وقتي دولتهاي ما را ملاحظه مي فرماييد متوجه مي شويد كه هيچ ابايي از اينكه دهان مبارك دولت بعدي و حتي ملت به خاطر تصميم گيريهاي اشتباه سرويس شود وجود ندارد.
در اجراي بحث هدفمند كردن يارانه ها و حذف قطعي آنها كسي شكي ندارد ولي چگونه و به چه شكل و همچنين در چه مدت زماني اين پروسه بايد انجام شود و اينكه آيا پولهاي اضافه در جاي خودشان خرج مي شوند و يا براي كشورهاي برادر مسلمان ديگر، اين مهم است.
ولي در هر صورت بايد به اين مجلس و كرسي شبز نشينان هرم بهارستان تبريك گفت كه اينگونه تصميم گيريهاي مهم كشوري و قانونگذاري به عهده آنهاست و آنها به نحو احسن اين مهم را تفويض مي نمايند!
سلام برادر بزرگوار خوبی
من نمیگویم استقاده از محصولات تراریخته باید بدون هیچ گونه ضابطه ای باشد. در تمام کشورهایی که این محصولات کشت و مصرف می شوند، سازمانهای نظارتی پس از تائید سلامت این محصولات اجازه کشت آن را می دهند. در کشور ما هم که هنوز قانون ایمنی زیستی این محصولات در مجلس مانده و هیچ محصول تراریخته ای هم مجوز کشت ندارد. نگرانی ها در برخی موارد بیهوده بوده و ناشی از عدم شناخت از اصول تولید این محصولات است. مطمئنا پس از آشنایی بدون هرگونه نگرانی آن را مصرف خواهیم کرد.
راستی نمیدونم چرا در مورد سایر فناوریها اینقدر حساسیت نشان نمیدهند. حتما کشاورزی هسته ای به گوشتان خورده. در کرج هم مرکزش هست. چند تا از محصولات این مرکز امروزه در مزارع کشت می شود. در این روش با تابانیدن اشعه های جهش زا مانند گاما به بذرها در آنها تولید انواع جهش می کنند که بسیاری از این جهش ها برای انسان خطرناک است اما حساسیتی روی آنها نیست. از نانوتکنولوژی هم بگم که خطر آن بیشتر از بیوتکنولوژی نباشد کمتر نیست اما همه به به و چه چه می کنند. از سلولهای بنیادی هم بگم: می دانید احتمال سرطانی شدن این سلولها بعد از انتقال به بدن بیمار وجود دارد. میدانی به همین دلیل در آمریکا هنوز در استفاده درمانی از آن مردد هستند. در حالی که در کشور ما زرت و زرت برای درمان بیماران فلج تزریق می کنند. بحث زیاد است و وقت کم. خوش باشی
راستي در فارسي كلمه اي وجود دارد تحت عنوان "سرتق"! شما مي دانيد يعني چه؟
"يوزارسيف، كسي نيست جز احمدي نژاد
الکي نمي گويم به جان خودم. دلايل کافي براي حرفم دارم:
1. يوزارسيف، چهره يي داشت كه آدم وقتي مي ديد، خود را زخمي مي كرد
2. زماني در دهشان گوسفند مي چراند و ناگهان به مقامات بالا رسيد
3. بعد از فرعون، بالاترين مقام را در كشور داشت
4. فرعون همه جوره پشتش بود و حمايتش مي كرد
5. طرحهاي اقتصادي اش بستگي به اين داشت كه ديشب فرعون چه خوابي ديده است
6. روحانيون باهاش خوب نبودند
7. همه از او انتقاد مي كردند و سياه نمايي مي كردند
8. بالاي سرش هاله ي نور داشت
9. آينده را پيشگويي مي كرد
10. كساني را كه بايست در زندان باشند، آزاد كرده بود و پست و مقام هم داده بود...
باز هم بگويم؟
فقط يك حلقه ي مقفوده اين وسط هست و آن اين كه زليخا اين وسط كجاست؟ هنوز دارم بهش فكر مي كن"
به نظر من زليخا در زمان حاضر كاملا مشخص است و آن كسي نيست جز به قول سيد ابراهيم نبوي شمسي پهلوون!. چرا كه هيچ كس از فرط عشق از احمدي نژاد حمايت نمي كند و براي او كتاب نمي نويسد و يقه براي او پاره نمي كند جز همين شمسي پهلوون خودمون. در ضمن ايشان متأهل هم هستند. البته از زيبايي ايشان من چيزي جز يك بيني برونزده از چادر نمي دانم. پس شرايط با زليخا كاملا تطبيق مي كند.
نمیدانم در سرمقاله کیهان چه نوشته شد تا بهانه دست مغضوبین و مطرودین ملت یعنی اصلاحطلبان برانداز قرار گیرد؟ مثلاً مجمع روحانیون مبارز که محض رضای خدا نه «روحانیت» دارند و نه مبارزهاشان از مبارزه با اسلام و ایران فراتر میرود، اطلاعیه بدهند.
مگر نه آنکه برای عمل حرام خاتمی در «دست دادن با زنان» و «سفر ضد ملی و ننگین او به واشنگتن» همین گروه به «مبارزه با اسلام و انقلاب برخاستند» تا از خاتمی و نه، بلکه از «آمریکا و اسلامستیزی و مذهبسوزی دفاع کنند»؟ حال ممکن است یکی دو نفر در آن گروه مستثنی باشند. این را هم نمیدانم؟!
اما مسأله ترور خاتمی که به سر مقاله کیهان نسبت داده شده و پیرامون آن هیاهو، به چند توضیح نیازمند است:
1. خاتمی مهره سوخته آمریکاست که البته اینبار به دلیل افشا شدن پشتوانهای چون هاشمی رفسنجانی، سوختهتر شده است.
از این رو منهای رسوایی اعمال حرام و سجده به پیشگاه امریکا و انگلیس و شاید؟! مورد غضب و نفرت ملت است. ملت یعنی ایرانیان وطندوست، مسلمانان مؤمن و وفادار به ولایتفقیه و دوستداران عزت و اقتدار ملی! اوباش و بیبندوبارها و مذهبستیزان و ذلتپرستان و سرمایهخواران صنفی دیگر هستند.
2. تروریسم را باید معنا کرد و دانست چه کسی تروریست است؟ اصلاحطلبي برانداز با پیشزمینه «توسعه»، یک «تروریسم کامل ایمانی» است. 8سال حاکمیت سیاه خاتمی نشان داد که هدف این برنامه امریکایی چیزی جز ترور ایمانهای مردم نیست. از اینرو ترور شخصیت و اندیشه یکی از سر فصلهای عملی خاتمی و هواداران امریکایی او بود. نمونهای چون حضرت آیتالله مصباح کافی است تا این تروریستهای ایمانی برای همیشه سیاهروی باقی بمانند.
3. تروریسم به معنای مصطلح آن یعنی «آدمکشی» را هم میتوان در صف اصلاحطلبان به عینه دید؟! میپرسم واقعا متهمان پرونده انفجار نخستوزیری که به شهادت شهیدان باهنر و رجایی انجامید در کدام صف قرار دارند؟ آیا آنها طلایهدار حمایت و نامزدی خاتمی برای براندازی نیستند؟ آن «سازمان مخوف» که شهید بزرگوار، سید جلیلالقدر لاجوردی در وصیت نامهاش مسؤولان نظام را نسبت به حضور آنها در عرصه قدرت هشدار داد، تروریستهایی هستند که لاجوردی تا آخرین لحظات عمر آنها را متهم میدانست.
4. شهید لاجوردی در دوران پادشاهی خاتمی به شهادت رسید! این نکته چه معنایی دارد؟ قاتل یا قاتلان او که بودند؟ همین که گفته شد قاتل وی در آبادان دیده شده و مثلا کشته شده یا... کافی بود؟
5. هر چند «دینسوزی»، «مذهبستیزی»، «وطن فروشی»، «بیگانهپرستی» در نظر بسیاری از دینمردان و وطندوستان راهی جز «اعدام دینی و انقلابی» ندارد و «كسروي ملحد» و «منصور خیانتکار» دو نمونه از آنها هستند، و «رزمآرای انگلیسی» نمونه سوم؛ اما:
الف- «کسروی» که هر چند عمل خاتمی را نداشت و تا زمانی که لباس دین بر تن او بود، به حرام آشکار نیالود، اما رادمردی چون شهید نواب صفوی اعدامش کرد.
ب- منصور نخستوزیر خائن نیز توسط شهدای بزرگواری از خیل متدینیان حسینی عليهالسلام اعدام شد.
و این دو نفر با فتوای شرعی مجتهدانی بزرگوار مجازات شدند.
رزم آرا اگر توسط فدائیان اسلام اعدام شده باشد قطعا دارای حکم شرعی بوده، و اگر آنگونه که شبههافکنان تاریخنگار مطرح میکنند از سوی شاه کشته شده باشد، باز هم وجهی داشته است. آن وجه «ترس شاه از قدرت انگلیسي او بوده است که موجب از چشم افتادن نوکری شاه نزد انگلیسیها ميشده است.»
آیا خاتمی حتی دارای قدرت رزمآراست که انگلیسیها و آمریکاییهای رقیب و در ردیف خود از او بترسند و به ترورش دست بزنند؟
همچنین وقتی دادگاه ویژه روحانیت حتی با شکایت گروههای مردمی، انجام وظیفه نكرد و خاتمی مجری عمل حرام را به دادگاه نکشانید، چگونه انتظار است کسی حکم اعدام او را بدهد تا متشرعان آن را اجرا کنند؟ غیرمتشرعان هم که دلبسته اویند. همینجا میگویم دادگاه ویژه فقط میتواند درخواستکنندگان سوال از هاشمی را به صلیب بکشاند و طلبه سیرجانی را زندانی و محکوم نماید. اجرشان با امام زمان صاحب اصلی کشور!
در نتیجه هر چند در روزگار 8 ساله سیاه حکومت خاتمی، حتی سیدالشهدا هم مورد تهاجم قرار گرفت، و حتی امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف توسط برادر خاتمی – نعوذبالله - به استیضاح کشانیده شد و حتی... اما:
ارزش خاتمی کمتر از آن است که ترور شود یا اعدام انقلابی! او باید بماند. بار دیگر ماجرای هاشمی با همه غرور تکرار شود. صفوف مسلمانان او را متاسفانه در لباس دین به عنوان دینستیز عقب برانند و طرد کنند، مانند هاشمی!
او باید بماند تا روحانیت عظیمالشان بدون واهمه از خیل تروریست هواداران این دو نفر براي تعیین تکلیف کنند. چرا باید ترور شود؟ به لحاظ ارزشی که ندارد؟ یا آنکه برای پیشگیری از آبروریزیهایي که ممکن است در آینده بیشتر شود؟ در مورد این دومی احتمال دارد دوستارانش به صرافت بیافتند.
نکته پایانی آنکه «اسرائیل» آشکارا میگوید: «احمدینژاد باید ترور شود.»
امریکا آشکارا اعلان میکند: «هرکسی در ایران رأی بیاورد جز احمدینژاد.»
اصلاحطلبی برانداز به رهبری رفسنجانی امان و قرار از کف دادهاند تا احمدینژاد رأی نیاورد.
پرسش:
اگر آنچنانکه واقعیات جامعه نشان میدهد، بنا است تحریکات و تحرکات آمریکاییها و اسرائیلیها و مافیای داخلی رأی بیاورد، که چنین خواهد شد. انشاالله- چرا باید خاتمی ترور شود؟ مجمع روحانیون مبارز؟! یا آن سازمان مخوف يا مشارکت آمریکایی و به طور کلی مافیاگران برای مظلومنمایی و رأیآوری به دنبال حربهای دیگر بروند.
خاتمی را کسی از مؤمنان ترور نخواهد کرد. او ارزش این کار را ندارد و مؤمنان تروریست نیستند.
اين متن نشانه كاملي از اوج عصبانيت، سرگشتگي روحي، عقده هاي حقارت در برابر فردي محبوب و عدم درك و آگاهي از افكار و ندانستن حق زندگي براي ديگران است. من خود، خيلي خاتمي را قبول ندارم ولي نه او و نه هيچ انسان ديگري كه در اين دنيا زندگي مي كند و مخلوق خداوند بزرگ است شايسته اين برخورد نيست. من واقعا نمي دانم مشكل اين آبجي محترم چيست ولي مي دانم كه اين افكار و ناآگاهيها كمكي جز به ورطه هلاكت افتادن فكري و ذهني و دنيوي اين خانم بزرگوار و همفكرانشان نمي كند.
خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است
كارم از گريه گذشته به آن مي خندم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|