نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی |
از طرف ديگر سري به دانشگاه صنعتي اصفهان زدم تا يادي و ديداري از اساتيد گرانقدر داشته باشم. خدايا چه ميديدم عملا همه اساتيد اصلي دوره ما بازنشسته شده بودند. وقتي بيشتر كنكاش كردم ديدم به غير بعضيها كه حالا بايد بازنشسته مي شدند عده اي را هم بازنشسته كرده بودند و مابقي هم به دليل فرار از مسائل و مشكلاتي كه برايشان پيش مي آوردند تقاضاي بازنشستگي داده بودند و فرار را بر قرار ترجيح داده بودند. اينگونه مي توان گفت كه تمامي اساتيد دانشكده كشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان كه در قبل از انقلاب فارغ التحصيل شده بودند همگي بازنشسته شده بودند. برنامه ريزي دقيقي بود تا فردي كه عملا بيش از مدير گروهي را تجربه نكرده بود به جاي افراد قدري همچون دكتر شاهدي، دكتر آهون منش و دكتر سقاييان نژاد تكيه بزند و اينگونه اساتيد را تار و مار كند.
دو سه روزي مي روم اصفهان جاي دوستان را خالي خواهم كرد.
بگذريم، ديروز در خبر ۲۰:۳۰ شبكه دو تلويزيون از قول وزير عزيز و محترم بازرگاني عنوان گرديد كه رياست محترم جمهور فرموده اند كه كارگروهي براي مبارزه با بحران جهاني اقتصاد تشكيل شود تا مشكلات احتمالي كه ايران با آن روبرو خواهد شد بررسي گرديده و زودتر از وقوع، راه حلهاي آن بر سر ميز رييس جمهور باشد. در عين حال ايشان تأكيد كردند كه از اين بحران چيزي نصيب ما نخواهد شد براي اينكه ايران اصلا ارتباطات اقتصادي با آمريكا و اروپا ندارد!
خبر كه به اينجا رسيد از خنده از روي مبل بر زمين سقوط كردم و بر بلاهت خودم زجه موره زدم كه چرا من نگرانم و اوضاع واقعي جهان را درك نمي كنم.
يكي نيست به اين آقايان عزيز بگويد اين همه بالندگيهاي اقتصادي كافيست،قربان شكل همه اتان. ترا به خدا بگذاريد بقيه كارها را رييس دولت دهم غير از احمدي نژاد انجام دهد. ما بيش از اين بالندگي اقتصادي نمي خواهيم.
لاری کینگ در مصاحبه خود با آقای احمدی نژاد، اگر نگوئیم به نوعی توافق از پیش رسیده بود، به یک نوع آسانگیری و میدان دادن به مصاحبه شونده تن در داده بود. به نحوی که گاهی به صورت گفتگوهای تجاری که در اینجا به آن «پید پروگرام» می گویند، درمی آمد. یعنی بفرمائید هر چه دلتان می خواهد بگوئید. آقای احمدی نژاد قیافه مساعد و محجوبی به خود گرفته بود و چنان می نمود که پیامبر صلح دوستی و کبوتر سپید آشتی است. سوالها به انگلیسی مطرح می شد و رئیس جمهوری گوش به گوشی معطل می ماند که ظاهرا ترجمه سوالات را بشنود. در حالی که قیافه نشان می داد که او انگلیسی ساده و فصیح مصاحبه گر را فهمیده است و از این فرصت برای منظم کردن جواب درذهش استفاده می کرد و این کار را سیاستمداران مجرب گذشته همیشه می کردند.
لاری کینگ از او در مورد سقوط صدام و این که آیا از این که دشمن دیرینه به دست ما از پا درآمد خوشحال شدید یا نه؟ پرسید و احمدی نژاد جواب داد که در مرحله اول شاید، ولی وقتی به یاد آوردیم که این صدام همان کسی بود که با حمایت آمریکا بمب شیمیایی روی سر مردم ایران و کردها ریخت خوشحالی، پایه ای ندارد. مخصوصا این که حالا می بینیم آمریکا از این کار قصد استقرار دائم در عراق را دارد. او بدون این که از سازمان مجاهدین خلق نام ببرد از این که اعضای این سازمان تروریست تحت حمایت آمریکا و متحدانش در عراق بسر می برند و در آمریکا آزادانه زندگی می کنند گله دارد.
مصاحبه کننده در این هنگام که می توانست از سیاست های ترور جمهوری اسلامی و فتواهای قتلی که صادر شده و به مرحله اجرا در آمده است چیزی بپرسد، سخنی نگفت و حتی از فرمان صریح قتل سلمان رشدی به فتوای امام خمینی حرفی نزد.
در لحظه هایی رئیس جمهوری به جای جواب دهنده، نقش سوال کننده را بر عهده می گرفت و لاری کینگ ظاهرا دست و پایش را جمع می کرد ولابد ساده دلان خوش باور کمی احساس شادمانی می کردند که چنین رئیس جمهور سخن پرداز قهاری دارند. اما هرگز از خود نپرسیدند این روضه خوان مظلوم نمای روی پرده تلویزیون چرا از اعدام جوان های زیر سن قانونی سخنی به میان نمی آورد و چرا آن آقای مصاحبه گر چیره دست از او نمی پرسد مجازات هایی از نوع سنگسار، قطع دست، پرت کردن از کوه چگونه در کد حقوق بشر ایران جا دارد و کسی در این بابت حرفی نمی زند.
دلسوزیهای آقای احمدی نژاد برای ملت فلسطین تا بدان حد بود که می توانستی صدای کف زدن کسانی چون جمال عبدالناصر، حافظ اسد، بن بلا ، یاسر عرفات را از دور بشنوی و از این که خلف صدقی چون احمدی نژاد ظهور کرده است شادمانه صلوات ختم کنی. زیرا این موضوع سبب رونق بازار یک منازعه شصت ساله است و هر چه این زخم بازتر بماند به سود اسرائیل است که احمدی نژاد آن را رژیم محکوم به فنا می داند.
ضعیف ترین سوال لاری کینگ در مورد حقوق بشر بود و در بخش حقوق بشر او بر قوانین ضد همجنسگرایی تکیه کرد و احمدی نژاد نفس راحتی کشید. زیرا اگر او می پرسید چرا در ایران زنان حق طلاق ندارند؟ چرا زنان نمی توانند در میدان های ورزشی حاضر شوند؟ چرا پوشش زنان اجباری است؟ چرا در ایران احزابی که بر اساس عرف گرایی شکل گرفته باشند وجود ندارد؟ چرا در عصر لغو مجازات اعدام هنوز قصاص، اصل قانون جزاست؟ حتی پرفسور دکتر احمدی نژاد هم به دست و پا می افتاد و صد البته این معارض با تمهیدات مورد توافق قبلی بود.
در یک کلام، مصاحبه لاری کینگ با احمدی نژاد از دیدگاه حرفه روزنامه نگاری یک مصاحبه بد توسط یک مصاحبه گر ناشی با یک مصاحبه شنوئه از پیش بهای معامله را پرداخته بود. پس از مصاحبه، من با خود فکر می کردم که چگونه رئیس جمهوری اسلامی که دروغ گفتن در دین او از گناهان کبیره است، با کمال صراحت می گوید:
“در ایران کسی در زندگی شخصی افراد تفحص نمی کند و به کسی در خانه خود کاری ندارند” و از پیغمبر و امامان که سخنرانی خود را با نام آنان آغاز کردهاست خجالت نمی کشد. او چگونه میتواند جواب مادرانی را بدهد که فرزندانشان گم می شوند و بعد جنازه آنها در نقطه ای دور با آثار شکنجه پیدا می شود. آقای لاری کینگ برنامه Paid Programme یعنی این مصاحبه بدتر از بد را با شایستگی به پایان برد. آفرین بر او!
این متن را دکتر الهی در گزارش هفتگی خود از اوضاع ایران و جهان در کیهان لندن نوشته اند.
موردي كه ديروز شنيدم خيلي جالب بود. در پژوهشگاه ملي ژنتيك و زيست فن آوري كشور كه به ظاهر يكي از غول ترين مراكز تحخقيقاتي كشور است و وزارت علوم روي آن خيلي مانور مي دهد و رييس معظم و معزز آن نيز با حفظ سمت معاون وزير هستند، علي رغم اينكه دو ساختمان بسيار بزرگ در شهرك پژوهش در اختيار دارد و يك ساختمان بزرگ ديگر نيز در حال ساخت مي باشد، حاضر نيست كه به كارشناسان پژوهشي خود (منظور غير هيئت علمي) اتاق مجزا بدهد. ظاهرا اين قضيه از روساي پژوهشگاه در دولت قبلي وجود داشته كه به روساي فعلي نيز سرايت نموده است. در عين حال هيچ كس هم دليل منطقي به اين كارشناسان كه اكثرا هم از بانوان محترم كشور هستند نيز ارائه نمي دهد. حال پس از مشقت فراوان كه اين كارشناسان توانسته اند يك اتاق در اين دو ساختمان كه شايد بيش از ۱۰۰۰۰ متر مربع مساحت دارد را به چنگ يباورند مسئولين محترم فرموده اند كه هيچ كارشناسي حق ندارد بيش از يك ساعت در اين اتاق باشد!
جالبي قضيه اينجاست كه همين آقايان معزز وقتي پاي مسائل ديگر در ميان باشد تمامي نسوان را به اندرونيها مي برند و اگر رويشان شود از كار بيرون هم منع ميكنند ولي در اينجا كه كارشناس مي خواهد محيط مناسبي را براي تحقيق خود در اختيار داشته باشد عملا بايد در عرض يكساعت در اين اتاق فقط استراحت كند ولي نمي تواند مطالعه نمايد چون در يكساعت كاري نمي توان كرد.
آقايان احتمالا مواردي را كه ژاپنيها بر اساس وجود اتاقهاي شيشه اي براي كنترل كارمندان خود ابداع كرده اند را شنيده اند ولي نفهميده اند كه حداقل در آن اتاقهاي شيشه اي دو نفر بيشتر در حال كار نيستند و حداقل جايي براي نشستن و كار كردن معقول در اختيار دارند. ولي حدسي كه من مي زنم اين است كه احتمالا دليل ندادن اتاق مجزا به كارمندان فقط جلوگيري از مسائلي است كه منجر به مشكلات دانشگاه زنجان نشود. چون آقايان قادر به كنترل خود در اتاق دربسته نيستند و گندهاي بسيار بالا مي آورند در نتيجه ترجيح مي دهند كه مسبب گناه و صورت مسئله را پاك كنند. و يا اينكه اقايان از اينكه كارشناسان در اتاقهاي مجزا باشند و توسط دشمن فريب خورده و دست به عملياتهاي غير متعارف بزنند نگران هستند و بحث را امنيتي مي بينند. در هر صورت همانگونه كه مي دانيد در كشور ما تمام مسائل از همين دو ديدگاه مسائل جنسي و يا سياسي امنيتي ديده مي شود.
خنده دارتر اين است كه همين مركزي كه عملا هيچ انگيزه اي براي كاركردن را براي كارشناسانش باقي نمي گذارد و حتي پاركينگ هيئت علمي خود را هم جدا كرده تا مبادا گوشه ماشين كارمندان و كارشناسان به گوشه اي از خودروي اعضا محترم هيئت مارتادلا (ببخشيد علمي) برخورد نمايد و به كلاس كاري اعضاء محترم خدشه وارد شود، در ليست سياه آمريكاييها قرار دارد و هر كه براي مهاجرت به جايي و يا حتي سفري از اين اكيپ مي خواهند بروند بايد به سوالات خاصي هم پاسخ گويند.
خلاصه خداوند به خير بياورد.
همچنين ايشان تقريبا اكثر رسانه اي دنيا را هم صهيونيسيتي قلمداد فرمودند و من فقط به اين نتيجه رسيدم با اينهمه قدرتي كه يهوديان و صهيونيستها دارند طفلكيها اسراييل برايشان خيلي كم است و بايد كشوري بسيار بزرگتر را در اختيار داشته باشند.
به طور كلي سخنراني به يادماندني بود چون درست ياد دهه ۶۰ مي افتادم كه اين سخنان را با آب و تاب در تلويزيون گوش ميدادم و آنها را باور مي كردم و با همان آب و تاب براي ديگران تعريف كرده و از آن دفاع مي كردم. خاطرات خوبي از جواني به يادم آمد.
ولي باز هم با توجه به اينكه در سر جمع قضيه قوه ادراك اين حقير خيلي پايين است نفهميدم كه چرا آقاي احمدي نژاد با يك رسانه كاملا صهيونيستي و استكباري به نام سي ان ان و آنهم با آدم دغل بازي به نام لري كينگ حاضر به مصاحبه شد. با تعاريفي كه جناب ناطق مي فرمودند و خانم فاطمه رجبي هم هميشه همانها را مي گويند حكم اين عزيز دل انگيز بعد از برگشت از نيويورك چه خواهد بود؟
البته نقل به مضمون است ولي دوكلمه آن قطعا از زبان ايشان شنيده شد كه در گيومه مي گذارم:
از همگي جهانيان مي خواهم كه در زير "سايه امام عصر" و تحت "مديريت خداوند" جهان را به سوي صلح و دوستي سوق دهيم.
حقيقتش من اصلا متوجه نشدم كه اولا اگر شنونده مسلمان نباشد تكليف اين شنيده ها چيست و در ثاني مترجم محترم سازمان ملل مديريت خداوند را چگونه ترجمه كرده است؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|