تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
گذري بر اصفهان داشتم آنهم پس از سه سال. گذر فني براي نظارت بود كه تأسف به دنبال داشت و عملا تحقيقات كشور را در زمينه كاريم مرده ديدم. به دليل نبود اعتبارات كلا كارها خوابيده و اگر هم امسال پولي تزريق شده فقط به درد كارهاي فرعي مي خورد.

از طرف ديگر سري به دانشگاه صنعتي اصفهان زدم تا يادي و ديداري از اساتيد گرانقدر داشته باشم. خدايا چه ميديدم عملا همه اساتيد اصلي دوره ما بازنشسته شده بودند. وقتي بيشتر كنكاش كردم ديدم به غير بعضيها كه حالا بايد بازنشسته مي شدند عده اي را هم بازنشسته كرده بودند و مابقي هم به دليل فرار از مسائل و مشكلاتي كه برايشان پيش مي آوردند تقاضاي بازنشستگي داده بودند و فرار را بر قرار ترجيح داده بودند. اينگونه مي توان گفت كه تمامي اساتيد دانشكده كشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان كه در قبل از انقلاب فارغ التحصيل شده بودند همگي بازنشسته شده بودند. برنامه ريزي دقيقي بود تا فردي كه عملا بيش از مدير گروهي را تجربه نكرده بود به جاي افراد قدري همچون دكتر شاهدي، دكتر آهون منش و دكتر سقاييان نژاد تكيه بزند و اينگونه اساتيد را تار و مار كند.

 

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12:19  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
خيلي جالبه، اين روزها كه دنيا به دلايل مختلفي با بحرانهاي اقتصادي مواجه شده و بورسهاي دنيا روزهاي سختي را پش سر مي گذارند مسئولين و كارگزاران حكومتي ما به جاي اينكه درصدد ارائه مثلا پيشنهادات بهتر و راه حلهايي مفيد باشند هم و غم خود را در رسانه هاي داخلي بر اين گذاشته اند كه ببينيد مردم اين ما نيستيم كه مشكلات اقتصادي داريم. ما كه اصلا مشكلي نداريم ولي ببينيد كه سردمداران غربي چگونه در حال دست و نچه نرم كردن با مشكلات اقتصادي هستند كه ما اصلا نداريم. خلاصه خيلي جالبه، نگرش سياستمداران ما حتي در آن حد هم نيست كه اوضاع خود را بهتر كنند بلكه منتظرند ببينند دنيا كجا كم مي آورد تا آن را سر مردم خراب كند و خود را بالا بكشد. خداوند خود به خير بياورد.

دو سه روزي مي روم اصفهان جاي دوستان را خالي خواهم كرد.

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 18:28  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
آدم گاهي اوقات از اينكه در اين كشور زندگي مي كنه خجالت مي كشه. البته بر اين امر صحه ميگذارم كه خيلي از مردم دنيا يا بهتر بگويم اكثريت مطلق مردم دنيا اين ادا و اطوارهاي مسئولين ما را اصلا نمي فهمند. يادم نمي رود كه در هلند زماني كه با سوپروايزرم در مورد فردي صحبت مي كردم و گفتم كه آن شخص در مورد فلان موضوع دروغ مي گويد وي با تعجب تمام و طوري كه آدم فكر مي كرد وي كلمه دروغ را  نمي شناسد و نشنيده است گفت اصلا بايد براي چي بايد دروغ بگويد. لزوم دروغ براي چيست و از اين دست حرفهاي عجيب براي امثال ما.

بگذريم، ديروز در خبر ۲۰:۳۰ شبكه دو تلويزيون از قول وزير عزيز و محترم بازرگاني عنوان گرديد كه رياست محترم جمهور فرموده اند كه كارگروهي براي مبارزه با بحران جهاني اقتصاد تشكيل شود تا مشكلات احتمالي كه ايران با آن روبرو خواهد شد بررسي گرديده و زودتر از وقوع، راه حلهاي آن بر سر ميز رييس جمهور باشد. در عين حال ايشان تأكيد كردند كه از اين بحران چيزي نصيب ما نخواهد شد براي اينكه ايران اصلا ارتباطات اقتصادي با آمريكا و اروپا ندارد!

خبر كه به اينجا رسيد از خنده از روي مبل بر زمين سقوط كردم و بر بلاهت خودم زجه موره زدم كه چرا من نگرانم و اوضاع واقعي جهان را درك نمي كنم.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
نه بابا من كارشناس اقتصادي نيستم از عنوان تعجب نكنيد. ولي اين همه قشقرقي كه براي اين موضوع در كشور به پا شد و كلي بازار را به هم ريخت باعث شد چند كلمه اي خدمت دوستان گرامي عرض كنم كه وقتي عقل در بدن نيست جان در عذاب است. اين همان مثل معروفي است كه من آن را خيلي دوست دارم. ولي متأسفانه به جاي اين كه آن نابخردان تصميم گير خود عذاب بكشند فقط ملت بدبخت عذاب مي كشند. دولت نهم يك سري مسائل و تصميم گيريهاي اقتصادي را از كارشناسان بانك جهاني شنيده و براي اينكه بتواند خود را هر چه زودتر به گات وصل كند اين حرفهاي بلغور شده را بدون هيچ كار كارشناسي و بومي سازي در كشور به منصه ظهور مي رساند و فقط اوضاع اقتصادي كشور را خرابتر مي كند. با اين وضع جلو رفتن نه تنها ملت نمي توانند خود را همگام با قوانين مدرن مچ نمايند بلكه از اين رفتار زده شده و قابليت تغيير خود در برابر شرايط جديد را نيز از دست مي دهند. اوضاع دولت نهم در تصميم گيريهاي اقتصادي و تبعات آن درست مثل فيلمهاي كمدي درام شده كه هر بلايي كه سر آكتور مي آيد لحظه به لحظه بدتر شده و درست در زماني كه فكر مي كند ديگر دردسري نخواهد داشت بدترين مشكلات بر سرش فرود مي آيد.

يكي نيست به اين آقايان عزيز بگويد اين همه بالندگيهاي اقتصادي كافيست،‌قربان شكل همه اتان. ترا به خدا بگذاريد بقيه كارها را رييس دولت دهم غير از احمدي نژاد انجام دهد. ما بيش از اين بالندگي اقتصادي نمي خواهيم.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 9:37  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
لاری کینگ” نامی آشنا در اندازه مصاحبه های تلویزیونی است. او هر روزدر شبکه سی ان ان یک مصاحبه ارزنده با آدم هایی که موضوع روز هستند دارد. لاری کینگ خود یهودی است و از روزنامه نگاران مورد علاقه دولت اسرائیل است و چند سال پیش یکی از عالیترین نشان های این کشور را به خاطر فعالیت های تلویزیونی خود دریافت داشته است و در «کنست» از او تجلیل شد. اما همه اینها مانع از این نمی شود که گاه گاه ببینیم او برای مصالح روز با آدم های روز به صحبت می نشیند و گاه مصاحبه های او به نوعی آگهی از پیش پرداخته شده است. برای یک روزنامه نگار که مصاحبه ابزار کار اوست، تشخیص این خط ظریف چندان دشوار نیست. به این جهت من مصاحبه او را با آقای احمدی نژاد در ردیف مصاحبه های از پیش تهیه شده دیدم. شگرد لاری کینگ این است که در پایان هر بخش و سر هر بند، برای بخش بعد سوال را به طور پرطمطراق و سر صدا دار مطرح می کند و طبعا بیننده برای آنکه به جواب مصاحبه شونده برسد سراپا گوش می شود. در این حال، اما لاری کینگ اگر کارش مصاحبه از پیش تهیه شده باشد، در سوال پرسر و صدایش به جواب مصاحبه شونده و هر چه او دلش بخواهد بگوید قناعت می کند. برعکس «مایک والاس» مصاحبه گر معروف سی بی اس که چندی پیش در گذشت. یا« باربارا والترز» در شبکه« آ.ب.س» و حتی دختر ایرانی کوشنده همین کانال سی.ان.ان کریستین امانپورکه دامن پاسخ دهنده طفره رونده را به آسانی رها نمی کنند و با طرح «بچه سوال» او را که از میدان اصلی گریخته است مهار کرده، بر می گردانند.

لاری کینگ در مصاحبه خود با آقای احمدی نژاد، اگر نگوئیم به نوعی توافق از پیش رسیده بود، به یک نوع آسانگیری و میدان دادن به مصاحبه شونده تن در داده بود. به نحوی که گاهی به صورت گفتگوهای تجاری که در اینجا به آن «پید پروگرام» می گویند، درمی آمد. یعنی بفرمائید هر چه دلتان می خواهد بگوئید. آقای احمدی نژاد قیافه مساعد و محجوبی به خود گرفته بود و چنان می نمود که پیامبر صلح دوستی و کبوتر سپید آشتی است. سوالها به انگلیسی مطرح می شد و رئیس جمهوری گوش به گوشی معطل می ماند که ظاهرا ترجمه سوالات را بشنود. در حالی که قیافه نشان می داد که او انگلیسی ساده و فصیح مصاحبه گر را فهمیده است و از این فرصت برای منظم کردن جواب درذهش استفاده می کرد و این کار را سیاستمداران مجرب گذشته همیشه می کردند.

لاری کینگ از او در مورد سقوط صدام و این که آیا از این که دشمن دیرینه به دست ما از پا درآمد خوشحال شدید یا نه؟ پرسید و احمدی نژاد جواب داد که در مرحله اول شاید، ولی وقتی به یاد آوردیم که این صدام همان کسی بود که با حمایت آمریکا بمب شیمیایی روی سر مردم ایران و کردها ریخت خوشحالی، پایه ای ندارد. مخصوصا این که حالا می بینیم آمریکا از این کار قصد استقرار دائم در عراق را دارد. او بدون این که از سازمان مجاهدین خلق نام ببرد از این که اعضای این سازمان تروریست تحت حمایت آمریکا و متحدانش در عراق بسر می برند و در آمریکا آزادانه زندگی می کنند گله دارد.

مصاحبه کننده در این هنگام که می توانست از سیاست های ترور جمهوری اسلامی و فتواهای قتلی که صادر شده و به مرحله اجرا در آمده است چیزی بپرسد، سخنی نگفت و حتی از فرمان صریح قتل سلمان رشدی به فتوای امام خمینی حرفی نزد.

در لحظه هایی رئیس جمهوری به جای جواب دهنده، نقش سوال کننده را بر عهده می گرفت و لاری کینگ ظاهرا دست و پایش را جمع می کرد ولابد ساده دلان خوش باور کمی احساس شادمانی می کردند که چنین رئیس جمهور سخن پرداز قهاری دارند. اما هرگز از خود نپرسیدند این روضه خوان مظلوم نمای روی پرده تلویزیون چرا از اعدام جوان های زیر سن قانونی سخنی به میان نمی آورد و چرا آن آقای مصاحبه گر چیره دست از او نمی پرسد مجازات هایی از نوع سنگسار، قطع دست، پرت کردن از کوه چگونه در کد حقوق بشر ایران جا دارد و کسی در این بابت حرفی نمی زند.

دلسوزیهای آقای احمدی نژاد برای ملت فلسطین تا بدان حد بود که می توانستی صدای کف زدن کسانی چون جمال عبدالناصر، حافظ اسد، بن بلا ، یاسر عرفات را از دور بشنوی و از این که خلف صدقی چون احمدی نژاد ظهور کرده است شادمانه صلوات ختم کنی. زیرا این موضوع سبب رونق بازار یک منازعه شصت ساله است و هر چه این زخم بازتر بماند به سود اسرائیل است که احمدی نژاد آن را رژیم محکوم به فنا می داند.

ضعیف ترین سوال لاری کینگ در مورد حقوق بشر بود و در بخش حقوق بشر او بر قوانین ضد همجنسگرایی تکیه کرد و احمدی نژاد نفس راحتی کشید. زیرا اگر او می پرسید چرا در ایران زنان حق طلاق ندارند؟ چرا زنان نمی توانند در میدان های ورزشی حاضر شوند؟ چرا پوشش زنان اجباری است؟ چرا در ایران احزابی که بر اساس عرف گرایی شکل گرفته باشند وجود ندارد؟ چرا در عصر لغو مجازات اعدام هنوز قصاص، اصل قانون جزاست؟ حتی پرفسور دکتر احمدی نژاد هم به دست و پا می افتاد و صد البته این معارض با تمهیدات مورد توافق قبلی بود.

در یک کلام، مصاحبه لاری کینگ با احمدی نژاد از دیدگاه حرفه روزنامه نگاری یک مصاحبه بد توسط یک مصاحبه گر ناشی با یک مصاحبه شنوئه از پیش بهای معامله را پرداخته بود. پس از مصاحبه، من با خود فکر می کردم که چگونه رئیس جمهوری اسلامی که دروغ گفتن در دین او از گناهان کبیره است، با کمال صراحت می گوید:

“در ایران کسی در زندگی شخصی افراد تفحص نمی کند و به کسی در خانه خود کاری ندارند” و از پیغمبر و امامان که سخنرانی خود را با نام آنان آغاز کردهاست خجالت نمی کشد. او چگونه میتواند جواب مادرانی را بدهد که فرزندانشان گم می شوند و بعد جنازه آنها در نقطه ای دور با آثار شکنجه پیدا می شود. آقای لاری کینگ برنامه Paid Programme یعنی این مصاحبه بدتر از بد را با شایستگی به پایان برد. آفرین بر او!

این متن را دکتر الهی در گزارش هفتگی خود از اوضاع ایران و جهان در کیهان لندن نوشته اند.

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 9:33  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
خيلي جالبه،‌در ژاپن وزيري كه بلد نبود خيلي با ديسيپلين وزارت صحبت كند و كمي همچين داش مشتي در تريبونهاي رسمي صحبت فرموده بودند مجبور به استعفا مي شوند ولي در ايران آدمي كه پرونده هاي اختلاس ميلياردي دارد و يكبار به خاطر همين مسئله از پستش بركنار شده است و حتي داراي پرونده هاي تجاوز به عنف مي باشد با مدارك جعلي تحصيلي بر كرسي وزارت تكيه مي زند و نه تنها استعفا نمي دهد بلكه در كمال وقاحت اعتراف به جعلي بودن مدرك مي كند و استعفا كه نمي دهد هيچ احتمال دارد براي رياست جمهوري هم كانديد شود.
  نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 13:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
هر روز كه مي گذرد انسان بيشتر پي به اين قضيه مي برد كه در برحه كنوني ملت همه چيز پرور ايران در  داخل گدازه اي از كميك استوري يا همان داستان خنده اور گير افتاده است كه ديگر كاري از دست هيچ كس بر نمي آيد و فقط بايد فعلا خنديد. البته اين امر باعث طول عمر بيشتر ايرانيان عزيز خواهد شد و هيچ موردي از لحاظ سلامت روحي براي انها وجود ندارد ولي سلامت جيبي آنها قطعا به خطر مي افتد.

موردي كه ديروز شنيدم خيلي جالب بود. در پژوهشگاه ملي ژنتيك و زيست فن آوري كشور كه به ظاهر يكي از غول ترين مراكز تحخقيقاتي كشور است و وزارت علوم روي آن خيلي مانور مي دهد و رييس معظم و معزز آن نيز با حفظ سمت معاون وزير هستند، علي رغم اينكه دو ساختمان بسيار بزرگ در شهرك پژوهش در اختيار دارد و يك ساختمان بزرگ ديگر نيز در حال ساخت مي باشد، حاضر نيست كه به كارشناسان پژوهشي خود (منظور غير هيئت علمي) اتاق مجزا بدهد. ظاهرا اين قضيه از روساي پژوهشگاه در دولت قبلي وجود داشته كه به روساي فعلي نيز سرايت نموده است. در عين حال هيچ كس هم دليل منطقي به اين كارشناسان كه اكثرا هم از بانوان محترم كشور هستند نيز ارائه نمي دهد. حال پس از مشقت فراوان كه اين كارشناسان توانسته اند يك اتاق در اين دو ساختمان كه شايد بيش از ۱۰۰۰۰ متر مربع مساحت دارد را به چنگ يباورند مسئولين محترم فرموده اند كه هيچ كارشناسي حق ندارد بيش از يك ساعت در اين اتاق باشد! 

جالبي قضيه اينجاست كه همين آقايان معزز وقتي پاي مسائل ديگر در ميان باشد تمامي نسوان را به اندرونيها مي برند و اگر رويشان شود از كار بيرون هم منع ميكنند ولي در اينجا كه كارشناس مي خواهد محيط مناسبي را براي تحقيق خود در اختيار داشته باشد عملا بايد در عرض يكساعت در اين اتاق فقط استراحت كند ولي نمي تواند مطالعه نمايد چون در يكساعت كاري نمي توان كرد.

آقايان احتمالا مواردي را كه ژاپنيها بر اساس وجود  اتاقهاي شيشه اي براي كنترل كارمندان خود ابداع كرده اند را شنيده اند ولي نفهميده اند كه حداقل در آن اتاقهاي شيشه اي دو نفر بيشتر در حال كار نيستند و حداقل جايي براي نشستن و كار كردن معقول در اختيار دارند. ولي حدسي كه من مي زنم اين است كه احتمالا دليل ندادن اتاق مجزا به كارمندان فقط جلوگيري از مسائلي است كه منجر به مشكلات دانشگاه زنجان نشود. چون آقايان قادر به كنترل خود در اتاق دربسته نيستند و گندهاي بسيار بالا مي آورند در نتيجه ترجيح مي دهند كه مسبب گناه و صورت مسئله را پاك كنند. و يا اينكه اقايان از اينكه كارشناسان در اتاقهاي مجزا باشند و توسط دشمن فريب خورده و دست به عملياتهاي غير متعارف بزنند نگران هستند و بحث را امنيتي مي بينند. در هر صورت همانگونه كه مي دانيد در كشور ما تمام مسائل از همين دو ديدگاه مسائل جنسي و يا سياسي امنيتي ديده مي شود.

خنده دارتر اين است كه همين مركزي كه عملا هيچ انگيزه اي براي كاركردن را براي كارشناسانش باقي نمي گذارد و حتي پاركينگ هيئت علمي خود را هم جدا كرده تا مبادا گوشه ماشين كارمندان و كارشناسان به گوشه اي از خودروي اعضا محترم هيئت مارتادلا (ببخشيد علمي) برخورد نمايد و به كلاس كاري اعضاء محترم خدشه وارد شود، در ليست سياه آمريكاييها قرار دارد و هر كه براي مهاجرت به جايي و يا حتي سفري از اين اكيپ مي خواهند بروند بايد به سوالات خاصي هم پاسخ گويند.

خلاصه خداوند به خير بياورد.

  نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:22  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
ديشب مشغول گوش دادن به فرازهايي از سخنان جناب ناطق نوري پدرخوانده محافظه كاران بودم كه ديدم ايشان ادعاهاي قشنگي در مورد صهيونيستها و يا يهوديان (كه بالاخره من نفهميدم چه فرقي دارند) مي كردند. آنگونه كه ايشان مطرح مي كردند عملا بايد جهان را در دستان اسراييليها و يا به ديگر سخن يهوديان دانست و بقيه ملتها و مردماني كه دينهاي ديگري را دارند در عرصه جهاني كشك محسوب كرد. اما اينكه اصلا چه ربطي بين قدرت و دين مردم و زمامداران وجود دارد را مشخص نكردند.

همچنين ايشان تقريبا اكثر رسانه اي دنيا را هم صهيونيسيتي قلمداد فرمودند و من فقط به اين نتيجه رسيدم با اينهمه قدرتي كه يهوديان و صهيونيستها دارند طفلكيها اسراييل برايشان خيلي كم است و بايد كشوري بسيار بزرگتر را در اختيار داشته باشند.

به طور كلي سخنراني به يادماندني بود چون درست ياد دهه ۶۰ مي افتادم كه اين سخنان را با آب و تاب در تلويزيون گوش ميدادم و آنها را باور مي كردم و با همان آب و تاب براي ديگران تعريف كرده و از آن دفاع مي كردم. خاطرات خوبي از جواني به يادم آمد.

ولي باز هم با توجه به اينكه در سر جمع قضيه قوه ادراك اين حقير خيلي پايين است نفهميدم كه چرا آقاي احمدي نژاد با يك رسانه كاملا صهيونيستي و استكباري به نام سي ان ان و آنهم با آدم دغل بازي به نام لري كينگ حاضر به مصاحبه شد. با تعاريفي كه جناب ناطق مي فرمودند و خانم فاطمه رجبي هم هميشه همانها را مي گويند حكم اين عزيز دل انگيز بعد از برگشت از نيويورك چه خواهد بود؟ 

  نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 12:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سعي كردم بيشتر سخنان رياست محترم جمهور را در سازمان ملل گوش كنم ولي متأسفانه بيش از ۲۰ دقيقه نتوانستم مستفيذ شوم. هنگاميكه ايشان مشغول سخنراني بودند فكر كردم كه شنوندگان ايشان بايد همگي از حزب الهي هاي دو آتشه باشند كه رهبرشان براي آنها سخنراني مي كند. بيشتر فكر كردم كه اين سخنان در مسجد ايراد مي شود. ولي يك بخشي از صحبتها را اصلا نفهميدم. اگر كسي متوجه مي شود اين پسرك فضول را راهنمايي كند:

البته نقل به مضمون است ولي دوكلمه آن قطعا از زبان ايشان شنيده شد كه در گيومه مي گذارم:

از همگي جهانيان مي خواهم كه در زير "سايه امام عصر" و تحت "مديريت خداوند" جهان را به سوي صلح و دوستي سوق دهيم.

حقيقتش من اصلا متوجه نشدم كه اولا اگر شنونده مسلمان نباشد تكليف اين شنيده ها چيست و در ثاني مترجم محترم سازمان ملل مديريت خداوند را چگونه ترجمه كرده است؟

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:13  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<