تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
سلام

همانگونه که نوشته بودم فردا باید بروم به یک سفر یکماهه. این یک سفر تحقیقاتی خواهد بود. احتمالا تا در کشور مقصد بتوانم خودم را بیابم یک هفته ای طول می کشد. ولی حداکثر سعی خودم را می کنم که بتوانم به زودی وبلاگ را به روز نمایم. فعلا خداحافظ.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 16:33  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

این دفعه می دانم که اگر باز هم از این مطالب بنویسم مطمئنا متهم به نفهمی خواهم شد ولی واقعا باید بنویسم.

ببینم دوستان نزدیک جناب ریاست جمهور دیگر کسی را گیر نیاوردند که به سید حسن بند کرده اند؟ من نمی فهمم که چرا درست بعد مسئله رد صلاحیتها و اتفاقا رد صلاحیت بعضی از فامیلهای سید حسن این هجمه بر علیه وی آماده سازی شد؟ اونوقت تازه مشکل این وسط چی بود که یک دفعه عماد مغنیه ای که ۲۰ سال برای پیدا کردنش امریکا و اسراییل تلاش کردند مورد سوءقصد واقع شد و بالاخره به شهادت رسید و از جهت دیگری چرا آقای کروبی با جنتی دیدار کرد و این دیدار با خنده تمام شد؟ من که هنوز نوفهمم. شما می فهمید؟

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:26  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

سرم به خاطر تهیه مقدمات سفر شلوغه. به خاطر همین کمی برای آپ کردن تأخیر دارم. از طرفی به حدی ماجراهای جالبی ظرف این دو سه روزه اتفاق افتاده که موندم کدومشونو گیر بدم. ولی باحالترین موارد همین به اصطلاح رد صلاحیتهای کاندیداهای مجلس و یا عدم احراز صلاحیت است. یک سری از به اصطلاح متولیان، سردمداران و یا معتمدین هر شهر می نشینند و زیر نظر فرمانداری شهر مربوطه اسامی کاندیداها را جلوی خود می گذارند و یکی را رد و دیگری را تأیید می کنند. جالب اینجاست طریقه گزینش افراد هم کاملا بر اساس یکسری سلایق شخصی بوده و عملا هیچ کلیشه و یا تعریف خاصی برای این امر وجود ندارد. آری وجود ندارد. برای اینکه تمام تعاریف طوری است که می تواند بر اساس نظرات شخصی عوض شده و یا معنی دیگری پیدا کند. از طرف دیگر وقتی هم که خیلی لطف می کنند مثل گزینش اداره ها و یا دانشگاهها در دهه 60 آدم می فرستند و از همسایه ها تحقیق می کنند. آخر این چگونه روشی برای احراز صلاحیت است؟ حالا این تازه روند مثلا قانونی آن است و اگر در کنار تمام این مسائل جناب فرماندار، استاندار و یا امام جمعه محترم شهر نظر مناسبی در مورد فرد مذکور نداشته باشند قطعا طرف حذف می شود. جالبی کار به آنجا می رسد که یکسری از همین ردشدگان و یا عدم احراز کنندگان شرایط بعدا در هیئتهای نظارت شورای نگهبان تأیید می شوند. چرایی آن هم معلوم نخواهد شد. در هیئتهای اجرایی یکسری افراد به دلیل عدم التزام عملی به اسلام رد صلاحیت شده اند که مثلا روحانی هستند. اوج کار آنجاست که عده ای از همین روحانیون روزگاری نه چندان دور حاکم شرع هم بود اند و حکم جاری می کرده اند. حال چگونه الآن این افراد التزام عملی ندارند ولی آن موقع داشته اند خدا داند و بس. اگر اینگونه است که رد صلاحیتها می گویند آیا نباید این افراد به خاطر کارهای قبلیشان محاکمه شوند و یا به خاطر عدم التزام عملی آیا حکم ارتداد نمی خورند؟ من نمی دانم ولی آیا شما می دانید؟!!!!

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 19:56  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

دوباره سفر. باز هم باید مدتی را از این منطقه از دنیا به جای دیگر بروم. زیاد نیست. فقط یک ماه (ان شاءا...) هفته آینده باید یک سفر تحقیقاتی را آغاز کنم. سعی می کنم این دفعه عکسهای خوبی را از آن خطه برایتان بر روی وبلاگ بگذارم. در عین حال نمی دانم که آیا می توانم فارسی در آنجا تایپ کنم یا نه. در هر صورت اگر خداوند قبول کند به فینگلیش هم شد وبلاگ را بروز می کنم.

جالب اینجاست که این دفعه هم البته در موقعیت حساسی! باز هم  کشور را ترک می کنم. یعنی همان چیزی که ظاهرا به آن می گویند انتخابات. ولی هنوز هم می گویم که نتوانستم معنی آن را درک کنم. شاید به همین دلیل خیلی هم مهم نباشد که در اینجا باشم یا نه. اینطور نیست؟

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:44  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

آخر نشد به این کرسی سبز نشینان هرم بهارستان فهماند که بابا خنگی و بی عرضگی تا کی؟ به خدا، به پیر، به پیغمبر در هیچ کجای این عالم خاکی هیچ عقل سلیمی دادن این همه سوبسید به بنزین را ترویج و تأیید نمی کند. ترا به خدا یک کمی هم عقلهای نداشته مبارکتان را به کار بیاندازید.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 16:0  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

شنیدم فصل فصل انتخابات است. در تلویزیون و رادیو و همچنین در رسانه ها هم صحبت از انتخابات است. ولی یک چیز را اصلا درک نمی کنم و آن این است که من معنی انتخابات را نمی فهمم. همچنین معنی کاندید شدن و احراز صلاحیت را اصلا نمی فهمم. آیا شما می دانید یعنی چه؟

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 20:32  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

در تابناک آمده بود که دولت بیش از مجوز قانونی بنزین وارد کرده و این امر به دستور شخص شخیص ریاست جمهوری بوده. صفا، دیدین حالا این کرسی سبزنشینان هرم سبز بهارستان به قول لاتهای خیابونی تخم حضرت آقا را هم نمی تونند بخورند.

ببخشید آخه خیلی عصبانی شدم. باید یک جوری خالی میشدم. صمیمانه از خوانندگان معذرت می خواهم.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 23:55  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

امروز صبح وقتی با بالا آمدن سایت تابناک روزم را با این عالم دیجیتالی آغاز کردم کلی خندیدم. تیتر یک خبر این بود که (الهام: دولت در جریان انتخابات بی طرف است"). آی خندیدم. دل درد گرفته بودم. البته بعد از انبساط خاطر کمی هم عصبانی شدم ولی واقعا دلم به حال این ملت سوخت. با اینکه حق این ملت و این مردم پرمدعایی  که خود را نوادگان کوروش کبیر می دانند همین است که میبینیم و درک می کنیم ولی باز هم بر نا آگاهی آنها افسوس می خورم. از اینطرف دروغهای گنده و پهن پیکر نصیبشان می شود و از آنطرف کرسی سبز نشینان هرم بهارستان به جای بررسی و رفع مشکلات تورم و اقتصاد این کشور به سریالهای تلویزیونی گیر می دهند و سریالی را که واقعیات فعلی جامعه را به تصویر می کشد دستور سانسور می دهند که مبادا ملت منحرف شوند. تا کی باید به زور به بهشت برویم؟ تا کی باید در امورات شخصی ملت هم کرسی سبزنشینان باید تصمیم بگیرند؟

خلاصه خنده های مستانه اینجانب بلافاصله تبدیل به حرص خوردنی وصف ناشدنی شد و اثرات آن هم در این مکتوب بر جای ماند. ترجیح می دهم بیش از این مصدع اوقات نشوم.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 9:29  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

امروز سایت تابناک متن پیش نویس قطعنامه ای را ارائه داده است که عنوان تحریم ایران را به آن داده است. از طرفی تمام رسانه های دولتی ایران مدعی اند که کلا نه تنها آن شش عضو اصلی بلکه بقیه اعضای شورای امنیت هم وقعی به نظرات آمریکای خونخوار نگذاشته اند.!!! ولی من مانده ام معطل چگونه این پیش نویس دست تابناک افتاده و عنوان تحریم ایران را هم یدک می کشد؟ آدم می ماند معطل که چگونه است تمامی رسانه های غیر ایرانی وجود این قطعنامه و توافقهای به عمل امده ۵ به علاوه ۱ را تأیید ولی رسانه های ما موضوع را جور دیگری می بینند؟ من که نوفهمم.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 20:48  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

ای هیئت اجرایی انتخابات، دست مریزاد، حق داشته اید، خیلی هم حق داشته اید، ای همه متولیان صادق و عزم استوار و پا به رکاب انتخابات مجلس هشتم (توضیح: همان هرم سبز بهارستان و کرسی سبز نشینان)! در همین خوان نخست کاری کردید کارستان، گربه را دم حجله (توضیح: البته مشخص نیست کدام حجله؟) باید خلاص کرد. به قول مشهور عمه خانم عزیزم، یک نه میگویی و نه ماه عذاب نمی کشی! (توضیح: اینجا مشخص می شود که حجله یعنی چه!!!! ولی نمی دانم مگر دوره این کرسی سبز نشینان نه ماه است. آن گونه که من می دانم این کرسی سبز نشینان بیش از نه ماه در خدمت مردم هستند و عذاب می دهند.) ..... آیا کسی نیست به این اصلاح طلبان حالی کند که بروید دنبال کارتان . کاندیداتوری مجلس و گرم کردن تنور انتخابات و شور آفرینی برای حضور مردم را بگذارید برای اهلش؟ حالا که با این همه خط و نشان های مشفقانه و تهدیدهای صادقانه و پرهیز دادن های برادرانه و به ویژه برخی بی وفایی های هم مسلکانه باز هم لجبازی کردید و برای مجلس هشتم مرتکب ثبت نام شدید پس گوارایتان باد این همه رد صلاحیت، بروید دنبال کارتان و مزاحم نشوید.

برداشت از سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم آقای پورنجاتی

توضیحات از پسرک فضول

 

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 15:17  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

شنیدم که بعضیها رد صلاحیت شده اند. خودشان گفته اند که به دلیل عدم تعهد و پایبندی به دین مبین اسلام رد صلاحیت شده اند. ولی سوال اینجاست که چرا در زمانی که این افراد دارای پستهای سازمانی رده بالا بوده و هزاران تن از مردم قزوین را به خاک و خون کشیدند و بعد هم با هزاران کلک بنده زادگانشان نیز به هرم سبز بهارستان راه یافتند آقایان اعتراضی نمی کردند.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 19:43  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

یکی از دوستان کتاب شیعه علوی، شیعه صفوی اثر ماندگار دکتر شریعتی را برایم آورده است و من هم دارم بعد از ۲۰ سال دوباره آن را می خوانم. فکرمی کنم تازه مواردی را می فهمم که ۲۰ سال پیش اصلا به آنها توجهی نداشته ام. توصیه می کنم اگر نخوانده اید حتما آن را بخوانید حتی برای بار دوم و سوم.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 23:56  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<