تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
سلام

ترجیح می دهم هیچ حرف اضافه ای نزنم. عکسها خود گویای واقعیت هستند.

علاوه بر اون علم را هم که میبینی؟

این زلفا باید فدای امام حسین بشه نه؟

تیپ نوحه خونه تقریبا نزدیک به امینم است نه؟ امینم اومده تهران!!!

 

این دیگه آخرشه!

ارادتمند

پسرک فضول

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:6  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

محرم ماه خون نیست. محرم ماه شهادت نیست. محرم ماه سیاه پوشیدن نیست. محرم ماه سوگواری نیست. محرم ماه عشق است. محرم ماه زندگی است. محرم ماه شناخت خدا است. محرم ماه سفیدی و ماه مهربانی است. محرم ماه شادی است. چرا که که کسی که محرم و حسین آن را درک کند، خود را درک کرده است و کسی که خود را درک کرده است خدای خود را شناخته است.

من در این ماه سوگواری نمی کنم.. سعی می کنم که عشق را بشناسم و عاشق شوم.

چه خوش گفت حافظ:

ببوی نافه ای کاخر صبازان طره بگشاید، زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:20  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

چند سالی میشه که از هیئتهای عزاداری گریزان شده ام. زمانی خود هیئت برپا می کردیم و جزو اجرا کنندگان مراسم عزاداری بودیم. عشقمون سینه زنی بود و لذت چای دادن به مردم عزادار از هر کار دیگری لذت بخش تر بود ولی امروز اوضاع به جایی رسیده که از شنید نوحه منزجر می شوم. از وقتی به بخشهایی از تحریفات عاشورا پی برده ام اصلا نمی توانم در مجالس شرکت کنم. از وقتی چشم و هم چشمیهای هیئتها و تکیه های مختلف را دیده ام دیگر نمی توانم لحظه ای در مراسمشان شرکت کنم. نمی دانم تا کجا می توانم این مسئله را هضم کنم ولی فعلا قادر به ادامه نیستم. می دانم که ادای دین به امام سوم شیعیان نمی کنم ولی واقعا مانده ام معطل. وقتی اصل ماجرای کربلا و انچیزی را که در پس آن وجود داشته با آنچیزی که چندین سال است به ما می گویند مقایسه میکنی داد باید به فغان تبدیل شود. تحریفات عاشورا وحشتناک است. خدایا ما را هدایت فرما.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:47  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

جناب آقای کفاشیان فرموده اند که در ورزش اصولگرا و اصلاح طلب مطرح نیست ولی نگفتند که چرا اینقدر برای رسیدن به این پست آن هم از جمع مافیا (ببخشید اعضای) اکیپ آقای دکتر 
قره خانلو پرپر می زدند آنهم اکیپی که به طور کلی و از پای بست با اکیپ سازمان و ریاست جمهوری مشکل دارند. با اینکه در سازمان هم یک مشت عتیقه در حال خدمت رسانی می باشند ولی آقای کفاشیان باید بدانند که خیلیها ازپشت پرده انخابات کمیته المپیک و انتخاب آقای دکتر قره خانلو خبر دارند. در هر حال در اینجا نگویید که انتصاب احتمالی آقای سجادی ربطی به کاندید مجلس خبرگان شدن آقای مهدوی کنی یعنی پدر زن عزیز ایشان ندارد!!!!

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:45  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

یادمه در اواخر دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی گزارش دادند که کشور در هر 9 روز با یک بحران مواجه است. الان که نگاه می کنم میبینم عملا در این کشور هر لحظه با یک بحران مواجه هستیم. هر بهار نگران بارندگیهای سیل آسا و طوفانهای بهاری، هر تابستان نگران کم آبی و کمبود برق و در کنار ان بادها و طوفانهای 120 روزه سیستان، هر پاییز دوباره نگران بارانهای پاییزه و طوفانهای پاییزه و هر زمستان نگران برف و سرمای شدید و دوباره کمبود برق. همه اینها هم در حکم بحرانهای آنچنانی است که باید ستاد بحران تشکیل شود. در کنار اینها باید زلزله را هم اضافه کرد که هر آن منتظر هستیم. حالا بحرانهای سیاسی و اجتماعی دیگر هم که همزمان و همیشه داریم به کناری. لامروت عجب کشور آرامی داریم ما. این نوادگان کوروش، نه ؟ طفلک روح کوروش هروقت مردم این فلات ایران را میبیند تمام سلولهای روحیش به لرزه می افتد که آنها خود را نوادگان وی می دانند!

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 13:56  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

ثروت ما پول ما نیست بلکه ثروت ما ظرفیت لذت بردن ماست. حال چه پولدار باشیم و چه فقر. تلاش برای ثوت اندوزی بدون ظرفیت لذت بردن، مثل آن می ماند که فرد نابینایی تلاش کند یک اشعه نورانی را جمع کند. (د. ملو)

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 20:50  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

من با تمام حس کنجکاوی خودم نفهمیدم که چگونه ظرف یکسال دو هزار و اندی صفحه به ۶۰ صفحه تبدیل شد و چگونه ظرف ۴۸ ساعت همین ۶۰ صفحه به ۶۰۰ رسید. کم کم به این نتیجه میر سم که چرا بعضیها برای تبرک بر سر خوردن نیمه لیوان آب یکی و تبرک باقیمانده آب وی سرو دست می شکنند. نه غلام!!!!!؟؟؟

ارادتمند

پسرک فضول 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:37  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

با اینکه گرمایی هستم حقیقتا یخ کردم. خدا به داد اونهایی برسد که سرمایی هم هستند. خودمونیم ما مردم ایران زمین هم خیلی با حال هستیم اولش کلی دعا می کنیم برف و باران بیاید بعد از آمدن، دعا می کنیم خسارت نزند و زودتر تمام شود. تقریبا در تمامی آداب زندگی همینگونه ایم و آن دلیلی ندارد جز افراط و تفریطی که در خون ماست. نه؟

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 16:18  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

یادتون باشه آخر سال خرید داریم. خریداتونم باید اون چیزی باشه که من می گم. تولید اون کارخونه ای باشه که من می گم. با اون قیمتی که من میگم. استانداردشم باید در قالب اون چیزی باشه که من میگم. رنگ جنساتون باید اون چسیزی باشه که من میگم. در حقیقت شما باید اون چیزی را دوست داشته باشین که من میگم. فهمیدین؟؟؟

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 0:28  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

 

دانشگاههای بزرگ دنیا به سمتی پیش رفته اند که رساله ها و پایان نامه های دانشجویی آنها خلاصه تر و در عین حال قویتر ارائه می گردند. بهترین رساله دکتری در دانشگاه MIT در سال 2000 در رشته الکترونیک فقط دو صفحه بود. ولی حالا باید دید که بودجه یک کشور (با دولتی به حجیمی دولت ایران) اگر 50 صفحه باشد و به شکلی هم نوشته شده باشد که همه مردم با سطح سواد خواندن و نوشتن بتوانند آن را بفهمند چگونه می تواند مسائل مالی آن کشور را رتق و فتق کند. من که فکر می کنم آن قانون بودجه بیشتر شبیه سیاهه ای خواهد بود که بقالان و خواربار فروشان شهری و روستایی دهه های 20 و 30 تهیه می کردند و حساب و کتابشان را در آن می نگاشتند.

 در همین حال:

آقای مظاهری از چک پولهای الکترونیک صحبت کردند و لعد که مشخص شد چنین چیزی با عقل جور در نمی اید معاون محترمشان گفتند منظور ایشان همان پرداخت الکترونیکی پی او اس بوده است. رییس بانک مرکزی یک کشور یعنی واقعا اینقدر هوشمند است؟؟؟!!!

 

نتیجه منطقی اینکه وقتی بودجه یک کشور 50 صفحه ای می شود که فقط در آن دخل و خرج می آید مطمئنا رییس بانک مرکزیش باهوشتر از این نخواهد بود.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:29  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

در سایت تابناک آمده بود: "برج حوزه‌ هنري با خاك يكسان شد. به گزارش ايسنا، بخشي از عمارت بادگير يادگاري حوزه‌ي هنري كه اوايل پاييز، شبانه تخريب شده بود، با رسانه‌يي شدن جريان مسوولان امر چنين توجيه آوردند كه قدمت تاريخي ندارد و در فهرست آثار ملي ثبت نشده است!"

آیا واقعا این دلیلی بر تخریب یک اثر زیبا است. نه واقعا باید بگوییم ما عاقلیم. ایرانیان باهوشند. ایرانیان غیورند. آری غیوریم ولی برای از بین بردن تمامی آنچه که داشتیم و داریم. این قضیه را در کنار نابودی و انقراض حیوانات کمیاب و نا بودی محیط زیست طبیعی ایران قرار دهیدُ بخش کوچکی از عقل گرایی و هوش ایرانیان را نشان می دهد.!!!!!!

وای که باید از دست خودمان به چه کسی پناه ببریم.

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 15:45  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

به طور كلي از مرگ ديگران خيلي بي تاب نمي شوم. مرگ را در قالب واقعيتي انكار ناپذير و امري بديهي پذيرفته ام و خيلي براي آن خودم را به سختي نمي اندازم ولي براي رفتن و نبود متوفي از آن جهت كه نمي توانيم از تجربياتش، افكارش و فعاليت‌هايش در جهاتي خاص استفاده كنيم گاهي خيلي پكر مي شوم. اين امر خصوصا براي فعالين سياسي و فرهنگي ايران و جهان بيشتر برايم اتفاق مي افتد. خانم بي نظير بوتو شايد در حد آدم‌هايي چون پدرش و يا امثال نلسون ماندلا نبود ولي اگر بحث بي پدر و مادري سياست را ناديده انگاريم،‌كارهايي كه در همين يكي دوماهه اخير كرد به ياد ماندني است. او سعي كرد به گونه اي به كشورش و مردم پاكستان  كمك كند تا جايگاهي امن را بيابند ولي دوستان نامروت اين امكان را گرفتند. با اينكه خود معتقدم بخشي از اين ماجرا آشي است كه براي ايران پخته شده است ولي الحق كه اينگونه رفتن‌ها، اعدام‌ها،‌ و يا سر به نيست شدن‌هايي مثل ماجراي امام موسي صدر صدمات غير قابل جبراني را به كشور هاي مربوطه وارد مي آورد.

در ضمن دیروز هر کاری کردم وبلاگ آپ نشد. نمی دانم چرا.

ارادتمند

پسرك فضول

  نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 8:36  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin

سلام

بالاخره نفهمیدیم این ماجرای شریت تریاک به کجا کشید. یکبار گفتند می خواهند تا سه چهار ماه دیگه شربت تریاک توزیع کنند. بعد از آن کل ماجرا تکذیب شد. دوباره گفتند باز هم تکذیب شد. امروز دیدم برای سومین بار در روزنامه سرمایه برنامه اجرایی و تشریح طرح مربوط به توزیع شربت تریاک را هم توضیح داده­اند و اینکه از شصت روز دیگر آغاز می شود. احتمالا فردا که هیچ، یکشنبه تکذیب می شود. ولی اصل ماجرا این است که مثل اینکه در این کشور یا تا خبری تکذیب نشود قابلیت اتفاق افتادن ندارد و یا اینکه مسئولین ما دیگه عادت کرده اند که هر خبر را که برای اولین بار در روزنامه ها می بینند حتما یک یا دوبار تکذیب کنند بعد اگر هم اتفاق افتاد با نهایت قدرت تأیید کنند. من که نفهمیدم این چه عشقی است که این مسئولین به تکذیب دارند. ماجرا مثل برنامه نود می مونه که آقای صفایی هی می گفت و آقای هاشمی هی تکذیب می کرد و اتهام دورغ گویی به آقای صفایی می زد و در آخر آقای صفایی نامه امضا شده رو کرد و در آقای هاشمی امضای خود را تأیید فرمودند.!!!! این ماجرای تکذیب چیه خلاص من که نفهمیدم..

ارادتمند

پسرک فضول

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:9  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

امروز در تابناك (بازتاب سابق) آمده بود: علي آبادي گفت: بنده برنامه هایی داشتم و به رئیس جمهور ارائه دادم و در آن مقطع دکتر احمدی نژاد احساس کردند که بهترین فرد برای اداره این فدراسیون بنده هستم، ولی متاسفانه بعضی از دوستان با فضا سازی هایی که انجام دادند، بنده از رئیس جمهور خواستم تا استعفا دهم تا فوتبال کشور دچار بحران و مشکل دیگری نشود.

اين را كه خواندم ياد اون زيدي افتادم كه خورد زمين و تا خونه اش سينه خيز رفت كه نگويند خورده زمين. خداوند اين مديران عاقل و لايق و شايسته ما را از ما بگيرد!

ارادتمند

پسرك فضول

  نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 13:17  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

چند تا تصوير بابا نوئل ديدم كه جالب بود. گفتم براي فان هم كه شده اين پست را به بابانوئل اختصاص بدم.

بابانوئل

 

بابانوئل

 

بابانوئل

كريسمس بر همه مسيحيان مبارك

ارادتمند

پسرك فضول

  نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 8:56  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

من يكي كه بالاخره نفهميدم چرا پمپ هاي بنزين در تهران اينقدر شلوغ است؟ كلي آدم هم آمدند و در سيما و صدا و صورت و اينحرفا توضيح دادند ولي بابلاخره معلومم نشد اين وسط قضيه چيه. تازه امروز صبح ديدم پمپهاي گاز هم سه برابر هميشه صف دارند! شايد هم اين تورم صفها همون تورمي باشد كه جناب الهام نفهميده بودند؟؟!!!!!

ارادتمند

پسرك فضول

  نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 8:37  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

امروز صبح كه داشتم به روزنامه هاي سراسر خبري داغ كشور عزيز نگاه مي كردم چشمم به يك تيتر اصلي در روزنامه اعتماد ملي افتاد كه كلي مرا منبسط كرد. آمده بود كه جناب دكتر الهام عزيز و سخنگوي محترم هيئت دولت كه ايضا داراي دكتراي حقوق داشته و استاد دانشگاه هم مي باشند فرموده اند كه "نمي دانم منظور از تورم چيست". وقتي به اصل موضوع مراجعه كردم متوجه شدم كه مقصود جناب الهام همان كلمه تورم معروف است كه ايندفعه از از زبان آقاي هاشمي رفسنجاني خارج شده و باعث عدم فهم و درك آقايان شده است. حالا من كه متوجه نمي شوم چگونه است كه اين كلمه بسيار مشعوف كننده براي تمام اقتصاددانان عزيز و مسئولين مملكتي قبل و بعد از اين، اينگونه آقاي الهام را به واكنش وا داشته است. من فضول مي خواستم بگويم معني اين كلمه همان قيمت مسكن از ديدگاه مردم است. اين كلمه معني جز اين ندارد كه آنچه ايشان مي گويد با آنچه كه علم اقتصاد مي گويد همخوان نيست. آن تورمي كه ايشان آن را درك نمي كنند همان افزايش قيمت شير به ميزان ۱۵۰ تومان ظرف كمتر از يك سال است. اين تورم زاييده همان سوبسيدهاي اهدايي براي بنزين است. اين تورم همان افزايش قيمت مرغ و تخم مرغ و گوشت است كه علي رغم يقه پاره كردنهاي آقاي الهام و اعضاي محترم هيئت دولت، دائما به سمت اعلي عليين رفته و روي احتكار گران دوره جنگ ايران و عراق را سفيد فرموده است. بله اگر آقاي الهام درست نگاه كنند و فقط از مقالات بعضي از روزنامه هاي معلوم الحال استفاده نفرمايند و كمي هم صادقانه در خيابان قدم بزنند و مثل قديم سري به فروشگاه رفاه خيابان آزادي بزنند مسلما معني تورمي را كه آقاي رفسنجاني مي فرمايند درك خواهند كرد.

ارادتمند

پسرك فضول

  نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 9:11  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
سلام

در بازتاب (ببخشيد تابناك)آمده بود:

حاج منصور ارضي كه در حسینیه صنف لباسفروشان و ميان دعاي عرفه سخنراني مي كرد، گفت: مداح كه نبايد فقط مداحي كند. من هم مي خواهم حرف هاي خودم را درباره مسائل روز بيان كنم.

بايد در اينجا اين سوال ساده را مطرح كرد كه كسي كه حرفهاي خود را مي خواهد بزند چرا بايد از تريبونهايي استفاده كند كه جنبه استفاده ابزاري از دين را به ذهن متبادر مي سازد. يك مداح در حكم يك واعظ نيست كه هر چقدر هم كه محبوب و حرفه اي باشد بتواند در مسائلي نظر دهد كه در آنها دروغ و سياست وجود دارد. چگونه است كه كه زيدي متدين و در عين حال و به اصطلاح غير (خودي) انقلابي مي گفت پشت سر احمدي ن‍ژاد حرف نزنيد كه غيبت محسوب مي شود ولي مداحان امروز ما همه مي توانند در امور سياست( به نوعي و به معنايي دروغپردازي و اتهام زني) دخالت كنند ولي علاوه بر مداحي به وعظ و خطابه در امور سياسي هم بپردازند. اين موارد تناقض تا كي ادامه دارد؟

ارادتمند

پسرك فضول

  نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 16:19  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<