نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی |
حقیقتش دو دفعه نوشتم ولی نمی دونم این سیستم لعنتی که متعلق به برادر عیاله چه مشکلی داره وسط کار حال میگیره اساسی. خلاصه در رسای شبهای زمستانی دوبار نوشتم و هر دو بار پرید. باید امشب از خیرش بگذرم. فقط همینقدر می نویسم که مهربانیها در این دوران کاهش یافته. ای کاش می توان مهربانیهای قدیم و مهر و عطوفتی را که در دهه های قبل در بین ما بیشتر بود را دوباره زنده می کردیم. حقیقتا مهربانیها به کناری زده شده و مادیات جای آن را گرفته.
ارادتمند
پسرک فضول
آقا حسابی قاط زدم. وقتی آدم نمی تونه و یا بهتر بگم بلد نیست "نه" بگه چشمش کور دندش نرم باید بکشه. ببخشید وقتی این کار ساده را بلد نیستی آخرش مجبوری این ماتحت عزیز را به سر حد مرگ تنگ فرموده از خیر تمامی رفع حاجات گذشته "بله های" قبلا گفته را تا جان داری به انجام برسانی. خدایا به من نه گفتن را بیاموز. خدایا بله گفتن را از من بگیر. خدایا این فکر معلول همه را راضی نگهدار را از وجود من دور فرما. الهی آمین
ارادتمند
پسرک فضول
از قول سايت انتخاب آمده است:
سردار رادان در پاسخ به پرسشي مبني بر انتقادات صورت گرفته مبني بر اينكه استفاده از پوتين روي شلوار براي خانمها تبرج محسوب ميشود گفت: چون ايراداتي كه در اين موضوع به ما ميگيرند تخصصي است و مربوط به موازين ديني است اين ايرادات را وارد ميدانم ولي حتي اگر استفاده از پوتين روي شلوار تبرج هم نباشد استفاده از آن بلامانع نيست و اشكال دارد.
اين حقير در تكميل مصاديق به دوستان عرض كردم كه از اين به بعد مواظب باشند به دليل گل آلودگي خيابانها در روزهاي باراني، شلوارهاي خود را در جوراب هاي مبارك خود قرار ندهند كه امكان دارد با پوتين اشتباه شده و به دليل مصادق بد پوششي زمستانه خدايي نكرده سر از بهشت زهرا درآورند. چون خدا مي داند شايد گذر اين مصاديق هم به راه پله هايي با طناب افتاد و اشتباها خودكشي فرمودند.
ارادتمند
پسرك فضول
ديگه خسته شدم. بعضي روزها هر كاري مي كنم اصلا دستم به كار نمي رود. فقط مي خواهم زمان بگذرد. اعصابم خورد مي شود. دوست ندارم اينگونه باشم ولي اصلا نمي توانم خودم را كنترل كنم. مي زنم به رگ بيخيالي و تنبلي كامل. از حق نگذريم اعتراف مي كنم در زمانهايي كه كارم كمتر است اين اتفاق بيشتر مي افتد. خلاصه يكي به داد من برسد و راه حلي بدهد. ممنون
ارادتمند
پسرك فضول
تابناك يا همون بازتاب قديم نوشت:
"شهريار مشيري، عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس به وزارت علوم پيشنهاد داد، براي اينکه از ظرفيت پذيرش متقاضيان ورود به دانشگاهها کاسته نشود، اين وزارتخانه براي دانشجويان سهميهاي دانشگاهي اختصاصي بسازد. مشيري درباره اينکه «آيا چنين مصوبهاي بايد به تصويب مجلس برسد، گفت: پذيرش سهميه بايد با مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد. مشيري تصريح کرد: بسيج الان نيز در زمينه کارداني، کارشناسي و کارشناسي ارشد سهميه دارد، البته چون امروز تقريباً ورود فرزندان خانواده شهدا، اسرا و جانبازان به دانشگاهها کمتر شده، وزارت علوم جايگزين اين سهميه 40 درصد بسيج دانشجويي را قرار داد که بنا بر آن، هر فردي با يک نامه از سوي بسيج محلهاش ميتواند از امتياز سهميه برخوردار شود."
من فضولباشي فقط يك سوال كوچك دارم. اين نماينده هاي عزيز نمي خواهند مثلا دانشگاهي مجزا براي مربيهاي دانشگاه ايجاد كنند چون آنها هم يك ۱۰ ۲۰ درصدي مي شوند. همچنين يكسري نورچشمي هم وجود دارند، براي آنها چي؟ دانشگاه جديد نياز نيست؟ آنها هم در حد ۱۰ درصد در هر سال مي شوند.
در كنار اين موارد مي توان اتباع خارجي پولدار، ايرانيهاي پولدار يا بي پولي كه براي دكترا به مالزي و هند و چين مي روند و يا كارمندان و اعضاي هيئت علمي مربي ارگانها كه مجبورند پول اين مملكت را براي تحصيل به جيب مالزياييها بريزند نيز اضافه نمود؟ بالاخره همه اينها كلي درصد مي شود.!
نه؟ غلام!!!
ارادتمند
پسرك فضول
آيا مي دانيد كه در همين لحظه اگر مشكلات موجود بين ايران و آمريكا وجود نداشت مسئولين كشور مي توانستند ظرف مدت حداكثر سه ماه با مذاكرات بسيار معمولي با شركتهايي چون زيمنس و يا امبيبي بعد از حداكثر سه سال صاحب يك نيروگاه اتمي با حداقل ظرفيت توليد ۳ گيگا وات برق با هزينه اي برابر يك سوم نيروگاه اتمي بوشهر شوند؟ همچنين براي مدت ۱۰ سال ضمانت دريافت سوخت نيروگاه را نيز دريافت كنند؟
در ضمن آيا مي دانيد كه نيروگاه اتمي بوشهر فقط ظرفيت توليد ۵۰۰ مگاوات برق را دارد؟
ارادتمند
پسرك فضول
در تاريخ آمده است بزرگ انديشان ناخودي وقتي خواستند سياستي در جهت صلح و آرامش پيش بگيرند و حل مشكل چندين ساله با گرگ خون آشام كنند خيانت كار و خائن خوانده شدند ولي وقتي كوچك منشان خودي، دست دوستي با گرگ فشردند و هر آنچه از اكمله و اشربه كه از خون دل مردم بود به او پيشكش دادند، قهرمان ملي شدند. من كه نفهميدم خائن كيه.!!!!!
ارادتمند
پسرك فضول
در این کشور بی حساب و کتاب عملا فقط به این نتیجه می رسی که آنقدر مردم خرابند که نباید از دولت توقع داشت. برای اینکه دولت هم از میان همین مردم انتخاب می شود. مردم خراب، دولت خراب پس همه چیز باید به همه چیز بیاید نه؟ آخ که میخوام از دست این مردم فریاد بکشم.
ارادتمند
پسرک فضول
دلم گرفته، نمی دانم چرا؟ مدتهاست که گاهی به طور ناگهانی دلشوره عجیبی تمام وجودم را فرا میگیرد که نمی توانم آن را ردیابی کنم. کتاب ماندن در وضعیت آخر را حفظ هستم، بازیها را هم عین یک شاگرد خوب حفظ کرده ام و در عمل اجرا می کنم و تحلیل رفتار متقابل را تا حد ۶۰ درصد اجرا می کنم ولی باز هم بعضی از دلشوره ها قابل شناسایی نیست. چرا؟ چکار باید بکنم.
ارادتمند
پسرک فضول
امروز خبر جالبی شنیدم. خبر این بود که امتحان جامع دکتری کلا لغو شده و بعضی از دانشگاههای معتبر هم عمل کننده های ابتدایی آن بوده اند. تا جایی که من حقیر بی سوات خبر داشتم با وجود همین امتحان کذایی هم فارغ التحصیلان ما دارای مشکلات عدیده علمی بودند دیگه وای به حال اینکه همین یه ریزه سخت گیریها هم برداشته شود!!! ولی خودمونیم الان دارم درک می کنم که آقای شرکا یا آقای ستاری فر بوده که گفته اگر بخواهیم این خرابیهای این دو سال را رفع کنیم نیازمند ۲۰ سال زمان هستیم یعنی چه؟ البته من فکر کنم این ملت شاید بعد ۲۰ سال بفهمند در این دو سال چه بر سرشان آمد چون فعلا گرم هستند و حالیشان نیست.
ارادتمند
پسرک فضول
حقیقتش نشستم که کمی بنویسم و به بعضیها گیر بدم ولی این پسر شیطان آتش پاره اجازه هرگونه عملیات ایضایی بر روی کی برد را از انسان گرفته و فریاد لباسم را درآور را سرداده است. او چون لباسش خیس شده بود و من آن را عوض کردم حالا می خواهد دوباره لباسش را خیس کند تا این پیراهن را هم را هم درآورم. و من هم زیر بار این قضیه نخواهم رفت. در نتیجه در میان فریادهای این پسر شیطان و غرهای مادر گرامیش که همواره بدرقه راه من بوده و جدیدا اضافه هم شده و چون الان هم کمی سرما خورده باید میزان خدمتدهی به بیش از ۲۰۰ درصد افزایش یابد ترجیح می دهم که از خیر این نوشتن بگذرم.
ارادتمند
پسرک فضول
روزهای جمعه شده روزهای گیجی و منگی خصوصا آن موقع که صبحش هم تا ساعت ۱۱ بخوابی و بعد که برخواستی جز جارو و تمیز کاری منزل و شستن لباسها کار دیگری نتوانی بکنی. اوج اعصاب خوردی آنجا خواهد بود که از دیروز منتظر یک تلفن از بلاد کفرستان باشی (برای یک کار ناب) و بعد متوجه شوی که موقع جار برقی کشیدن صدای تلفن را نشنیدی و مرغ از قفس پریده!!!!!!
ارادتمند
پسرک فضول
اخیرا آقای دکتر داودی معاون اول ریاست محترم جمهور فرموده اند سیاستهای کنترل جمعیت و حفظ محیط زیست از توطئه های غرب است و آقای احمدی نژاد هم در تکمیل این مورد فرمودند که در کشور تخریب محیط زیست نداریم. با توجه به فعالیتهای قبلی آقای رییس جمهور در مورد سازمان مدیریت و اینکه ایشان سازمان مدیریت را به دلیل عدم کاربردی بودنش و اینکه کار خاصی انجام نمی داد منحل فرمودند پس پیشنهاد می شود سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت جمعیت وزارت بهداشت همین الان منحل شوند.
همچنین در راستای موارد ذیل تعداد دیگری از ارگانهای دیگر هم می توانند منحل شوند. چون بزودی بیکاری رفع می شود پس وزارت کار برچیده شود. در روزنامه ها آمده بود که برداشت چوب از جنگلهای شمال کاهش یافته و با عنایت به اینکه بزودی این برداشت متوقف و شاید برعکس شود پس سازمان جنگلها و مراتع هم می تواند منحل شود. شکی نیست که بزودی عدم وجود تخریب در آبخیزهای کشور نیز گزارش خواهد شد و این امر نیز کمک دیگری است که سازمان مذکور حتما منحل شود.
ما همچنین می توانیم با عنایت به این مسئله که بعد از ادغام موارد بالا بودجه عظیمی اضافه می آوریم همه را به سازمان انرژی اتمی و وزارت ارشاد بدهیم تا علاوه بر استفاده در قضایای هسته ای، امورات ارشادی ما هم کاملتر گردد. البته با عنایت به تذکر برادر محترم رییس جمهوری مبنی بر به صفر رسیدن معضلات فرهنگی و اینکه بزودی مشکل فرهنگی و اجتماعی هم نخواهیم داشت (بالاخص با توجه به اجرای طرح های نیروی انتظامی) این بودجه اضافه می تواند برای کمک به دستگیری جاسوسانی که همیشه وجود دارند و امکان دارد قضات اشتباها و به قولی سهوا آنها را تبرئه کنند استفاده گردد.
ارادتمند
پسرک فضول
سخنگوي دولت خواستار تشكيل دادگاهي علني براي متهم به پرونده جاسوسي هستهاي شده است.
در عين حالي كه چند رسانه الكترونيك و به نقل از منابع گازوييلي موثق مدعي شده اند كه جاسوس هسته اي تبرئه شده است، جناب آقاي دكتر الهام عزيز ييهو به دنبال دادگاه علني براي اين قضيه و براي اين جاسوس خبيث است. از طرف ديگر چند وقت پيش هم وزير محترم اطلاعات اذعان داشتند كه جاسوسي ايشان قطعي است. حال سوال اين است كه اگر جاسوسي قطعي است چرا دادگاهي كه در آن اين قضيه ثابت شده (ببخشيد احتمالا بايد نوشت بازجوييهايي كه در آن، اين مسئله ثابت شده) تا الآن علني نشده و هنگامي كه بحث تبرئه اين خبيث بالفطره پيش مي آيد مشكل علني شدن دادگاه مطرح مي گردد؟ در ضمن چگونه مي شود كه براي وزارت اطلاعات يك امر محرز است و براي قوه قضاييه همان امر حكم تبرئه بايد بگيرد. لامروت اينقدر اين مسائل در كشور ما به صورت عادي مطرح و سپس حل مي شود كه هيچ كس ككش هم نمي گزد.
ارادتمند
پسرك فضول
شب گذشته جناب آقاي مهندس سجادي به عنوان مسئول كارت هوشمند سوخت در وزارت نفت در برابر سوالات نه چندان خوشايند و در عين حال شل آقاي حيدري در شبكه ۲ قرار گرفت و چرندياتي را رديف كرد كه وقتي انسان به قيافه اين شخص دقت مي كرد كاملا متوجه مي شد كه آقاي سجادي خود هم به حرفهايش اعتقاد ندارد. حيدري هم گاهي با تمسخر سوالات را مطرح مي كرد و به نظر مي رسيد كه آقاي سجادي را عصباني مي كند، ولي او نمي توانست عربده بكشد و اعتراض نمايد. سردار رويانيان (من از ارادتمندان ايشانم و هر كي هر چه دلش مي خواهد بگويد.) كه به وسط كار آمد همان اول تير خلاص را زد و به حيدري گفت كه اگر خيلي به پروپاي ما نپيچي بعضي از موارد را نمي گويم.!!!!
خلاصه بالاخره معلوم نشد كه چرا پمپ بنزين ها شلوغ هستند؟ چرا خيابانها خلوت نشده اند؟ اگر تأثير گازسوز كردن خودرو ها خيلي بر ترافيك اثر دارد پس چرا واقعا افرادي كه خودروي گاز سوز دارند به سراغ بنزين آزاد مي روند و باز هم بنزين مي خرند؟ آقاي سجادي ادعا ميكردند كه مصرف بنزين كم شده و مديريت مصرف آن هم براي ما مشخص شده و مي دانيم كه چه مقدار بنزين براي چه صنفي بيشتر و يا كمتر استفاده مي شود ولي ايشان به اين سوال جواب ندادند كه پس بنزينهاي فروشي توسط وانت بارها و تاكسيها چگونه در اين گردونه بزرگ محاسبه مي شوند. آقاي سجادي ادعا مي كنند كه مسير قاچاق سوخت برعكس شده است! آخر اين كدام آدم احمقي است كه بنزين گرانتر را آنهم به بيش از دو برابر قيمت بنزين آزاد در كشور ما بخرد و به اين كشور بياورد و نصف قيمت بفروشد. آقاي سجادي با اينكه معتقدم مردم ايران ناآگاهند ولي شما هم واقعا مردم را گير آورده ايد! اين چرنديات را براي كرسي سبط نشينان هرم بهارستان بلغور كنيد شايد جايزه اي هم به شما بدهند وگرنه مردم خود مي دانند چه خبر است. آقاي سجادي حتي حاضر نشدند بپذيرند كه همين ۲۵ ميليون ليتري را كه خود ادعا دارند صرفه جويي شده با توجه به شلوغي پمپ بنزينها و شلوغي خيابانها مربوط به قاچاق مي باشد چون نابخردانه اصرار بر آن دارند كه قاچاق سوخت وجود نداشته و الان هم كه الحمد.اا ادعا مي كنند قاچاق سوخت بر عكس است شده است!
واي خدايا از دست اين عتايق بايد به كجا پناه بايد برد؟؟؟
ارادتمند
پسرك فضول
چرا هيچ وقت اين معاملات بزرگ بورس به يك شكلي متوقف شده و يا كلا انجام نمي پذيرند؟ كسي دلايلش را مي داند؟
ارادتمند
پسرك فضول
بعد از مدتي گرفتاري در اين تهران لعنتي، قسمت شد براي رتق و فتق امور يك كارگاه آموزشي سري به كرمانشاه بزنم. عملا تمام وقتم در كارگاه صرف شد ولي بالاخره با لطف ميزبانان عزيز مقدر شد سري به طاق بستان زديم. آخرين بار ۴ سال قبل به كرمانشاه رفته بودم. اوضاع طاق بستان بهتر از دفعه قبل بود و حداقلش اين بود كه كمي به آن رسيده بودند و يكسري از آن سر ستونهاي با عظمت را بالاخره در گوشه اي به صورت محافظت شده سر و سامان داده بودند. ولي همچنان طاق بستان به عنوان يك گذرگاه به نظر مي رسد تا به يك عظمت ماندگار. وقتي انسان اين اثر با با موزه لوور در پاريس و يا كاخهاي پستدام در برلين مقايسه مي كند مي فهمد كه به اصطلاح همان به كه كشور به دشمن دهيم. چرا؟؟ براي اينكه ما به خودمان در زمان حال هم رحم نمي كنيم چه برسد به آثار نياكانمان. آثار فرهنگي و آثار باستاني در كشور ما به صورت فانتزي مورد تفقد قرار مي گيرند و فقط در لحظه اي كه در كنار آنها هستيم آنها را مي بينيم. سري به لوور بزنيد. متوجه مي شويد چه مي گويم. در عين حال براي خالي نبودن عريضه عكسي هم از اين عظمت فراموش شده در اين پست مي گذارم. ولي اگر امكان آن را يافتيد حتما از لوور و مكانهايي همچون كاخهاي ورساي در پاريس و پستدام در برلين بازديد كنيد. خداوند قسمتان كند.

ارادتمند
پسرك فضول
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|