تبليغاتX
پسرک فضول
 
نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی
 
در تابناك خواندم :

"رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است."

فكر كنم علي رغم اينكه معتقدم  جناب هاشمي دنباله روي دوك دو ريشليو، وزير اعظم لويي چهاردهم و پانزدهم (از پادشاهان فرانسه) است ولي حقيقتا اين جمله قصاري كه فرموده اند بيشتر به جوك سال شباهت دارد.

در ضمن يك جوك ديگر هم امروز صبح از اخبار ساعت ۷ صبح تلويزيون شنيدم كه از قول يك مركز مطالعاتي خارجي مي فرمود كه ايرانيها با فاصله اي بسيار زياد از انگليسيها و آمريكاييها خوشبخت تر هستند. من فكر كنم اين نتيجه حاصل نمي شود مگر اينكه رييس و كارشناسان آن مركز مطالعاتي قطعا با آقاي محصولي و آقاي دانشجو و همچنين جناب جنتي ارتباطات نسبي نزديكي دارند.

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 9:48  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
از يكي از بچه هاي ده دوازده ساله محل كه پدرش يك بسيجي فعال وزارت نفت است و در اين شلوغاتيها هم شبها عموما در گشت به سر مي برد شنيدم كه ميگفت مامانم گفته با بچه هاي همسايه صحبت و بازي نكن اينها شبها ا... اكبر مي گويند و آدمهاي خوبي نيستند!

مي دانم كه بعضيها مسئله صفين را مطرح مي كنند و قرآن به سر نيزه كردنها را علم مي كنند ولي سوال من اين است وقتي به دليل ناآگاهي و يا به دليل استفاده هاي زودگذر سياسي اجتماعي اينگونه به فرزندان خود مي آموزيم كه كسي كه ا... اكبر مي گويد آدم خوبي نيست، چه انتظاري بايد از نسل پنجم و ششم بعد از انقلاب داشت؟

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 10:28  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يك متني برايم ايميل شده بود كه برايم جالب بود. نمي دانم از كيست ولي زيبا نوشته شده است. من به بخشيهايي از آن اعتقاد راسخ دارم. نظر شما چيست؟

 

چـرا ناامیـد باشیم وقتــــی که پیــــروزیـــم؟

 
بیش از دو هفته مبارزه، چندین شهید، چند هزار دستگیری، و ... این انتظاری را ایجاد کرده است که باید سریع به موفقیت نهایی برسیم. عقده های چندین ساله مردم از بی عدالتی و توهین سر باز کرده است و انتظار است که یک دفعه کار را یکسره شود! حال که با سرعت مطلوبشان کار پیش نرفته است مایوس شده اند که البته تا حدودی طبیعی است.
اما درست این است که به خود و اطرافیانمان یادآور شویم که در حقیقت یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ ملت ایران در مدت کوتاه یک ماه اتفاق افتاده است! و باید به دستاوردهای فوق العاده ای که به دست آورده ایم به خود ببالیم: در جریان چهار سال گذشته و به خصوص در جریان انتخابات ، عموم مردم به آگاهی فوق العاده ای رسیدند و متوجه اهمیت مسایل مهمی مانند اهمیت کارشناسی، اهمیت برنامه ریزی، خطر سواستفاده از مذهب و امام زمان در جهت فساد ، خرافات مذهبی ، فساد در قدرت و ... شده اند.  وجهه مردم ایران در جهان از یک ملت خشن و تروریست که کاری جز فریاد مرگ و فحش دادن در خیابان ندارد و هیچ منطقی را نمی پذیرد اکنون به ملتی شجاع، با فرهنگ و اهل آرامش تغییر کرده است که تظاهرات سه میلیونی را در سکوت و آرامش برگزار میکند و دنیا این ملت را در بند حکومتی مستبد و ..... میبیند. این پیشرفت بسیار بزرگی است که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد. تمام پول نفت را هم خرج تبلیغات ترمیم وجهه ملی میکردیم و هزاران طومار اینترنتی برای خلیج فارس و فیلم 300 امضا میکردیم نمیتوانست حتی یک دهم این هم اثر داشته باشد.

در پی تقلب و کودتای انتخاباتی، اکثریت مردم حتی بسیاری از آنهایی که به احمدی نژاد رای داده بودند متوجه ظلم و بی عدالتی سردمداران و مدعیان عدل علی شدند. همه آنها اکنون متوجه هستند که روبرویشان جریان .... و ..... است که به راحتی دروغ میگوید، ارزشی برای نظر مردم قایل نیست و آنها را خس و خاشاک میداند، حاضر به کتک زدن و کشتن مردم بیگناه با سواستفاده از نام اسلام برای حفظ منافع مالی کثیف و قدرت نامشروع خود است. مردم اکنون ماهیت احمدی نژاد دروغگو و دار و دسته فاسدش، قاضی مرتضوی، شورای نگهبان، {بعضي} فرماندهان سپاه و {گروهي از} نیروی انتظامی، شکنجه گاه اوین، {بعضي} فرماندهان رانت خوار بسیج، صدا و سیمای دروغگو  را به خوبی میشناسند. یک لحظه فکر کنید که چند سال و چقدر باید زحمت میکشیدید که این اطلاعات را به همه مردم برسانید؟ دست دشمن درد نکند، خودشان زحمتش را کشیدند!

مردم اکنون همدیگر را میشناسند. میدانند که در خیابان با هم بودند. میدانند که اغتشاشگر نیستند. میدانند که شبها با هم الله اکبر میگویند. میدانند که با هم هستند و میدانند که دشمنشان کیست. چنین همبستگی یی خارق العاده نیست؟

خیلی از افرادی که معتقد به این حکومت بودند منجمله خانواده شهدا، رزمندگان قدیم، بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید بعد از ظلم های اخیر، کشتار مردم و ... به خوبی متوجه شده اند که اهداف انقلاب 57 و آرمانهای امام خمینی همانند رای مردم توسط عده ای فاسد و مستبد افراطی دزدیده شده است. دیگر حکومت مشروعیتی پیش آنها ندارد و دقت کنید که آنها مهمترین تکیه گاه حکومت در طی سالها بوده اند. علامت این موضوع را میتوانید در تعداد کم افراد عادی در جشن پیروزی احمدی نژاد و خطبه نماز جمعه خامنه ای ببینید که ناچار میشوند با اتوبوس جیره خوارها را برای حفظ ظاهر بیاورند. 
  بطور کلی تکلیف و موضع مردم و نظام روشن شد و در حقیقت خودی ها رفتار و موضع خشن و محکوم خود را با سیل ناخودی ها روشن کردند و این تنها ناشی از حضور خودجوش و باورپذیر مردم صورت پذیرفت. پس افسردگی، آیه یاس خواندن و ... بس است. خوشحال باشیم. موفقیتی که تاکنون در این مدت کوتاه بدست آورده ایم آن قدر ارزشمند است که افسردگی ما مانند کسی میماند که دنبال گنجی از الماس بوده است و اکنون گنج طلا بدست آورده است و از این خسران (!) افسرده شده است!
 


 

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 10:13  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
تأييدي كه بعد از ۲۲ خرداد در مورد انتخابات از سوي رهبري انجام شد از سوي شوراي نگهبان هم همانگونه كه بايد مي شد شد. خلاصه، همچنان من و تو سر كاريم و در اول وصف جمهوري اسلامي مانده ايم.

عزت زياد

  نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:58  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
صحبتهاي وزير محترم اطلاعات در برنامه گفتگوي ويژه خبري شب گذشته بيننده را به به ياد سريال دايي جان ناپلئون مي انداخت. نمي دانم چرا به طور كاملا واضحي احساس مي كردم كه يك سريال تلويزيوني را مي بينم تا اينكه واقعيات گفته شده از سوي يك وزير اطلاعات مقتدر. ايشان به حدي آرام و مصنوعي ارائه گزارش مي كردند كه شنونده بيشتر به سناريو نويسي در اينگونه مصاحبات پي مي برد تا اخذ اطلاعات شفاف. اوج داستان در آنجا بود كه مراحل تقاضاي ديدار ايشان از آقاي موسوي در حال اجرا بود و نهايت قضيه به آنجا رسيد كه ايشان از خس و خاشاك اوليه به دو دسته معترض و برانداز دست يافتند. كانديداها و معترضين انتخاباتي و معترضين جهت براندازي كه از شش ماه قبل مي دانسته اند كه آقاي احمدي نژاد رييس حمهور مي شوند و آنهم با اين اختلاف راي و برنامه ريزي كرده بودند كه شلوغ كنند و ندا آقا سلطان را بكشند و غيره و غيره و غيره.

در اينكه نيروهاي زحمتكش اطلاعات ايران از قويترين نيروهاي اطلاعاتي دنيا هستند شكي نيست ولي جناب وزير دقت نفرمودند كه ساختن اطلاعات شفاف با ارائه گزارش شفاف اطلاعات خيلي با هم فرق مي كند.

خلاصه ماجراي اين گفتگوهاي ويژه خصوصا در زمينه ماله كشي بر تخلفات انتخاباتي بيش از پيش مردم را در معرض آگاهي قرار مي دهد و اين از حسنات اينگونه وقايع است. اي كاش عقلانيت بيشتر در اين زمينه دخالت مي كرد و حدقل هزينه كمتري براي آن از سوي مردم پرداخته مي شد.

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:24  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
در تابناك آمده بود كه :

"(خانم)فاطمه رجبی به عنوان همسر سخنگوی دولت، همسر عضو شوراي نگهبان، همسر وزير دادگستري و همسر رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا ،لاریجانی و باهنر را فتنه گر و خاتمی ،هاشمی و موسوی را دجال‌ها و سفياني‌ها نامیده و احمدی نژاد را تشبه به علی کرده که شمیشیر عدالت خواهی حضرتش را برای برقراری عدالت ازنیام کشیده است: همسر چهار پست دولت نهم در انصار نیوز نوشت:
شاهد تكرار مظلوميت علي در انتخابات رياست‌جمهوري هستيم. ده روز از انتخابات مي‌گذرد. احمدي‌نژاد با 5/24 ميليون راي پيروزي شگفت‌آوري كسب كرده است، و البته مشاركت 40 ميليوني مردم، بي‌سابقه‌ترين راي اعتماد به يك دولت در جمهوري اسلامي بوده است. اين يعني احمدي‌نژاد پاك‌ترين و مطمئن‌ترين رئيس‌دولت‌ها در طول سي‌سال عمر جمهوري اسلامي، اما: هاشمي رفسنجاني، مافياي قدرت و ثروتش را از قبل از انتخابات به راه انداخت تا ملت را و نظام و اسلام را در صورت شكست ناپاكي‌ها، تبعيض‌ها، ثروت‌اندوزي‌ها و قدرت‌مداري‌هاي خود و خانواده و مديرانش از پاي درآورد. چنين است كه خانواده او دست به جنايات خياباني زدند و خود او در مخفي‌گاه نظاره‌گر و فرمانده سياست‌هاي اين كارزار. موسوي خون ريخت، چرا كه خونخوار شده است، از بغض عدالت و پاكي احمدي‌نژاد."

من اين نوشتار را به طور كامل از اين سركار عليه مي پذيرم ولي چند سوال در ذهنم ايجاد شده كه اگر كسي مي تواند كمكم كند.

1- اگر فرض بگيريم كه انتخابات صحيح برگزار شده است پس با اين وصف نزديك به 50 درصد شركت كنندگان اين معجزه هزاره سوم را قبول ندارند و به وي راي نداده اند و اگر راي خاموشها را هم حساب كنيم كه عملا كل نظام را قبول ندارند پس بيش از 50 درصد افراد واجد شرايط راي دادن جناب دكتر محمود خان را بر نمي تابند پس چگونه است كه اين راي گيري حكم راي اعتماد پيدا مي كند.

2- جنگ قدرتي كه به وجود آمده بين دو دسته از قدما و اخيران جمهوري اسلامي است كه متأسفانه منجر به خونريزي شده است و اگر فرض كنيم كه خونريز اصلي موسوي محسوب مي شود پس چرا دستان آلوده به خون از دشمنان موسوي هستند و افرادي كه مردم (ببخشيد خس و خاشاك) را نشانه گرفته اند و بر زمين گرم مي زنند و آنها را جارو مي كنند خود از اعوان و انصار سركار عليه هستند.

3-اگر هاشمي مافياي قدرت است و اينقدر اخي شده چرا آنها را محاكمه نمي كنيد و چرا رهبر معظم همچنان از وي به عنوان ستون انقلاب ياد مي كند؟

4- چرا بايد 24 ميليون راي شگفت انگيز محسوب شود؟ يعني خود شما هم اين رقم را باور نداشتيد؟

5- اگر حرف سركار عليه را بپذيريم و كروبي و خاتمي را در حال سركشيدن خون متصور شويم مي شود بگوييد اينها (همين 24 ميليون باقيمانده) چرا بايد اينقدر احمق باشند كه كاسه سر خود را دو دستي تقديم اين آقايان كنند؟ آيا غير از اين است كه آنها را بيش از معجزه هزاره سوم قبول دارند؟

6- سركار عليه در ادامه فرموده اند: "اف بر اين قدرت‌پرستي شرك‌آلود و اف بر اين دسته‌بندي عدالت‌ستيز، دروغ‌گو و اجير." سوال اين است اگر اين اقدامات قدرت پرستي محسوب مي شود علاقه بيش از حد معجزه هزاره سوم به خدمت در چهار سال اينده براي چيست؟

 

  نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 11:12  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 

آن قصر که جمشيد در او جام گرفت   آهو بچه کرد و شير آرام گرفت 
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر   ديدی که چگونه گور بهرام گرفت 

* * *
امروز ترا دسترس فردا نيست   و انديشه فردات بجز سودا نيست 
ضايع مکن اين دم ار دلت شيدا نيست   کاين باقی عمر را بها پيدا نيست 

* * *
اي چرخ فلک خرابي از کينه تست   بيدادگري شيوه ديرينه تست 
اي خاک اگر سينه تو بشکافند   بس گوهر قيمتي که در سينه تست 

* * *

اي دل چو زمانه می‌کند غمناکت   ناگه برود ز تن روان پاکت 
بر سبزه نشين و خوش بزي روزي چند   زان پيش که سبزه بردمد از خاکت 

* * *
اين کهنه رباط را که عالم نام است   و آرامگه ابلق صبح و شام است 
بزمی‌ست که وامانده صد جمشيد است   قصريست که تکيه‌گاه صد بهرام است 

* * *
ترکيب پياله‌اي که درهم پيوست   بشکستن آن روا نمیدارد مست 
چندين سر و پاي نازنين از سر و دست   از مهر که پيوست و به کين که شکست 

* * *

 

  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 9:23  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
شب گذشته شنيدم كه شوراي نگهبان در حين بازشماري ۱۰ درصد از ارا به يك اختلاف ۳ ميليون رايي برخورد كرده است. ظاهرا در بيشتر حوزه هايي كه بازشماري صورت گرفته است تعداد ارا بيش از 100 درصد واجدين شرايط بوده است. اين يعني اينكه بر اساس قوانين آماري اگر بخواهد تعميم صورت بگيرد تقريبا بيش از 20 ميليون راي با شك و ترديد همراه است. در عين حال جناب كدخدايي با اينكه خود بحث بيش از سه ميليون اختلاف را تا اين لحظه اعلام كرده اند در مصاحبه خود عنوان داشته اند كه هيچ تخلفي صورت نگرفته است.

حال اگر فرض كنيم توجيه جناب دانشجو (ببخشيد دكتر مهندس دانشجو) درست باشد و تمام مملكت در 22 خرداد در مسافرت بوده اند، استانهايي مثل مازندران و گيلان را مي شود قابل توجيه دانست ولي در عين حال بايد گفت كه دوبرابر واجدين شرايط راي دادن، سفر خود را به شهر هايي چون يزد، شبستر، تفت و غيره آنهم به صورت كاملا تصادفي انجام داده اند.

البته نعوذ با... بحث تقلب را مطرح نمي كنم فقط مي خواستم تذكر دهم كه از اين به بعد طوري گزارش شود كه ايرادات روز اول شمارش و مثلا نشمردن آراي باطله دوباره اتفاق نيافتد وگرنه در صحت انتخابات هيچ شكي نيست.

البته جناب كدخدايي هنوز هم بر نظر خود باقي هستند. مصاحبه را بخوانيد. 

  نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 9:57  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
يكي از دوستان در بخش نظرات سوال فرمودند كه چرا خودم را زود reset كرده ام و مقاومت و ايستادگي كو؟ فكر مي كنم در اين مورد در پست "مسير دموكراسي" پاسخ داده ام. در حقيقت بعد از كلاه گشادي كه بر سر مباركمان رفت تازه فهميدم كه از همان اول هم بر اساس اعتقاداتي كه به آن رسيده بوديم نبايد وارد كارزار انتخابات مي شديم. همانگونه كه در پستهاي قبل از تصميم اشتباهم براي شركت در انتخابات هم آورده ام موسوي يك اصولگرا است نه يك اصلاح طلب و در حقيقت بازي انجام شده در مسير تبليغات انتخابات اگر هم برنامه ريزي شده نبود قطعا به نفع كليت نظام پيش رفت و پس از مصادره شدن آن فقط بازي خوردن راي خاموشها در اينطرف قضيه ديدني بود. اصلا نمي توانستيم تصور كنيم كه چگونه به بازي گرفته شده ايم. حال همين تحليل را در مورد مسائل بعد از انتخابات هم بايد تعميم داد. وقتي رسيديم به اين نتيجه كه در يك جنگ قدرت داخل شده ايم پس چرا ما بايد خودمان را فدا كنيم. در آخر به چه مي خواهيم برسيم.به رياست جمهوري موسوي؟

نه من حاضر به ايستادگي و مقاومت براي يك جنگ قدرت نيستم.

  نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:33  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
تماشاي فجايع اخير و كشته هايي كه هيچ كس پاسخگوي آنها نيست روح آدمي را مي آزارد. توجيه گران به راحتي آب خوردن آنچه را كه دوست دارند و به هر شكل منطقي و غير منطقي به اثبات مي رسانند و تمامي افرادي را كه در هر صورت معترضند اراذل و اوباش مي نامند.

حتي اگر فرض كنيم كه انتخابات در عين صحت برگزار شده است آيا بايد با ۱۴ ميليون معترض اينگونه برخورد شود؟ آيا با افرادي كه در اعتراض خود سكوت اختيار كرده اند بايد با گلوله مستقيم آنهم در سر برخورد كرد؟ آيا اصلا نميتوان اين سوال را مطرح كرد كه مردم چرا بايد در جنگ قدرتي كه بين سردمداران مملكت اتفاق افتاده و به غلط مردم هم درگير آن شده اند كشته شوند؟

همانگونه كه در قبل از انتخابات و قبل از تصميم اشتباه در راي دادنم هم متذكر شده بودم مسير جريان انتخاباتي از ابتدا هم به سوي جنگ قدرت سرمداران هدايت شد و با راي دادن ما عملا مردم وارد چرخه اي از بازيهاي سياسي قدرتمندان شدند. قبول دارم كه زيبايي و هيجان دوران تبليغات انتخابات و حتي اعتراضات بعد از آن بالا رفتن آگاهي سياسي را در قشري از مردم به نمايش گذاشت ولي بعد از اين سربريدن گستاخانه ملت در سرسراي ساختمان وزارت كشور آنهم به دست افرادي معلوم الحال،‌كاملا بر من مسجل گشت كه ملت فجيعانه گول خوردند.

قبول دارم كه براي دست يافتن به حق دموكراسي بايد تلاش كرد و بايد انرژي و هزينه صرف كرد و شايد الان و در زماني كه عده زيادي از كساني كه خود از مدافعين سرسخت حكومت بوده اند و حالا جزو دشمنان قسم خورده شده اند، در صف معترضين قرار گرفته اند ولي باز هم بر من عيان است كه كه اين اعتراضات در جهت جنگ قدرت سردمداران ضبط شده و عملا كشته ها فقط فداي آمال بزرگان نظام مي شوند. يادتان باشد سيستم براحتي بزرگترين دوستداران خود را هم فدا مي كند و هر انقلابي در نهايت فرزندان خود را قرباني استحكام خود خواهد كرد.

سكوت معني دار و در عين حال مبارزه مدني منفي به روشهايي كه آگاهي دهنده جو ناآگاه جامعه باشد در اين برهه بسيار مهمتر از اعتراضات خياباني است. در نظر داشته باشيد هنوز عده زيادي در جامع مدافعين تشيع صفوي هستن كه اگر فرض كنيم اكثريت هم نباشند اقليت بالايي هستند كه تفكرات و فوبياهاي ديني مشمئز كننده اي دارند كه نمي گذارند براحتي علويان واقعي بر صفويان چيره شوند و دجال بزرگ خرافه گري ديني براحتي به ياريشان مي آيد و مبارزه را با تنشهاي خونين ديگري كه حتي مردم را به جان مردم مي اندازد روبرو مي سازد. در اين شك نكنيد كه بزرگان قدرتمدار از هر طرف كه باشند خود را در معرض خطر اوليه قرار نمي دهند و اين مردم هستند كه فدا مي شوند. كليت جامعه هم همانگونه كه قبلا هم به آن اعتقاد داشتم در سطح آگاهي بالايي نيستند در نتيجه سركوبهاي غير مدني و خونين ادامه پيدا مي كند. در حقيقت با اينكه نمي توان متصور بود كه چه اتفاقي خواهد افتاد ولي كشتار مردم به هر شكل بايد متوقف شود حتي اگر كساني مثل آقاي موسوي مجبور به تمكين شوند. الان زمانه انقلابهاي خونين نيست.

در اين برهه ما رهبران هدايت كننده با كاريزماي بالاي ملي-مذهبي كه  در عين حال معتقد به سكولاريزم باشند نداريم. ملت به صورت خودجوش و در راه اهدافي كه در ظاهر به دنبال احقاق حق خود هستند ولي در باطن اهداف قدرتمندان قديمي را دنبال مي كنند به داخل مبارزاتي وارد شده اند كه فرماندهان لشگر تشيع صفوي آن را هدايت مي كنند.

سردمداران قدرت فعلي به دليل ناآگاهي مرتكب اين تقلب بزرگ شدند ولي اگر كمي بيشتر فكر مي كردند متوجه مي شدند كه موسوي هم از خودشان بود. مجلس دربست در اختيار نمايندگاني است كه از خود اختياري ندارند و عملا اگرهم رياست جمهوري موسوي محقق مي شد هيچ اتفاق خاصي در مملكت نمي افتاد. اشتباه زورمداران در اين است كه هرگز حاضر نيستند در حد كوچكي هم قدرت را تقسيم كنند و اين امر باعث مي شود كه اشتباهات جبران ناپذيري را مرتكب شوند.

در هر صورت يادمان باشد درصد آگاهان جامعه و كساني كه دموكراسي را با اصول اوليه اش كه دانستن روش حرف زدن در حل اختلاف عقايد است مي شناسند هنوز به ۵۰ درصد كل جامعه نرسيده است و اين هنوز زماني نيست كه بتوان دموكراسي واقعي را به جامعه وارد كرد. كشته شدن مردم و خصوصا جواناني كه مي توانند در طي كردن مسير ترقي و آگاهي جامعه كمك شايان توجهي را به كشور بكنند ضررهاي هنگفتي را به دنبال دارد. مخصوصا اگر ثابت شود كه اين كشته شدن در داخل جنگ قدرت سردمداران بوده است.

مسير دموكراسي در اروپا و خصوصا فرانسه حتي بعد از انقلاب فرانسه و هدايت آن توسط روسو، دانتون و ديگران و در آن اوج دين ستيزي چيزي حدود يك قرن زمان برد. ولي الان قطعا با وجود فن اوريهاي نوين ارتباطي مسيري به غايت سريعتر را طي خواهد كرد. آرام باشيد. سحر نزديك است. راه كوتاه شده ولي روشهاي ادامه آْن مخصوص به خود است.

  نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:58  توسط پسرک فضول  | 
بالاترین: Balatarin
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
<