نگرشی به مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی |
وقتي در عصر جمعه از مرگ خسرو شكيبايي آگاه شدم در لحظه اي شايد اكثر نقشهايش از جلوي چشمانم گذشت. روزگاري سينما را خيلي دوست داشتم و حداقل ماهي نبود كه دو سه فيلم نبينم. در همان سالها كه سالهاي جواني بود فيلمهايي با بازيگري شكيبايي جزو لاينفك فهرست فيلمهاي مورد علاقه من بود. خيليها مي گويند كه هنوز با هامون زندگي مي كنند ولي جالب بود كه من خيلي با هامون كنار نيامدم ولي هرگز نتوانستم نقشهاي او را در فيلمهايي مثل سارا، پري، خانه سبز و به خصوص كاكتوس فراموش كنم. كيميا نمونه قشنگي از لطافت بود و سرزمين خورشيد نشانه اقتدار. دوستش دارم وهنوز حاضرم بارها كاكتوس و خانه سبز را تماشا كنم. يادش گرامي باد و خدايش بيامرزد.
ارادتمند
پسرك فضول
حقيقتش حسابي اوضاعم به هم ريخته است. نه آنكه راهي براي فرار از آن نباشد ولي آنقدر مسائل و موارد تو در تو شده كه انسان معطل مي ماند كه كدام را ابتدا پشت سر بگذارد. از يك طرف مسائل كاري و شغل شريف كه وقتي انسان مجبور است براي بقاي بيشتر به همه بله بگويد و براي خود كار بتراشد تا شايد بيشتر به او توجه كنند و بعد از آن همچون حمار در گل گير مي كند و كارها را نمي تواند انجام دهد و از طرفي مسائل خانوادگي و ميراث خوري كه به وجود آورده اي و حالا بايد براي هر لحظه از وضعيتش نگران و يا خوشحال باشي. از يك طرف طنازيهايش را بايد كاملا بخري و به او توجه كني و از طرف ديگر بايد مشخصات تمام اوضاع بدني وي را بايد مونيتور كني و مزاجش را تحليل نمايي و در آخر در ملغمه اي از تناقضات گير مي كني و نمي داني بايد چه كني.
حال در اين وانفساي زيباي! تقريبا شخصي مسائل اجتماعي و وضعيت اقتصادي بسيار زيباتري كه ديگران برايت مهيا مي كنند قوز بالا قوز مي شود و كافيست كه اين وسط مثلا عيال مربوطه فقط و فقط يك كلام نيمه معمولي بزند آنوقت است كه به زمين و زمان دشنام مي دهي و در يك آن تصميمهاي احمقانه و عاقلانه را با هم مي گيري كه هيچ كدام هم به اجرا در نمي آيند مگر كم خرجترين هاي آنها.
خلاصه من الان حسابي قاط زده ام ولي حداكثر سعي را كردم كه در زماني كه در حمام و در كمال آرامش در حال استحمام بودم فكر كنم. ديدم جواب نمي دهد. امروز را مي خواهم تنها باشم و با هيچ كس حرف نزنم و فقط فكر كنم. ببينم چه نتيجه اي دارد. موافقيد؟ يك روز بدون ارتباط و با تمركز بالا.
ارادتمند
پسرك فضول
امروز مقاله دکتر زیبا کلام در روزنامه اعتماد ملی را در سایت تابناک خواندم. خیلی جالب بود . حالش را داشتید نگاهی بزنید. در مورد حذف یارانه ها و پرداخت نقدی آنها بود.
ارادتمند
پسرک فضول
سلام
مطلبی را در روزآنلاین تحت عنوان آمریکا و صدای آمریکا دیدم که بسیار جالب بود. نمی خواهم بگویم نظر خودم همین است که آقای مهدی امینی نوشته اند ولی مدتها بود که می خواستم در مورد جهت گیریهای صدای آمریکا مطالبی را بنویسم که مطلب زیر را جالب دیدم. عینا آن را نقل می کنم شاید آنهایی که فیلتر شکن ندارند بتوانند راححتر آن را مطالعه کنند.
ارادتمند
پسرک فضول
در طبيعت هر موجودي صداي خاص خود را دارد و با گوش فرا دادن به آن مي توان به ويژگي هاي آن پي برد. آب سرشار از لطافت و آرامش است و صداي آب نيز؛ بدون آنکه در آن غوطه ور شوي و تن به آب بسپاري حتي از فاصله دور تنها با گوش فرا دادن به آن، روح انسان آرامش مي يابد اما همين آب زماني که سيلاب مي شود و خانمان برانداز، صدايش نيز ترسناک مي شود. انسانها نيز همينگونه اند و کمابيش از ريتم صدا و مهمتر از آن محتواي کلامشان مي توان به منش، روش و تفکرشان دست يافت. در اين ميان دولتها نيز به ويژه از زماني که افکار عمومي نقشي مهم و سرنوشت ساز در مناسبات قدرت پيدا کرد پي به اهميت صدا بردند و پي تريبوني براي بيان ويژگي ها و خواستهاي خود گشتند وبسيار مراقبت مي کنند که اين "صدا" در خدمت منافع آنان باشد و بيان کننده خواستهايشان. در اين ميان دولت آمريکا نيز از ساليان گذشته اقدام به راه اندازي رسانه اي ديگر با عنوان "صداي آمريکا" نموده که جزء رسانه هاي تاثيرگذار ساليان اخير در جامعه ايراني بوده است و به دريچه اي براي آشنايي ايرانيان با ويژگي ها و سياستهاي دولت و ملت آمريکا تبديل شده اما از عجايب روزگار اينکه براي کساني که حداقل مطالعه و آشنايي با تاريخ و ويژگي هاي آمريکا دارند تفاوت آشکاري ميان "صدا" و "صاحب صدا" وجود دارد و ظاهراً اشتباهي صورت پذيرفته و صداي ديگري بر روي تصوير آن مونتاژشده است! احتمالاً مي پرسيد چرا؟
آمريکا اگر چه انتقادهاي زيادي نسبت به سياست خارجي آن وجود دارد و به نظر نگارنده هم سياست خارجي امريکا، به ويژه در مورد ايران بسيار مخرب بوده است وبه ويژه سامان دهي کودتا بر عليه محمد مصدق ايران را در دام ديکتاتوريي گرفتار کرد که برآمدن بنيادگرايي مذهبي در ايران از نتايج آن بوده است. اما با اين همه آمريکا يکي از کشورهاي پيشتاز "جمهوري خواهي" در جهان بوده و از دموکراسي پايداري نيز برخوردار است. همچنين در اکثر موارد با "واقع نگري" به تعيين نسبت با نيروهاي موجود مي پردازد؛ به عنوان مثال اين ظرفيت را دارد که در عراق با توجه به ترکيب قومي و جمعيتي و نيروهاي واقعاً موجود از پشتيباني "اياد علاوي" به همراهي "مالکي "و "حکيم" برسد. همچنين امريکا به ويژه بعد از يازدهم سپتامبر درگير جنگي تمام عيار با القاعده شده است حال از چنين موجودي شما انتظار چه صدايي را داريد؟ و توقع داريد مثلاً از منظر جمهوري خواهي، مروج چه گفتماني در داخل ايران شود و خود را چگونه به مردم ايران معرفي کند؟ آيا توقع رفتاري حرفه اي و بيطرفانه از چنين رسانه اي وجود دارد يا حمايت تام وتمام از يک جريان سلطنت طلب؟
آنچه به ويژه اين روزها نمايان تر از قبل مقابل ديدگان بينندگان تلويزيون آمريکا آشکار شده است حضور يک تيم منسجم سلطنت طلب در بخشهاي مختلف آن است و اگرچه معدودي از کارشناسان با خاستگاه جمهوري خواهي مانند دکتر محسن سازگارا و مهندس علي افشاري در تعدادي از برنامه ها حضور دارند اما در مجموع اين افراد تنها در جايگاه کارشناس سياسي در برنامه ها حضور پيدا مي کنند و در سياستگذاري هاي اين رسانه نقشي ندارند و مديران سلطنت طلب صداي امريکا با استراتژي مشخص مشغول انتقام گيري از همه افراد و جريانهايي اند که در پيشينه خود مخالفتي با سلطنت داشته اند. اين استراتژي با تخريب نهضت آزادي ايران و دبيرکل آن دکتر ابراهيم يزدي آغاز شد و با حمله به جريان ملي – مذهبي و مهندس عزت الله سحابي ادامه يافت و اخيراً دامن جبهه ملي ايران و سياستمدار و مبارز شريف ايراني مهندس عباس اميرانتظام را گرفته است. همانگونه که مي بينيد ويژگي هاي مشترک اين سه جريان جمهوري خواهي و مخالفت آنان با هرگونه سلطنتي اعم از پادشاهي يا ديني آن مي باشد اعضاء نهضت آزادي، نيروهاي ملي – مذهبي و جبهه ملي در سابقه خود هم سابقه مخالفت با ديکتاتوري سلطنتي پهلوي را دارند و هم مبارزه با ديکتاتوري ديني.
بعد از انقلاب، بسياري از آنان طعم زندان هر دو رژيم را چشيده اند. همچنين اين نيروها متحد طبيعي هر جرياني هستند که در پي آزادي و دموکراسي باشد و تضعيف و تخطئه چنين جرياناتي که در جامعه کويري ايران حضورشان بس پر بها است و اگر چه انتقادات زيادي نيز مي توان به عملکردشان داشت اما تنها و تنها از دل ديدگاه کينه توز و تنگ نظر جريانهاي سلطنت طلب، کينه جويي، دروغ پردازي و مقابله با همه نيروهاي ملي بيرون مي آيد. آيا به نظر شما يک رسانه بيطرف و وابسته به کشوري که بزرگترين کشور جمهوري جهان است اينگونه کينه توزانه و تنگ نظرانه به بخش عمده ي نيروهاي سياسي دموکراسي خواه که به رغم همه ي مخاطرات و تضييقات داخل کشور مانده اند و پرچم مبارزه با استبداد را برافراشته نگاه داشته اند و در ين راه روزانه هزينه داده و مي دهند حمله مي کند؟ از منظر ديگر آيا کشوري با سياست "واقع گرايانه" مانند آمريکا به مقابله با بخش عمده نيروهاي سياسي ايران بر مي خيزد و تنها به طور کامل و تام و تمام همه امکانات خود را در اختيار جرياني قرار مي دهد که سي سال پيش توسط مردم از اريکه قدرت به پايين کشيده شد و اکنون نيز هيچگونه حضوري در داخل کشور ندارد؟
البته نگارنده بر اين اعتقاد است که همه نيروهاي سياسي از جمله سلطنت طلبان بايد اين فرصت را داشته باشند که بخت خود را در جامعه ايران بيازمايند و خود را به محک راي مردم بسپارند اما کاملا مشخص است در کنار نيروهاي سنتي، روشنفکران مذهبي، نيروهاي چپ مارکسيستي و چپ ملي، ليبرالها و نيروهاي ملي بخش بسيار کوچکي از جامعه را به خود جلب خواهند نمود. آيا سياست واقع گرايانه هيچ رسانه اي از جمله صداي امريکا اقتضا مي کند خود را تبديل به تريبوني براي يک جريان اقليت در جامعه ايران نمايد يا اينکه بيطرفانه با کليه جامعه ايران رابطه برقرار نمايد.
در حال حاضر رسانه صداي امريکا يک رسانه حزبي است مانند کيهان منتها کيهان تريبوني براي سلطنت اسلامي است و صداي امريکا تريبوني براي سلطنت پهلوي، علاوه بر اين آمريکا بارها اعلام کرده است که با القاعده درگير است و با آن مبارزه مي کند اما عجيب است درهمين رسانه که قرار است "صداي آمريکا" باشد با "عبدالمالک ريگي" نسخه ي ايراني القاعده - که حتي از گردن زدن بستگان خود نيز ابايي ندارد و صحنه ي گردن زدن افراد را فيلم برداري مي کند و انتشار مي دهد- مصاحبه مشود و حتي از او تجليل هم مي شود !
نه دوستان، ما موافق برنامه هاي دولت آمريکا نيستيم، بارها نيز مخالفت و انتقاد خود را نسبت به برخي سياستهاي غلط دولت آمريکا خصوصا در خاورميانه ابراز کرده و خواهيم کرد، اما انصاف بايد داشت ما صداها را مي شناسيم اين صداي آمريکا نيست صداي يک گروه سلطنت طلب افراطي است، ترديد نکنيد.
در راستای جلسه دیشب ریاست جمهوری با اقتصاددانان و همچنین بحث داغ اصلاحات اقتصادی ریاست محترم جمهور و هدفمند كردن يارانه ها يك سوال اساسي به ذهن اين فضول مندرس آمد كه مي خواستم ببينم كسي هست كه بتواند به آن پاسخ گويد شايد من هم از اين تاريكي مطلق بيرون آيم. سوال اين است:
تفاوت طرح تحول اقتصادي رياست جمهور با اصول و بندهاي اصلي برنامه هاي سوم و چهارم توسعه كه مبتني بر هدفمند كردن يارانه ها در طول ۱۰ سال بوده است در چيست؟ آيا مگر همين برنامه چهارم توسعه نبود كه براي هدفمند كردن يارانه ها مقرر كرده بود كه قيمت بنزين و حاملهاي انرژي طرف مدت ۵ سال به قيمت واقعي برسد و همين كرسي سبز نشينان هرم بهارستان طرح تثبيت قيمتها را در مبارزه با آن در مجلس به تصويب رساندند؟ آيا اين طرح تحول اقتصادي در زير مجموعه هاي برنامه سوم نبود كه توسط كرسي قرمزنشينان اصولگراي ششمي به عنوان اجحاف در حق مردم، جلوي اجراي هدفدمند كردن يارانه ها را گرفتند؟ پس چگونه است كه آن موقع اين امر تحول اقتصادي محسوب نمي شد ولي الان مجلس هشتم براي آن كميسيون ويژه تشكيل مي دهد و آن را مهمترين طرح اقتصادي ۳۰ سال گذشته مي داند. اگر اين آقايان فراموشكارند تاريخ هيچ چيز را فراموش نمي كند.
ارادتمند
پسرك فضول
بر عكس سردمداران غربي كه به اين راحتيها در قبال حرفهاي دولتمردان ما جواب نمي دهند و كاري به كار ما ندارند و قدم به قدم بر عمل خود مي افزايند و ملت ما را تحت فشار ميگذارند (به جاي اينكه مثل خدمتگزاران دولت نهم فقط حرف بزنند) بلافاصله پس از هر حرفي از سوي غربيها، دولتمردان ما از روي باد معده حرفهايي را بلغور مي كنند.
جناب نوذري وزير نفت ايندفعه افاضات بسيار قشنگي كرده اند كه الحق مشخص مي شود جزو شاگردان زرنگ مكتب ملك العلما الهام بوده و به خوبي در محضر ايشان تلمذ كرده اند. ايشان فرموده اند كه با طرحي كه دارند مي توانند ۴۸ ساعته تمام بنزيني را كه هر روزه وارد مي كنند در پالايشگاههاي خودمان توليد كنند و دماغ غربيها را در تحريم فروش بنزين به ايران به خاك بمالند!
من فقط يك سوال دارم و آن اين است كه آقاي عقل كل پس مگر مغزت ايراد دارد كه با وجود همچين امكاني حداقل نيمي از واردات را كم نمي كني تا پول اين ملت بدبخت به جيب استعمارگران خارجي نرود!! اگر ما مي توانيم با تغيير در سيستمهاي پالايشگاهها به اين مهم دست پيدا كنيم، اين كدامين محصولات است كه از بنزين واجبتر است و پالايشگاهها بايد آنها را توليد كنند؟
با توجه به اينكه شاگرد مكتب ملك العاما هستي شك ندارم كه اراجيف بافته اي ولي اگر حرفي هم كه زده اي درست است و واقعا اين امكان وجود دارد و الان از آن استفاده نمي كني فقط بايد گفت كه عقل كه در بدن نيست جان (در اينجا جان مردم) در عذاب است.
ارادتمند
پسرك فضول
تصويري بدون شرح ولي نشان دهنده وضعيت دولت نهم.

* با اجازه آقاي رمضاني كه اين عكس را از وبلاگ گنبد مينايي برداشت كرده ام.
پسرك فضول
اين جمله را خيلي شنيده ايم. در مصرف آب صرفه جويي كنيد. امسال هم اوضاع كشور و بلكه خاورميانه و شبه قاره هند از لحاظ نزولات جوي در حد فاجعه است ولي چند تا سوال براي من پيش آمده است كه اگر كسي جوابش را دارد عنايت فرموده مرا مستفيذ كند:
۱- ما در سالهاي گذشته هم مي شنيديم كه اگر در مصرف آب و برق ۱۰ درصد صرفه جويي كنيم قطعي آنها را نخواهيم ديد. حال چگونه است كه امسال كه به يك بحران رسيده ايم باز هم همان صرفه جويي ۱۰ درصد كار ما را راه مي اندازد؟
۲- ما يكبار ديگر در اواخر دهه ۷۰ با خشكساليهاي شديدي روبرو شديم به طوريكه در آن سال هم زاينده رود و هامون خشك شدند (البته هنوز هامون خشك نشده است و اگر بدانيد كه بر اساس آمار در سيستان امسال پرآبي داريم خيلي جالب مي شود.) و در آن سالها تهران و چند شهر بزرگ با جيره بندي آب مواجه بود ولي اينقدر ايجاد تشنج نشد و اذهان به هم نريخت و دولت به هول و ولا نيافتاد ولي امسال علي رغم اينكه اين همه در بوق و كرنا مي كنند كه اوضاع خراب است هنوز برنامه اي هم براي جيره بندي آب تهران و يا شهرهاي بزرگ ندارند.
۳- چرا با وجود اين همه مراكز تحقيقاتي در زمينه آب و آبخيزداري آنهم در كشوري كه ذاتا خشك و نيمه خشك است يك برنامه صحيح در مورد مديريت منابع آب وجود ندارد. لازم به ذكر است كه قدمت بعضي از اين مراكز به ۳۰ سال هم مي رسد.
ارادتمند
پسرك فضول
مي دونيد ما مردمي كه در فلات ايران زندگي مي كنيم ذاتا اصولگرا و محافظه كار هستيم. از طرفي همين مردمي كمي تا قسمتي ادعا مي كنند كه از نوادگان كوروش كبيرند ولي ذاتا با سردمداران حكومتي خود كنار مي آيند حتي اگر اين دولتمردان جديد نظرات و رويه حكومتي كوروش را بر نتابند و يا اينكه كوروش را كافر بالفطره بدانند و به او دشنام گويند.
اين مردم عزيز همچنين خاصيت بزرگي دارند كه پزشكزاد طنز نويس بزرگ معاصر از عنوان دايي جان ناپلئون براي آنها استفاده مي كند و اتفاقا سردمداران نسل اولي و دومي مي دانند كه تئوري توطئه يعني چه و دايي جان ناپلئون كيست ولي اصلا حاضر نيستند در اعتراض به اين قضيه هيچ تكان فرهنگي به خود بدهند.
سكون در مردم ايران يك عشق است و حركت نشانه سردرگمي. مدعي را دوست ندارند و به آن غر مي زنند ولي خود هميشه در حال ادعا هستند. دروغ را نكوهش مي كنند و به بچه هاي خود توصيه ميكنند كه دروغ نگويند ولي خود بيش از حقيقت، دروغ مي گويند. انتقاد را مثبت و سازنده مي دانند ولي خود تحمل انتقاد را ندارند. از منطق صحبت مي كنند ولي خود هيچ منطقي را نمي پذيرند.
در آخر مي توانيد مرا راهنمايي كنيد كه اين ساختارهاي فرهنگي اگر نشانه محافظه كاري نيست پس نشانه چيست؟
ارادتمند
پسرك فضول
در رسانه ها ملاحظه كرديم كه آقايان عزيزي نظرات جالبي داده اند در مورد موبايل و بلوتوث و اس ام اس و وبلاگ. برايمان جالب انگيزناك شد كه ماجرا را پيگيري نموده و ببينيم دنيا دست كيست و وظيفه ما چيست؟
فرمانده نيروي انتظامي تهران فرموده اند: «برخي از تکنولوژي هاي عصر حاضر در جهت رسيدن به مقاصد شيطاني و شوم استفاده مي کنند.». مديرکل روابط عمومي نيروي انتظامي با اين ادعا که «بلوتوث هاي مخرب، امنيت اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد» گفته: «از اين پس ماموران نيروي انتظامي در صورت مشاهده بلوتوث بازها با آنها برخورد قاطع خواهد داشت.»
وزير آموزش و پرورش نيزپنج شنبه گذشته در همايش انجمن اوليا و مربيان از تهاجم اينترنت،ماهواره و بلوتوث به سيستم آموزش خبر داد و گفت:«اولين اقدامي كه نظام تعليم و تربيت كشور نيازمند انجام آن است، طراحي و اجراي برنامهاي براي مصونيتبخشي اين نظام در مقابل تهاجم رسانهاي اينترنت، ماهواره و بلوتوث است.» عليرضا علي احمدي با تاکيد براينکه«مصونيتبخشي نظام تعليم و تربيت در مقابل تهاجمات رسانهاي الزامي است» گفت:«نظام تعليم و تربيت كشور، نيازمند انجام اقدامات اساسي است كه بايد به كمك همه آحاد دست اندركار صورت گيرد و اولين اين اقدامات، مصونسازي اين نظام در مقابل تهاجم رسانهاي اينترنت، ماهواره و بلوتوث است.»
در اقدامي ديگر سايت بصيرت ارگان دفتر سياسي سپاه پاسداران اقدام به انتشار گزارشي در گسترش استفاده از پيام هاي کوتاه تلفني(اس ام اس) با اشاره به ارسال جوک از طريق اس ام اس که به يکي از کارکردهاي اين تکنولوژي ارتباطي در ايران تبديل شده،کرده و نوشته: «همين جنبه مفرح پيام كه پديده نويني را ميان جوانان به وجود آورده كه به "اس ام اس بازي" معروف شده است و همين نام به تنهايي گوياي جايگاه نادرست پيام هاي كوتاه در بين آنهاست.»
با اوصافي كه در فوق آمد اين فضول مندرس و حقير به اين نتيجه مي رسد كه :
جوانان عزيز كشور و در عين حال به طور همزمان كليه انسانهاي موجود در اين بخش از كره خاكي حق استفاده از كبريت، چاقو و يا هر وسيله اي كه امكان تبليغ بر عليه نظام را به صورت بالقوه در خود دارد را نداشته و بايد هر چه سريعتر اينگونه ابزار و آلات را از دسترس دور نموده، امحا نمايند. از طرف ديگر شايد بتوان گفت كه به دليل اينكه امكان دارد يك انسان مواردي هر چند كوچك انتقاد را بر عليه سامانه حكومتي بر روي كاغذ بيانگارد كه خداي نكرده به دست نااهل يا اهل دلي بيافتد، مصرف كاغذ و مداد نيز تا اطلاع ثانوي بايد با كارت سوخت كنترل شود.
با توجه به اينكه وبلاگ نيز جزء عناصر خطرناك و خاطي محسوب مي شود و در همين حال اينترنت نيز در زمره وسايل بسيار خطرناك و مستهجن مي باشد، استفاده از اين جانوران نيز تا اطلاع ثانوي در داخل كشور ممنوع مي باشد.
در نهايت هرگونه تبادل اطلاعات به هر شكل و هر نحو حتي ارائه اطلاعات و گزارش مشخصات پي پي درون پوشك بچه و نوزاد از سوي پدر به مادرش با اشد مجازات روبرو خواهد شد.
ارادتمند
پسرك فضول
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|